– احزاب و انتخابات
انتخابات، امروزه، اصل بنیادین دموکراسی های نمایندگی و ضامن مشروعیت سیاسی دولت هاست. در واقع، انتخابات به عنوان تنها ابزار مشروع برای تعیین حاکمان در اکثریت قریب به اتفاق نظام های سیاسی مختلف مورد پذیرش قرار گرفته، و تفاوت نگرش در خصوص انتخابات، تنها مربوط به انتخاب مدلها و نحوه اعمال آنها است.[1]
انتخابات عقدی است بین رأی دهندگان و انتخاب شوندگان.[2]
انتخاب به معنی فن گزینش پدیده ای تازه و نوپاست زیرا در گذشته زمامداران و حاکمان قابل انتخاب نبودند بلکه بر مردم تحمیل می شدند و قدرت به صورت ارثی و وراثتی منتقل می گردید و زمامداری امر طبیعی برای عده ای خاص بودند. نخستین جرقه انتخابات درشکل نوین در بریتانیا آشکار شد و کم کم این روند رو به تکامل نهاد و پس از آن علاوه بر رشد کیفی، گسترش کمی به سایر کشور ها نیز پیدا نمود و به شکل منسجم وارد شبکه حقوقی کشور های دیگرگردید. استقرار حقوقی و سیاسی انتخابات در قرون هفدهم و هجدهم با پذیرش نظریه نماینده سالاری و ایجاد رژیم های نماینده ای و متعاقب ظهور نظریه حاکمیت ملی انجام پذیرفت.
در ابتدا حق رأی منحصر به شمار معدودی از اعیان بود که دارای امتیازات از جمله پرداخت مالیات و داشتن عناوین خاص بودند ولی بعد ها حق رأی تعمیم یافت. حق رأی و تغییر و تحول آن بسته به هر کشور شرایط خاص خود را طی نموده است. حق رای در انگلستان در 1918 و در فرانسه در 1945 با پذیرش حق رأی زنان مستقر شد. در آمریکا پذیرش حق رأی عمومی سابقه ی بیشتر از چند دهه ندارد، حق رأی از دستاورد ها و آثار دموکراسی است و نیز براساس مسائل طبقاتی، مذهب، نژاد و وراثت نیست.
با توجه به گفته های فوق، انتخاب یک روند تدریجی و تکاملی را پیموده و امروزه به عنوان یکی از مؤلفه های مهم مشارکت سیاسی، نقش مهمی را در تعیین نمایندگان و زمامداران و مشروعیت نظام سیاسی بازی می کند و حتی نظام های اقتدارگرا برای عقب نماندن از کاروان دموکراسی و مردم سالاری و کسب و حفظ مشروعیت برای خود، از دست زدن صوری به امر انتخابات دریغ نمی کنند.
احزاب سیاسی سازمانهایی هستند که قالب بندی و نظم دادن به افراد در مبارزات سیاسی در راه رسیدن به مرام و اهداف حزبی و به کرسی نشاندن باورها، هنجارها و ارزشهای مورد حمایت حزب را برعهده دارند.
شاید اگر نتوان گفت تنها نقش احزاب سیاسی در انتخابات و کشاندن مردم پای صندوقهای رأی است، حداقل می توانیم بگوئیم که کلیدی ترین نقش احزاب در جریان انتخابات رقم می خورد و از این جهت برخی حقوقدانان و علمای علم سیاست، احزاب را مولود مشارکت مردم در سرنوشت سیاسی خود می دانند.
نقش احزاب در انتخابات همواره، نظر تحلیلگران و پژوهشگران را به خود معطوف داشته است. نتایج بررسی هایی که به عمل آمده، نشان می دهد که اشخاصی که در معرض تبلیغات احزاب قرار نگیرند، بیش از همه از رفتن به پای صندوق ها و دادن رأی، خودداری می ورزند.[3]
برتری انتخابات حزبی بر انتخابات بدون حزب در این است که در صورت نخست، تعداد نامزدهای انتخابات معقول تر خواهد بود و این امر، خود از پراکندگی آراء شهروندان جلوگیری به عمل می آورد و قدرت نمایندگی منتخبین را افزایش خواهد داد. در حالی که اگر احزاب وجود نداشته باشند، شهروندان، هم از حیث نامزدی و هم از جهت رأی دادن، دچار پراکندگی گردیده و طبعاً ضریب قدرت پشتیبان نمایندگان کاهش خواهد یافت و عمل رأی دادن، به جای اینکه بر مأخذ برنامه سیاسی یا فکر و اندیشه مرامی و مسلکی باشد، بر پایه وابستگی به شخصیتها و لزوماً احساسی یا سطحی خواهد بود.
در واقع اننتخابات بدون احزاب، وضع موجود جوامع را تهدید می کند و بدین طریق انتخابات، آلت دست محافظه کاران قرار می گیرد تا به ساختار و رهبری سنتی، یک مشروعیت مردمی صوری بدهند. این در حالی است که در انتخاباتی که همراه با احزاب برگزار می شود، ساز وکارهایی برای بسیج سیاسی در یک چارچوب نهادی فراهم می شود. یکی از وظایف مهم و اصلی احزاب سیاسی در نظامهای پارلمانی، مسئله انتخابات بویژه انتخابات پارلمانی است. پیوند حزب با پارلمان را باید از زمره نزدیکترین روابط سیاسی و اجتماعی دانست و بدین ترتیب احزاب و سازمانهای مرکزی آنها در ایام انتخابات حساس ترین و داغ ترین فصل زندگی سیاسی شان را سپری می کنند.
حال اگر بخواهیم نقش احزاب را در نظام های پارلمانی بررسی کنیم، بنظر می رسد الگوی حکوتی و نظام پارلمانی انگلستان بهترین الگو باشد؛ زیرا انگلستان نخستین کشوری بود که در آن انتخابات به معنی امروزین آن و آثار حزب به معنی جدید پا گرفت. از آنجا که احزاب سیاسی در ارتباط مستقیم با پدیده انتخابات و انجام سهلتر و مفیدتر بودن جریان انتخابات بوجود آمدند، کارویژه و نقش اصلی آنها نیز با برگزاری انتخابات گره خورده است. ماده 4 قانون اساسی فرانسه و ماده 21 قانون بنیادین آلمان مصوب 1949 نیز همین وظیفه را برای احزاب ذکر کرده اند.[4]
اما باید به یک واقعیت هم اعتراف کرد و آن اینکه انتخابات در نظام های پارلمانی صرفاً برای انتخاب حاکمان و تشکیل دولت نیست بلکه جنبه تقنینی و مشاوره عمومی هم دارد. به طور مثال در موارد گوناگون و برای مقاصد مختلف از انتخابات بهره گرفته شده است. یکی از این موارد، مسائل اقتصادی است که در سالهای 1852 و 1923 به ترتیب در رابطه با مبادله آزاد و مسأله اقتصاد حمایت شده از انتخابات به عنوان راهکار این مسائل استفاده شد.
 
 
 
 
گفتار نخست- نقش و کارکرد انتخاباتی احزاب
الف- شکل دهی به افکار عمومی
افکار عمومی، افکاری است که مردم بطور کلی در زمان معینی درباره یک مسأله مربوط به منافع عمومی دارند و به عبارتی شامل نگرش ها، ارزش ها و باورهای عموم مردم است.[5]
به قول آلفرد سووی، یکی از اساتید نامدار فرانسوی در جمعیت شناسی و افکار عمومی «افکار عمومی ضمیر باطنی یک ملت است. افکار عمومی این قدرت گمنام غالباً یک نیروی سیاسی است، نیرویی که در هیچ قانون اساسی ای پیش بینی نشده است».[6]
اصطلاح افکار[7] برای اولین بار در قرن هجدهم ظاهر شد و تا انقلاب فرانسه معرف افکار نخبگان فرهیخته بویژه اشراف دامن پوش پارلمانی بود که پرچم مبارزه با سلطنت مطلقه را برافراشته بودند. آنها افکار خود را در مورد پادشاه به اطلاع عموم می رساندند. از انقلاب فرانسه به بعد این اصطلاح به جای انتساب به اشراف به شهروندان و نمایندگان سیاسی و فکری آنها در مورد مسائل مختلف اطلاق می شد. آنچه مسلم است امروز در اغلب کشورها افکار عمومی یک قدرت واقعی است و اهمیت آن بستگی به رشد سیاسی مردم دارد.[8]
در مورد این مسأله که آیا تمامی قشرهای مردم در شکل دهی به افکار عمومی نقش دارند یا خیر، بحثهای زیادی شده است. قدر مسلم آن است که در میان مردم عده ای خاص، نقش مهمتری نسبت به دیگران در تهییج و جهت دهی افکار عمومی دارند و یقیناً یکی از این موارد خاص، احزاب سیاسی اند که در کنار سایر اقشار مانند روزنامه نگاران، سیاستمداران، اصحاب مطبوعات و رسانه به ایفای نقش می پردازند. یکی از شیوه های متعارف ابراز افکار عمومی نظام نمایندگی است.
جان لاک معتقد بود که حکومت مبتنی بر نمایندگی به مفهوم درست کلمه، حکومت مجلی است که منتخب مردم باشد و قانونگذاری را بر عهده گیرد.[9]
بالطبع، در نظام های پارلمانی نقش احزاب در انعکاس افکار عمومی با توجه به رقابت میان احزاب سیاسی شکل پیچیده و جذابی را به خود می گیرد.
در نظام های پارلمانی با توجه به اینکه احزاب سیاسی رکن پایه ای و اساسی اینگونه نظامها هستند و اصولاً بدون وجود احزاب، نظام پارلمانی پا نمی گیرد و معنا و مفهومی ندارد، احزاب نقشی اساسی در شکل دهی و هدایت افکار عمومی داشته و سکان هدایت افکار عمومی را در دست دارند.
در یک  مسأله سیاسی و مهم و در مسائل کلان که به همه جامعه ربط پیدا می کند، افکار عمومی خود به خود حساس می شود و افکار و نظرات گوناگونی پیرامون آن مسأله خاص در سطح جامعه بوجود می آید. تفاوت و تنوع فکری در جامعه، واقعیتی انکارناپذیر است و  برخورد افکار و حس مجادله، عرصه های توافق، عدم توافق و غفلت را آشکار می سازد. هدایت این جریانات و افکار متضاد بایستی به سمتی باشد که منافع ملی را در کل تأمین نموده و با ایجاد اجماع و تعادل و نیز اصلاح تضادها و ناهنجاریهای افکار عمومی، حداکثر رضایت عمومی تأمین گردد.
احزاب سیاسی برای اینکه بتوانند در اذهان و افکار مردم رخنه نمایند، می بایست به دنبال ارائه دکترین ها، ایدئولوژی ها، و نیز تبیین و توجیه آنها باشند که شاید از روشهای عوام فریبانه ای هم در این راه بهره ببرند. اما در یک جامعه دموکراتیک، احزاب رقیب هم به نوبه خود می توانند با افشاگری و برملا کردن توطئه های احزاب دیگر در محضر افکار عمومی، آنها را به اصلاح الگوها و رفتارهای حزبی شان مجبور سازند. اینکه آیا احزاب سیاسی می توانند افکار عمومی را که در آن اراده واقعی مردم نهفته است، به طور تام و کمال سازماندهی نمایند یا خیر؛ بستگی به عوامل متعددی دارد. اما این نکته را هم نباید فراموش کرد که دموکراسی، صرفاً کوتاه ترین راه بین اراده مردم و حکومت است و نه انطباق کامل این دو بر یکدیگر.
ب- گزینش نامزدها و داوطلبان انتخاباتی
افراد در جامعه سیاسی، هم به صورت انفرادی و هم جمعی می توانند جهت استفاده از حقوق سیاسی خود اقدام نمایند. شکل بارز بهره مندی جمعی از حقوق و آزادیهای سیاسی، ایجاد سازمانها و تشکل های سیاسی و اجتماعی است. اصل آزادی اراده و حق دسترسی به خدمات عمومی ایجاب می کند که افراد خود را به طور مستقل و یا از طریق احزاب سیاسی نامزد انتخابات نمایند؛ به منظور کارآمدی انتخابات و نظام سیاسی و اداره مطلوب حکومت، نامزدهای انتخاباتی که از طریق احزاب و تشکل های سیاسی نامزد می شوند، علاوه بر شروط مقرر در قانون احزاب، بایستی شرایط مقرر در اساسنامه داخلی حزب را نیز داشته باشند و از طرفی احزاب می توانند اقدام به معرفی نامزدهایی نمایند که بر اساس قوانین مقرر شکل گرفته و منطبق با قانون انتخابات و اساسنامه داخلی خود نامزد انتخاباتی معرفی نموده باشند، اکثر کشورها مقررات خاصی را در خصوص شکل گیری و فعالیت احزاب بالاخص، نحوه شرکت در انتخابات وضع نموده اند؛ اما چنین قواعدی می بایستی تضمین بخش و روشن کننده حقوق و تکالیفی برای فعالیت احزاب در عرصه مشارکت سیاسی باشند.[10]
احزاب در معرفی کاندیداها و شکل دادن به افکار عمومی به انتخاب درست و منطقی و سازمان یافته کردن اذهان مردم کمک زیادی می کنند. در فقدان احزاب سیاسی در جامعه نوعی سردرگمی و ضعف در انتخاب برنامه پیش می آید؛ زیرا افراد و کاندیداهای مستقل و یا بدون برنامه و نیز گروه های کوچکی همانند گروه های ذینفوذ و تشکلهایی که نه با عنوان حزب متشکل و سازمان یافته بلکه با مرامی مبهم و سازمان نیافته در عرصه سیاسی، توانایی این را ندارند تا برنامه هایی پخته و حقوقی و نیز افکار و اندیشه هایی در خور و شایسته که منافع ملی تمامی شهروندان را شامل گردد، به شهروندان ارائه دهند. معرفی و نامزد کردن کاندیداهای حزبی و وابسته به تشکیلات حزبی در کمپین های انتخاباتی مشهودترین و بارز ترین کارکرد و نقش انتخاباتی احزاب محسوب می گردد.
فرح کریمی نماینده ایرانی الاصل پارلمان هلند، می گوید: «در هلند، احزاب سیاسی مسئول انتخاب نماینده و تهیه لیست کاندیداها هستند. هیچ گونه صافی برای عبور نمایندگان وجود ندارد؛ فقط احزاب هستند که نامزدها را معرفی می کنند و آنها مسئولیت دارند که چه کسانی را در فهرست خود قرار دهند. احزاب هم مقررات خود را برای کاندیداها دارند. معمولاً از طریق کمیسیون های حزبی نامزدها مشخص و به کنگره حزب معرفی می شوند و در نهایت، این کنگره است که نامزدها را تعیین می کند.[11]
در حکومتهای پارلمانی، احزاب ثبت نام نامزدهای انتخاباتی را کنترل می کنند و سبب یکپارچگی رفتار انتخاباتی می شوند. هر حزب برای انتخاب نامزدهایش و شکل دهی سیاستهای عمومی پس از کسب قدرت اجرایی، باید با گروهها و احزاب دیگر داد و ستد و مذاکره کند و اولویتهای سیاسی گروههای رقیب را به مخاطره اندازد.[12]
درجات دخالت احزاب در تعیین نامزدهای انتخاباتی بسیار متغیر است. برای پی بردن به این مسأله باید مشخص گردد که آیا در این مورد احزاب، حق انحصاری دارند یا قضیه جنبه رقابتی دارد؟
به عبارت دیگر آیا نامزد بایستی الزاماً توسط حزب معرفی شود، یا آنکه می تواند آزادانه، بدون سرپرستی حزب، از آرای رأی دهندگان استفاده نماید؟
باید گفت که این امر جنبه حقوقی و عملی هم دارد و در برخی کشورها، احزاب، مطابق قانون از انحصار استفاده می کنند و تنها آنها هستند که می توانند کاندیدا معرفی کنند و هیچ کس نمی تواند به عنوان نامزد غیر حزبی، در انتخابات شرکت کند. در برابر این انحصار مطلق که بسیار هم نادر است، انحصارهای نسبی هم وجود دارد. در آمریکا و در بسیاری از کشورها، قوانین انتخاباتی، نامزدها را مجبور می نمایند که در صورت شرکت در انتخابات به عنوان کاندیدای غیر حزبی، تعدادی امضاء، ابراز نمایند.
به طور کلی در کشورهایی که این انحصار را پیش بینی می کنند، مقررات خاصی هم برای تشکیل احزاب وضع می نمایند و کنترل و نظارت اداری و قضائی را برای شناختن صفت حزب جهت مجامعی که مایلند نامزدهایی معرفی کنند ضروری می دانند. در انگلستان عرف و عادت حکم می کند که یک نامزد، به طور منفرد در انتخابات شرکت نکند و کمیته ای نامزد شدن او را تأیید نماید. با این روش، دخالت احزاب در انتخابات جدی تر می شود. مهمترین عواملی که در افزایش نقش احزاب در معرفی نامزدهای انتخاباتی مؤثرند، یکی نظام تناسبی است که میان این نظام با اخذ رأی فهرستی و جمعی، نسبت مستقیمی وجود دارد. در تقسیم کرسیهای باقیمانده در پارلمان، تأثیر احزاب به حد اعلای خود می رسد. به طوری که نامزدهایی که طبق فهرست مکمل در سطح مملکتی بوسیله آراء باقیمانده اضافی انتخاب شوند، مستقیماً منتخب حزب می باشند.
شیوه ای گزینش داوطلبان در کشورها و احزاب مختلف، متفاوت است. این گزینش در سطح ملی، منطقه ای و یا محلی صورت می گیرد. بنابراین میزان تمرکزگرایی حزب مورد نظر در شیوه گزینش نامزدها مؤثر است. با این حال، رایج ترین شیوه گزینش نامزدها یکی گزینش توسط مراجع حزبی در سطح حوزه های انتخابیه تحت نظارت مراجع حزبی در سطح ملی یا منطقه ای است و دیگری گزینش توسط مراجع حزبی پس از مشاوره با مراجع محلی و منطقه ای است.[13]
در برخی از کشورها از جمله انگلستان، رهبران حزب در سطح ملی، می توانند نامزدهای گزینش شده در سطح محلی را رد کننند و حتی در مواردی هم می توانند افرادی را به عنوان نامزد به مقامات حزب در سطح محلی پیشنهاد نمایند.
گاهی دیده  شده است که حزب، نامزد را معین نمی کند بلکه نامزد، حزب خود را بر می گزیند. مثلاً در زمان جمهوری سوم فرانسه، برخی کاندیداها، مورد تأیید برخی از احزاب قرار می گرفتند. بدین ترتیب ابتکار عمل از جانب کاندیداها بود و از طریق استفاده از عنوان حزب، برای به دست آوردن موفقیت و ایجاد شانس بیشتر پیروزی، تلاش می کردند. در حوزه های وسیع انتخابیه، استفاده از عنوان حزبی(مثلاً عنوان حزب کارگر) عامل اساسی اخذ رأی می گردد، در حالی که در حوزه های کوچک، عنوان حزبی جنبه ثانوی و فرعی دارد.
به هر حال درجه نفوذ احزاب در بین نامزدها، تابع عوامل متعددی است که در این میان عوامل حقوقی و از جمله قوانین، تأثیر مستقیمی دارند. قوانین می توانند برای حزب حق انحصاری بشناسند، یا امتیازات گوناگونی به حزب بدهند.
ذکر یک نکته هم در اینجا حائز اهمیت است و آن اینکه ممکن است برخی از اعضای حزب با بعضی از نامزدهایی که حزب متبوع آنها معرفی نموده، موافق نباشند اما چون از طرف حزب نامزد شده اند، به آنان رأی می دهند و این چنین رأی دادن از نمونه های روشن انضباط حزبی است. به بیان دیگر، رأی برای برنامه و حزب است و نه شخص.
ج- نقش احزاب در ایجاد ارتباط بین رأی دهندگان و نمایندگان مجلس و تنظیم امور  پارلمانی نمایندگان
یکی از مهمترین نقشهای احزاب ایجاد یک پل ارتباطی بین شهروندان و نمایندگان احزاب سیاسی و تنظیم و تنسیق رفتار و مواضع نمایندگان با خواسته های مردمی و وعده های انتخاباتی آنان در قبل از برگزاری انتخابات پارلمانی است.
ایجاد یک گروه پارلمانی از تفرقه آراء و دور شدن نمایندگان از شعارهای انتخاباتی آنها جلوگیری می کند. نظارت حزب بر روی موضع گیری نمایندگان خود بر حسب هر حزب متفاوت است. در انگلستان، احزاب از طریق ناظری که به آن ویپ می گویند نظارت دقیقی بر رفتار و موضع گیری نمایندگان اعمال می کنند، در حالی  که در فرانسه چنین نظارتی وجود ندارد و احزاب تصفیه خود را با نمایندگان به دور بعدی انتخابات موکول می کنند. نکته دیگر اینکه رأی دهندگان پس از انتخاب نماینده خود هیچ گونه دسترسی و نظارتی بر افعال او ندارند، در حالی که حزب پل رابطی است که رابطه مستمری را بین نماینده و رأی دهنده برقرار می سازد.[14]
ارتباط بین حاکمان و شهروندان دو گونه است. یک نوع آن متمایل به پایین بوده و احزاب برای تأمین اهداف و مقاصد رهبران احزاب سیاسی تشکیل می شوند. نوع دیگر که به نظام نمایندگی معروف شده است در نظام های پارلمانی غرب که از نظام نمایندگی پیروی می کنند، حاکم است. چارچوب قوانین اساسی این کشورها مبتنی بر اصل نمایندگی نخبگان سیاسی بوده و فلسفه تشکیل احزاب سیاسی هم حکومت نخبگان بر جامعه است.[15]
احزاب سیاسی علاوه بر تنظیم و ترتیب اثر دادن به افکار عمومی در بیرون از پارلمان، پس از اتمام انتخابات پارلمانی و ورود نمایندگان به پارلمان، نقش کلیدی خود را در تنظیم امور پیچیده پارلمانی ایفا خواهند نمود.
احزاب با داشتن سازمان تخصصی و قومی در تمامی علوم و رشته ها که از گردهمایی اعضایش به وجود آمده، می تواند پشتوانه فکری بسیار با ارزش برای نمایندگان منتخب خود باشد و از افرادی که به قدرت راه می یابند، پشتیبانی فکری نمایند.
د- نظارت برانتخابات
امروزه در تمام دنیا جهت تأمین سلامت انتخابات، بر ضرورت نظارت بر انتخابات معترفند و کشورهای مختلف، هر کدام نهادی را متولی این امر مهم قرار داده اند تا جویندگان قدرت سیاسی نتوانند رأی مردم را در جهت منافع خود تغییر دهند. به طور مثال در انگلستان، مجلس عوام که متشکل از دو حزب عمده محافظه کار و کارگر است، امر نظارت بر انتخابات را بر عهده دارد. دعوی انتخاباتی نیز به دادگاه های عمومی که در زمان انتخابات به این امر اختصاص می یابند، ارجاع می گردد. البته ناگفته نماند که مؤسسات و نهادهای غیر حکومتی و غیر سیاسی، و نیز مطبوعات و رسانه ها در این قضیه از سهم قابل توجهی برخوردار می باشند.
نظارت بر انتخابات در کشورها، در اشکال متفاوت همچون از طریق پارلمان، دادگاه های ویژه یا عمومی، کمیسیون های مستقل انتخاباتی و یا یک نهاد بی طرف اعمال می شود. صرفنظر از نحوه نظارت، لازم توجه است که در صورتی می توان به نتیجه نیک نظارت امیدوار بود که «اعضای قوه ناظر» نسبت به انتخابات و نتیجه آن به هیچ وجه ذینفع نباشند؛ در غیر این صورت، امیدی به درستی جریان و نتیجه انتخابات نخواهد بود.[16]
در کشورهایی که در حال گذار به دموکراسی و وضعیت های انتقال قرار دارند، نظارت بر انتخابات از طریق نهادهای مستقل و بیم المللی به نحو مؤثرتری صورت می پذیرد و نظارت این گونه نهادها بر انتخابات این قبیل از کشورها منصفانه تر به نظر می رسد؛ مانند انتخابات پارلمانی لیبی بعد از سقوط معمر قذافی و انتخابات ریاست جمهوری افغانستان.
در ایران، شورای نگهبان قانون اساسی، نظارت بر انتخابات را بر عهده دارد.
نظارت بر نحوه رأی گیری و نظام انتخابات، موجب سلامت انتخابات و تضمین درستی آن می گردد، هر چه نظارت گسترده تر و پیچیده تر باشد، سلامتی و صحت انتخابات به نحو شایسته تری امکان پذیر می گردد.
آقای بشیریه این نظارت را در سه مرحله می داند:
«الف) نظارت بر مبارزات انتخاباتی از جهت بر خورداری تمام نامزدها از همه امکانات
ب) نظارت بر روند اخذ رأی و شمارش آراء به منظور کنترل صحت انتخابات
ج) نظارت بر شیوی اعمال و اجرای نتایج انتخابات در چرخش قدرت میان احزاب. »[17]
 
چنانکه پیداست نظارت بر نحوه ی اخذ رأی و شمارش آراء و همین طور شیوه اعمال نتایج انتخابات از سوی یک فرد، امکان پذیر نیست. لذا توانایی و ظرفیت بالای حزب را می طلبد تا با اعضای آموزش دیده و تشکیلاتی بی شمار خود در سطح محلی و ملی بتواند این نظارت را اعمال کند و از سویی نیز در معرض وسوسه ها و فشارهای صاحبان قدرت و ثروت قرار نگیرند و با استفاده از آگاهی و تعهد خویش در پایبندی به جایگاه واقعی خویش، وفادار باشد.
از سوی دیگر، حزب با داشتن افراد آشنا به محل و حوزه های رأی گیری به راحتی می تواند از عهده این مهم بر آید و  به جای فرستادن افراد نا آشنا و بدون تعهد و انگیزه، افراد واجد صفات لازم را مأمور و عهده دار این وظیفه خطیر بنماید. این امر به حزب و نامزدهای انتخابات، امید و اطمینان بیشتری می دهد.
به جهت ذینفع بودن احزاب و نامزدها در نتیجه انتخابات، اکثر قوانین انتخاباتی به آنها اجازه می دهند به طرق مقتضی بر فرآیند انتخابات نظارت نمایند تا پاسدار و تضمین بخش حقوق سیاسی و انتخاباتی خود باشند.
آنها فعالیت ها و عملکرد رقبای خود و مسئولین و مأمورین انتخاباتی را تحت نظارت خود قرار داده تا انتخابات، مطالبق با قوانین و مقررات برگزار شود. این نمایندگان ضمن این که حامی و حافظ منافع  احزاب و نامزدهای مربوطه می باشند، نقش مهمی را در حفظ سلامت انتخابات و جلوگیری از بروز تخلفات، تقلبات و نقض احتمالی قوانین بر عهده دارند. در بیشتر کشور ها به این نمایندگان حق داده می شود تا کلیه اسناد مربوط به مراحل مختلف انتخابات را با امضاء خود، مورد تأیید یا رد قرار دهند و یک نسخه را نیز دریافت داشته و چنانچه اعتراض و یا شکایتی داشته باشند، می توانند مستقیماً یا از طریق نامزدها یا حزب خود مطرح نمایند.[18]
البته برای ایفای نقش احزاب در نظارت بر روند انتخابات بایستی در قانون انتخابات، راهکارهای قانونی مناسب پیش بینی و تعریف گردند.
گرچه بعید است بتوان منصفانه بودن هر انتخابات را با صرف توسل به آنچه در روز رأی گیری رخ داده است، معین کرد ولی به هر حال روند واقعی رأی گیری، شایان توجهی ویژه است. مسائلی همچون انداختن رأی به صندوق، امور زیر را مطرح می سازد: محل پایگاه های رأی گیری و امکان دسترسی مردم به آنها؛ حضور مأموران ذیصلاح آشنا به آیین رأی گیری؛ حضور نمایندگان احزاب؛ مخفی بودن عمل رأی دادن؛ امنیت صندوق های رأی؛ صحت و درستی روند شمارش آراء، و تبدیل آن به نتیجه سیاسی اصیل و واقعی.[19]
در اینجا نمونه هایی از نظارت بر انتخابات را در چند کشور، مورد بررسی قرار می دهیم.
نظارت بر انتخابات در انگلستان، عموماً یک نظارت پسینی است؛ به این معنا که، پیگیری و رسیدگی به موارد نقض قوانین انتخاباتی، بیشتر منوط به شکایت احزاب می باشد. نامزدهای انتخاباتی و احزاب سیاسی بر اساس قانون مجازند تا تحت شرایطی در روز رأی گیری، خود و یا نماینده ای را به عنوان ناظر و بازرس صندوق، معرفی کنند. این افراد مسئول نظارت بر صحت انتخابات و ضایع نشدن حق نامزد مورد نظر خود از طریق تقلب و تخلف انتخاباتی هستند.
با وجود ساز و کارها و تدابیری که به آنها اشاره شد، و نیز موارد تخلفات انتخاباتی که افشاء گردیده، تحلیلگران عرصه انتخابات در انگلستان ضمن اطمینان نسبی از صحت روند اجرایی این موضوع در کشور خود، بر این باورند که با پیچیده شدن رقابت های انتخاباتی و حوادث سالهای اخیر، به ویژه تحت تأثیر انتخابات پر زرق و برق به شیوه آمریکا، ضرورت حرکت و گذار از قوانین عمدتاً شفاهی و بر اساس رویه کنونی به قوانین مدون، مکتوب و دقیق در امر برگزاری انتخابات و نظارت بر آن بیش از پیش احساس می شود.
ساختار سیاسی انگلستان نشان می­دهد به رغم آنکه این کشور دارای تجربه طولانی در امر نهاد سازی سیاسی در جهان است، در ساز و کارهای سیاسی در داخل کشور با مشکلاتی مواجه می­باشد که یکی از این مشکلات کاهش نرخ مشارکت در انتخابات این کشور است؛ موضوعی که هنوز نهادهای سیاسی بریتانیا که مدعی گسترش دموکراسی هستند تا کنون نتوانسته­اند راه برون ­رفتی برای آن بیابند. البته این ضعفها به معنای این نیست که نظام انتخاباتی انگلستان دارای نکات مثبتی نیست. همان گونه که پیش از این به برخی از این نکات اشاره شد، سیر تکاملی این نظام انتخاباتی حاوی نکات قابل اعتنایی است که می­تواند در برگزاری انتخابات در سایر نقاط جهان مورد استفاده قرارگیرد. برای نمونه وقتی همه واجدین شرایط در انتخابات باید ثبت­نام کنند و فقط در منطقه­ای که ثبت­نام کرده­اند حق دادن رأی دارند این اقدام میزان تقلب در انتخابات را بسیار کاهش می­دهد و یا کنترل هزینه­های تبلیغات انتخاباتی تا حدودی می­تواند از نظر مالی در بین احزاب و نامزدها تعادل ایجاد کند. همچنین شیوه­های جدید رأی­ دادن نیز از ابتکاراتی است که موجب تسهیل در رأی­ دادن می شود.
در ایران نیز بحث نظارت بر انتخابات از جمله مباحثی است که در چند سال اخیر به طور جدی در محافل سیاسی و مطبوعاتی جامعه ما مطرح گردیده و اشکالات حقوقی و سیاسی بسیاری نیز بر آن گرفته شده است. نقطه اوج این مطلب را می توان در قبل از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 و طرح مسأله کمیته صیانت از آراء از سوی احزاب و گروههای سیاسی اصلاح طلب، مشاهده نمود.
بدیهی است که هر چه نظارت احزاب و گروه های سیاسی بر روند اجرای انتخابات فزونی یابد، بالطبع؛ پذیرش نتیجه انتخابات از سوی آنها با تسامح و خویشتنداری بیشتری روبرو می شود و نسبت به حقوق و آزادی های سیاسی دیگران، الزام و تعهد بیشتری حاصل می گردد.
34- یاوری، اسدالله، پیشین، 1387، ص3
35- بوشهری، جعفر، حقوق اساسی تطبیقی، تهران، انتشارات شرکت سهامی انتشار، چاپ اول، 1384، ص165
36- بوشهری، حقوق اساسی حکومت، تهران، انتشارات شرکت سهامی انتشار، چاپ اول، 1384، ص290
– قاضی، ابوالفضل، جزوه درسی حقوق اساسی، دوره کارشناسی دانشگاه تهران، 1377[4]
– بشیریه، حسین، پیشین، 1382، ص409[5]
– ابوالحمد، عبدالحمید، پیشین، 1382، ص283[6]
[7] -Opinion
41- ابوالحمد، عبدالحمید، پیشین، 1382، ص287
– بشیریه، حسین، پیشین، 1382، ص342[9]
43- خسروی، حسن، حقوق انتخابات آزاد و دموکراتیک، تهران، انتشارات مجد، چاپ اول، 1387 ، ص 254
 
44- قاسمی، کبری، «دموکراسی یعنی فعالیت آزاد مخالفان»، گفتگو با فرح کریمی نماینده ایرانی الاصل پارلمان هلند، روزنامه یاس نو، سال اول، 1381، ش 281، ، ص 8
45- دیوید ای. اپتر و چارلز اف. اندی پین، ترجمه محمد رضا سعیدی، اعتراض سیاسی و تغییر اجتماعی، تهران، انتشارات پژوهشکده مطالعات راهبردی، چاپ اول، 1380، ص226
 
– بشیریه، حسین، پیشین، ص408[13]
– نقیب زاده، احمد، درآمدی بر جامعه شناسی سیاسی، تهران، انتشارات سمت، چاپ اول، 1379، ص208 و 207[14]
[15]-Blondel, Jean, Comparative Government  An Introduction, Philip allan Publication, 1990, p.200
– هاشمی، محمد، پیشین، 1390، ص224[16]
50- بشیریه، حسین، پیشین، 1382، ص 404
51- خسروی، حسن، پیشین، 1387، ص356
[19]– پروفسور گای. اس گودوین گیل، انتخابات آزاد و منصفانه، ترجمه سید جمال سیفی و دکتر سید قاسم زمانی، تهران، انتشارات شهر دانش، چاپ اول، 1379، ص120 و 119
 

دسته‌ها: مقاله