دانلود پایان نامه

تامین منابع مالی آموزش و پرورش در جهان :

تولید منابع انسانی یکی از گام های اساسی در راه رشد و تولید اقتصادی در کشور است نقش تعلیم و تربیت به عنوان یکی از راههای تشکیل سرمایه انسانی از دیرباز مورد توجه اقتصاد دانان به وی‍ژه صاحب نظران تولید بوده است. مطرح شدن هزینه های آموزشی به عنوان نوعی سرمایه گذاری و اهمیت یافتن سرمایه انسانی حتی بیش از سرمایه فیزیکی باعث شد که از دهه ی 1950 در کشورهای توسعه یافته و بعدها در کشورهای در حال توسعه سرمایه گذاری آموزشی تولید یابد و به موازات آن با رشد جمعیت و گرایش به تحصیلات برای برخورداری از حقوق اجتماعی و درآمد بیشتر تقاضا برای آموزش افزایش یافت .

بالطبع پاسخ گویی به تقاضای فزاینده ورود به آموزش عمومی، منابع مالی بیشتری را می طلبد. لذا در طی دهه های 1370 ، 1980 هزینه های واقعی آموزشی و تولید ناخالص ملی بسیاری از کشورها رشد کرد اما از دهه ی 1990 در بسیاری از کشورهای این هم ثابت ماند و یا کاهش یافت و با عواملی از قبیل رکود اقتصادی و رشد هزینه های اجتماعی رقیب آموزش مانند بیمه و بهداشت و بدههی های خارجی این مساله تشدید شد و به دنبال آن تخصیص مجدد منابع در داخل بخش آموزش نیز مطرح شد پدیده هایی چون بیکاری فارغ التحصیلان و عدم تطبیق های عرضه شده با نیازهای بازار کار باعث شده است که در ذهن سیاست گذاران تامین منابع مالی مورد نیاز آموزش از اولویت و ضرورت گذشته برخوردار بنا شد ( وحیدی ، 1386)                                     

سابقه تاریخی مطالعات مالیه و الگوهای تامین منابع مالی آموزش و پرورش:

مطالعه ساختار مالیه آموزش در اقتصاد مدرن به آدام اسمیت بر می گردد . اسمیت در کتاب ثروت ملل سه منبع اصلی تامین مخارج واحدهای آموزشی را مشخص کرده است منبع اول مراکز خیریه که میزان مشخصی پول برای مصارف آموزشی اختصاص می دادند دوم دولت مرکزی و سوم درآمدهای حاصل از شهریه یا امتیازات برجسته اعضا ی هئیت علمی مراکز آموزشی. سهم و نقش سه منبع فوق الذکر در بین مراکز مختلف آموزشی یکسان نبوده است .

بعد از اسمیت تا سال های قبل از پایان جنگ های جهانی ، گاها مقوله مالیه آموزش مورد توجه اقتصاددانان بود. برای نمونه کرلت راههای مختلف تامین مالی آموزشی ابتدایی بریتانیا  ( با تاکید بر پرداخت به واحدهای آموزشی متناسب با دستاوردهای آنها و نیز مقوله ی کمک هزینه تحصیلی ) را مورد مطالعه قرار داد همچنین مطالعه سیفت اطلاعات ارزشمندی در مورد سیاست های تامین مالی موسسات آموزشی اروپا در دوره بین دو جنگ جهانی به دست میدهد  تحلیل های جدید مسائل مالی آموزشی به دوره بعد از جنگ دوم جهانی و آثار افرادی چون فریدمن و بورستن بر می گردد . فریدمن ( 1953 و 1963) در کتاب   مقالاتی در اقتصاد اثباتی  و همچنین در کتاب   سرمایه داری و آزادی  به طور اساسی تامین مالی آموزش را مورد تحلیل قرار می دهد . بورستن  (1956 ) در اثر  خود به تبیین روش های تامین مالی آموزش پادشاهی بریتانیا می پردازد .(نا دری : ابولقاسم : 1382)

در دهه های 1980 و 1990 محورهای پژوهشی فوق از دو جهت گسترش یافته است.  یکی از لحاظ تحت پوشش قرار گرفتن مسایل مالی آموزش کشورهای در حال توسعه و دیگری از جهت توجه به محورهای جدید مسایل مالی آموزش مانند کمک های بین المللی در تامین مالی آموزش ارزیابی تغییر سازوکارهای تامین مالی بر رفتار تصمیم گیران آموزشی و آثار جهانی شدن بر مالیه آموزش .

یکی از نواقص مطالعات قبلی مالیه آموزش در ارتباط با کشورهای در حال توسعه کم توجهی به آثار مالی ناشی از توسعه آموزش در این کشورها بوده است طی دهه های نخست از پیدایش اقتصاد آموزش ، توسعه آموزش ( به ویژه آموزش عمومی ) در این کشورها مورد توجه قرار گرفته است البته بدون آنکه منابع مالی مورد نیاز در این زمینه مطالعه وتحلیل شود. لوین و کلیودز این مساله را در خصوص توسعه آموزش متوسطه کشورهای در حال توسعه مورد بررسی قرار داده اند . به زعم ایشان نقصان فوق الاشاره حتی مبتلا به مطالعات دهه های اخیر نیز می باشد . (همان منبع )

بهرحال در مطالعه لوپن و کیلودز ، مسایل و مباحثی که تامین مالی اموزش متوسطه این کشورها را احاطه کرده مورد کنکاش قرار گرفته است .

طی دهه های اخیر منابع مالی بین المللی برای تامین هزینه های آموزشی به ویژه برای برخی از کشورهای در حال توسعه به عنوان یکی از طرق ممکن برای رفع محدودیت های مالی آموزش بوده است . میزان و نحوه هزینه کردن این منابع متحول شده اما به لحاظ تاثیرگذاری نتوانسته است حجم قابل توجهی از هزینه ها را پوشش دهد .

در ارتباط با سازوکار تامین مالی سه بستر یعنی تامین کننده منابع مالی، نحوه تخصیص، و استفاده کننده منابع مالی وجود دارند.  راه های متعددی را می توان مشخص نمود که از آن طریق منابع بین برخوردار شوندگان خدمات آموزشی ( یعنی افراد و خانواده ها ) و عرضه کنندگان خدمات آموزشی یعنی موسسات آموزشی اختصاص می یابد هر یک از این طرق ، آثار مختلفی بر رفتار خانواده ها و موسسات آموزشی بجا می گذارد این تاثیرگذاری در واقع امکان مدیریت نظام آموزشی را از طریق سازوکار مالی به دولت ها می دهد .(همان منبع )

بحران تامین منابع مالی آموزش و پرورش در جهان :

امروزه تامین منابع مالی آموزش ( به وی‍ژه آموزش عمومی ) در سراسر جهان با بحران جدی مواجه شده است . این بحران از یک سو بر اثر تقاضای فزاینده برای آموزش و از سوی دیگر به دلیل محدودیت عمومی منابع مالی در این بخش پدید آمده است تقاضا برای آموزش از دهه 1950 در کشورهای توسعه نیافته و کمی بعد در کشورهای در حال توسعه به شدت افزایش یافت این افزایش عمدتا بر اثر رشد سریع جمعیت، گرایش خانواده ها به فراهم کردن تحصیلات برای فرزندان خود ( به ویژه در کشورهای در حال توسعه )، درآمد نسبتا بیشتر فارغ التحصیلان و نیز تاکید بر برخورداری از حقوق اجتماعی به وجود آمد. برای پاسخ گویی به این تقاضای فزاینده فرضیه آموزش فزونی گرفت و به دلیل نیاز به منابع فراوان تامین آن بر عهده دولت ها و بخش عمومی گذاشته شد.  در واقع در این دهه افزایش هزینه های عمومی آموزش از افزایش هزینه ها در هر بخش دیگر اقتصاد بیشتر بود . حتی تا اواسط دهه 1970 بودجه آموزشی بسیاری از کشورهای در حال توسعه بین 20 تا 25 درصد کل هزینه های جاری دولت بود (مارتین کارنوی ، ترجمه مرتضی امین فر -1381 ) .

دسته‌ها: مقاله