مواردی همچون حسب و نسب امام مهدی، شمایل و سیمای آن حضرت، شرایط ظهور و حکومت و عدالت آن حضرت اشاره می‌کنیم.
مهدی، آخرین از خلفای راشدین دوازده گانه است که پیامبر وآله وسلم از آن خبر داده و درمنابع اهل سنت آمده است. احادیث مربوط به امام مهدی رابسیاری از صحابه از پیامبر اکرم نقل کرده اند، از جمله آن‌ها است: عثمان بن عفان، علی بن ابی طالب، طلحه بن عبد الله، عبد الرحمن بن عوف، عبد الله بن عباس، عمار یاسر، عبد الله بن مسعود، ابو سعید خدری ثوبان، قره بن اساس مزنی، عبد الله بن حارث، ابو هریره، حذیفه بن یمانی، جابر بن عبد الله، ابو امامه، جابر بن ماجد، عبد الله بن عمر، انس بن مالک، عمر بن حصین و ام سلمه.
این‌ها بیست نفر از کسانی هستند که روایت درباره مهدی را نقل کرده اند غیر از این ها، افراد زیاد دیگری نیز وجود دارند سخنان فراوانی نیز از خود صحابه نقل شده است که در آن‌ها به ظهور«مهدی» تصریح شده است و سخن آن‌ها را میتوان در ردیف رویات پیامبر قرار داد، زیرا مساله ظهور مهدی از مسایلی نیست که بتوان در آن، اجتهاد کرد.
روایاتی که درباره ظهور مهدی منتظر از شخص رسول اکرم نقل شده و آن چه صحابه پیامبر با اعتماد به گفته رسول خدا بیان کرده اند (و شهادت و گواهی آنان نیز در حکم حدیث است)، در بسیاری از کتب معروف اسلامی و متون اصلی حدیث پیامبر اکرم اعم از سنن، معاجم و مسانید آمده است، از جمله آن‌ها است. سنن ابوداوود، سنن ترمذی، سنن ابن ماجه، سنن ابو عمرو الدانی، مسند احمد، ابی یعلی و مسند بزاز، صحیح حاکم، معاجم طبرانی، رویانی، دارقطنی وابو نعیم در کتاب اخبار المهدی و خطیب در تاریخ بغداد و ابن عساکر در تاریخ دمشق و غیر اینها.
بعضی از دانشمندان اسلامی درباره مهدی کتاب‌های ویژه ای نوشته اند، ازآن جمله است: ابو نعیم در کتاب اخبار المهدی، ابن حجر هیتمی در کتاب القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر، شوکانی در کتاب التویح فی تواتر ما جاء فی المنتظر و الدجال و المسیح، ادریس عراقی مغربی در کتاب المهدی، ابو العباس بن عبد المؤمن مغربی در کتاب الوهم المکنون فی الرد علی ابن خلدون. آخرین کسی که در این زمینه بحث مشروحی نگاشته، مدیر دانشگاه اسلامی مدینه است که در چندین شماره مجله دانشگاه مزبور بحث کرده است.
عده ای از بزرگان و دانشمندان متقدم و متأخر نیز در نوشته‌های خود تصریح کرده اند که احادیث مربوط به مهدی متواتر است و به هیچ وجه قابل انکار نیست، از آن جمله است: سخاوی در کتاب فتح المغیث، محمد بن احمد سفارینی در کتاب شرح العقیده، ابو الحسن آبری در کتاب مناقب الشافعی، ابن تمیمه در کتاب فتاوا، سیوطی در کتاب الحاوی، ادریس عرقی در تألیفی که درباره مهدی دارد، شوکانی در کتاب التوضیح فی تواتر ما جاءفی المنتظر و الدجال و المسیح، محمد بن جعفر کتانی در النظم المتناثر فی الحدیث المتواتر و ابو العباس بن عبد المومن در کتاب الوهم المکنون من کلام ابن خلدون.
این تنها ابن خلدون است که احادیث مربوط به مهدی را با احادیثی مجهول و ساختگی و بی اساس که می‌گوید: «مهدی ای نیست جزء عیسی» مورد ایراد قرار داده است، ولی بزرگان و پیشوایان و دانشمندان اسلام، گفتار او را رد کرده اند، به خصوص ابن عبد المؤمن که در رد گفتار او کتاب ویژه ای به نام الوهم المکنون من کلام ابن خلدون نوشته است که از سی سال قبل رد شرق وغرب منتشر شده است که از سی سال قبل درشرق وغرب منتشر شده است.حافظان، بزرگان و دانشمندان علم حدیث نیز تصریح کرده اند که احادیث مربوط به مهدی شامل احادیث صحیح و حسن است و مجموعه آن‌ها متواتر و صحت آن ها، قطعی است.
شبهه مهم
مهم ترین شبهه که برخی افراد در باب احادیث مهدویت مطرح می‌کنند این است که اگر موضوع امام مهدی مورد اجماع مسلمین است، چرا در صحیح بخاری و مسلم روایتی در این باره وجود ندارد. عالمان زیادی از اهل سنت و علمای شیعه، به این شبهه جواب‌های متعددی داده اند.
جواب اول: بخاری، درباره‌ی کتاب الصحیح خود می‌گوید: «من، این کتاب را از میان صد هزار حدیث صحیح گرد آورده‌ام و آنچه از احادیث صحیح، نقل نکرده ام، بسی بیشتر است». پس تمام احادیث صحیح را ایشان نقل نکرده است.
همچنین هرگز مشاهده نشده است عالمی از اهل سنت، حدیثی را که بخاری و مسلم روایت نکرده اند، ضعیف بداند، بلکه سیره، بر عکس آن است، یعنی معتقدند احادیث صحیح بسیاری بوده که در صحیحین راه نیافته است. برخی از عالمان اهل سنت نیز در استدراک این احادیث صحیح کوشیده و آن‌ها را در مجموعه‌های جداگانه ای گرد آورده اند، همچون حاکم نیشابوری که کتاب المستدرک علی الصحیحن را نوشته و احادیث صحیح را طبق ضوابط شیخین جمع آوری کرده است.از جلمه آن احادیث، موضوع امام مهدی می‌باشد که در مستدرک حاکم نیشابوری مطرح شده است.
جواب دوم: طبق نقل برخی بزرگان اهل سنت، در صحیح مسلم، روایت «المهدی حق و هو من ولد فاطمه» از پیامبر نقل شده و در صحیح مسلم تا آخرین نقل آن (حمزاوی مصری متوفای 1303 ق) بوده است، ولی بعد از آن در نسخه‌های خطی و چاپی صحیح مسلم، این روایت بوده نمی‌شود، یعنی چند تناز علمای مورد اعتماد اهل سنت این حدیث را از صحیح مسلم نقل کرده اند که آخرین آن‌ها شیخ حسن عدوی حمزاوی مالکی مصری در کتاب مشارق الانوار، ص 112 است، ولی در نسخه‌های موجود صحیح مسلم، این حدث را نمی‌بینیم.102
جواب سوم: لازم نیست در تمام احادیث مربوط به موضوع مه
دویت، به نام مبارک امام مهدی تصریح بشود، بلکه همین که در حدیثی صفات و خصوصیات یا علایمی مطرح شد که به طور کامل بر مسأله مهدی تطبیق کرد و عالمان فراوانی از اهل سنت و شیعه آن را مطابق با امام مهدی دانستند، کفایت می‌کند، هر چند این حدیث در کتب معتبر دیگر با نام مهدی مطرح شده باشد.
جواب آخر: خود بخاری و مسلم ادعا نمی‌کنند که هر حدیثی را در صحیحین ذکر نکرده اند، اعتبار ندارد، بلکه همان طور که بیان شد، بخاری احادیث فراوانی را صحیح دانسته که در صحیح خود نیاورده و خودش گفته است این احادیث صحیح را به سبب احتراز از طولانی شدن کتابم نیاورده‌ام.103 مسلم هم گفته است روایت‌های کتابم، صحیح است و ادعا نکرده است روایات دیگر، ضعیف می‌باشد و حتی ادعا نکرده است، من تمام روایات صحیح را در کتابم آورده‌ام.
پس معلوم میشود بسیاری ازرویات صحیح است که صحیحین از آن‌ها خالی می‌باشد و نیز مشخص شد که برخی ازرویات مربوط به امام مهدی به صورت خاص در صحیحین موجود است، هر چند با نام مهدی مطرح نشده باشد.
احادیث حسب و نسب امام مهدی
شناخت هر چیزی به اصل وحسب و نسب آن است و شناخت موضوع مهمی چون «مهدی» به آن است که حسب و نسب آن بزرگوار مشخص شود. اگر ثابت شود که در کتب معتبر اهل سنت همچون صحاح سته، حسب ونسب آن بزرگوار را همان طور نقل کرده اند که در کتب معتبر شیعی مطرح شده است، نقطه اشتراک و وحدت درعقیده محقق خواهد شد.
الف. مهدی، ازفرزندان عبد المطلب
ابن ماجه در سنن با اسناد خود از انس بن مالک از رسول خدا روایت کرده است:
سمعت رسول الله یقول: نحن ولد عبد المطلب سادۀ اهل الجنه انا و حمزه و علی و جعفر و الحسن و الحسین و المهدی، از رسول خدا نشید که فرمود: ما فرزندان عبد المطلب سروران اهل بهشت هستیم، من و حمزه وعلی و جعفر و حسن و حسین و مهدی.104
مقدسی شافعی در عقد الدرر این حدیث را نقل کرده است:
«ما هفت تن برادران عبد المطلب سروران اهل بهشت هستیم، من و بردارم علی، عمویم حمزه، جعفر، حسن و حسین و مهدی».
سپس مقدسی شافعی اضافه می‌کند که عده از پیشگامان و بزرگان حدیث مثل ابن ماجه قزوینی در سنن و نیز ابوالقاسم طبرانی در المعجم و حافظی ابو نعیم اصفهانی و دیگران این حدیث را نقل کردند.105.
این حدیث دلالت دارد که امام مهدی از فرزندان عبد المطلب بن هاشم قرشی کنانی است.
ب. مهدی از اهل بیت پیامبر
عجیب آن است که مضامین روایت صحاح سته و کتاب‌های معتبر دیگر اهل سنت که دراین زمینه مطرح شده، با احادیث و روایاتی که در کتب معتبر شیعی مطرح شده است، مطابقت دارد.هر چند الفاظ و عبارات آن کمی متفاوت است.روایات متعددی در صحاح سته در سنن ابو داوود، ترمذی و ابن ماجه در این مورد وجود دارد که برخی از آن‌ها از حیث سند متقن و معتبر می‌باشند
1.ابوداوود در سنن خودبا اسناد خد از زر بن حبیش از عبد الله بن مسعود روایت کرده که پیامبر خدا فرمود:
«لولم یبق من الدنیا الایوم لطول الله ذلک الیوم حتی یبعث فیه و جلامنی، من اهل بیتی، یواطی اسمه اسمی…؛
اگر از عمر دنیا جز یک روز باقی نمانده باشد هر آینه خداوند آن روز را طولانی خواهد کرد تا آن که مردی از اهل بیت مرا برانگیزد که اسمش نظیر اسم من است».106
2.و نیز ابو داوود در سنن خود از ابی الطفیل از امام علی روایت کرده که پیامبر فرمود:
«لو لم یبق من الذهر الا یوم لبعث الله و رجلاً من اهل بیتی یملاها عدلا کما ملئت جوراً،
اگر بیش از یک روز از عمر دنیا باقی نمانده باشد، در آن روز، خداوند مردی از اهل بیت مرا مبعوث خواهد کرد که زمین را پر از عدل و داد کند، آن چنان که پر از ظلم و جور شده باشد».107
این حدیث را احمد بن حنبل در کتاب مسند خود و ابن ابی شیبه در المصنف و بیهقی در کتاب الاعتقاد نقل کرده اند.108
برخی از دانشمندان اهل سنت مثل ابوالفضل غماری این حدیث را ازحیث سند، صحیح دانسته اند.109 مرحوم طبرسی از دانشمندان و مفسران عالم مقام شیعه در تفسیر گرانقدر مجمع البیان خود این حدیث را مورد اجماع تمامی مسلمین اعم از شیعه وسنی دانسته است.110
3.ترمذی در سنن خود از عاصم از زر از عبد الله بن مسعود نقل کرده که پیامبر فرمود:
«لا تذهب الدنیا حتی ملک العرب رجل من اهل بیت یواطی اسمه اسمی، دنیا به پایان نخواهد رسید تا آن که مردی از اهل بیت من که هم نام من است بر عرب حاکم شود».111
4.ونیز ترمذی به سند دیگر از عاصم از زر از عبد الله بن مسعود رولایت می‌کند که پیامبر فرمود: «یلی رجل من اهل بیتی یواطی اسمه اسمی».112
5.و نیز به سند دیگر از ابوهریزه نقل می‌کند که رسول خدا فرمود: «لو لم یبق من الدنیا الا یوماً لطول الله ذلک الیوم حتی یلی»113
ترمذی به ذیل این سه حدیث می‌نویسد: «هذا حدیث حسن صحیح».کنجی شافعی درباره‌ی این احادیث مطرح شده در سنن ترمذی را صحیح می‌داند.114 بغوی که یکی از دانشمندان اهل سننت می‌باشد، سند این احادیث را حسن دانسته است.115
6.ابن ماجه درسنن خویش با اسناد خود از محمد بن الحنفیه از امام علی نقل کرده که پیامبر فرمود:
«المهدی منا اهل البیت یصحله الله فی لیله، مهدی ازما اهل بیت است.خداوند امر او را در یک شب اصلاح می‌کند.»116
این حدیث با همین عبارت درمسند احمد بن حنبل و مصنف ابن ابی شیبه و نیز در کتاب الفتن نعیم بن حماد آمده است.117
عبد العضیم بستوی بعد از تخریج رجال این حدیث و بررسی کامل سندی آن می‌گوید: این حدیث حسن ا
ست.البته خود بستوی تصریح می‌کند، برخی از دانشمندان اهل سنت مثل ناصر الدین الالبانی سند این حدیث را صحیح می‌دانند.118
ج. مهدی، از فرزندان فاطمه
تاکنون چندین روایت از سنن ابو داوود، سنن ترمذی و سنن ابن ماجه مطرح شد که دلالت بر این میکرد که مهدی از قریش و از نسل عبدالمطلب و از اهل بیت پیامبر و عترت آن حضرت است، البته این مطلب، در روایات معتبر فراوانی از کتب شیعه نیز مطرح شده است.
شیخ طوسی با اسناد خود از رسول خدا نقل می‌کند: «المهدی من عترتی، مهدی از عترت و اهل بیت من است».119
اما روایاتی در صحاح سته دلالت بر این دارد که امام مهدی از فرزندان فاطمه است:
1.بن ماجه در سنن خود با اسناد خویش از سعید بن مسیب از ام سلمه همسر رسول خدا نقل کرده که پیامبر فرمود: «المهدی من ولد فاطمه، 120 مهدی از فرزندان فاطمه است».121
2.ابو داوود درسنن خود ازسعید بن مسیب ازام سلمه نقل کرده که پیامبر فرمود:
«المهدی من عترتی من ولد

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید