عزت نفس و پیشرفت تحصیلی 

عزت نفس، از ویژگی های شخصیت هر فرد می باشد که برای ارزشیابی و قضاوتی به نسبت پایدار برای او نسبت به خود دلالت دارد که از تولد تا بزرگسالی علاوه بر تأثیرپذیری کودک از روند رشد جسمانی، تحت تأثیر عامل های مختلفی از جمله: خانواده، نزدیکان، مدرسه، فعالیت های جسمانی، سلامت جسمانی، پیشرفت تحصیلی و … قرار می گیرد.عزت نفس بر فرآیندهای شناختی، گرایش ها، نیازها، علاقه ها و آرمان های فرد اثرگذار و اثر پذیر است. پیشرفت تحصیلی نیز می تواند متأثر از میزان عزت نفس دانش آموز باشد. الیس(2005)، دریافته اند که بین عزت نفس مثبت و نمره های بالا در مدرسه رابطه ی مستقیمی وجود دارد. عزت نفس یک جنبه ی مهم در کارکرد یا کنش کلی فرد بوده و با زمینه های دیگری چون سلامت روانی- اجتماعی و عملکرد تحصیلی او در ارتباط است.راه کار عزت نفس، به این شکل است که هم می تواند علت و هم معلول نوعی از عملکرد که در زمینه ای دیگر حاصل شده است، باشد. پژوهش ها نشان می دهد افرادی که دارای عزت نفس پایین تری هستند، نسبت به آنانی که عزت نفس بالاتری دارند بیشتر تحت تأثیر رابطه های قانع کننده قرار می گیرندو بیشتر به همرنگی و هم نوایی در موقعیت های اجتماعی تن در می دهند(بشارت زاده،1390).

به نظر می رسد که رابطه ی بین پیشرفت تحصیلی و عزت نفس، یک رابطه ی دو طرفه باشد، یعنی از طرفی داشتن عزت نفس موجب پیشرفت تحصیلی می گردد؛ چرا که در باور داشتن خود و برداشت مثبت از خویشتن در یادگیری، انگیزه برای تحصیل و … اثر گذاشته و موجب پیشرفت تحصیلی می شود و از طرفی دیگر، موفقیت های تحصیلی در رسیدن به اوج در کار آموزش، موجب افزایش عزت نفس می شود.بسیاری از روان شناسان معتقدند که بین این دو متغیر (عزت نفس و پیشرفت تحصیلی) رابطه ی تنگاتنگی وجود دارد. به طوری که می توان با افزایش یا کاهش در یکی از آن ها، متغیر دیگر را نیز دستخوش تغییر کرد. به عقیده ی کوپر اسمیت کودکانی که عزت نفس بیشتری دارند، کسانی هستند که در آنان خلاقیت، استقلال و احساس ارزشمندی بیش تری وجود دارد و کم تر تحت تأثیر و نفوذ عامل های محیطی قرار می گیرند. جامعه ای که افراد آن از عزت نفس بالا و احساس مسؤولیت برخوردار باشند، در مقابل فشارهای روانی، تهدیدها و واقعیت ها، مقاوم و پایدار خواهند بود(بشارت زاده،1390).

عزت نفس برای جوانان و نوجوانان، اهمیت اساسی دارد. این کیفیت های روانی که به ندریج شکل می گیرند، پایه ی بهداشت روانی، شایستگی ها، ارتباط سالم و سازگاری اجتماعی، پیشرفت تحصیلی و آرمان شغلی محسوب می شوند. هم چنین اهمیت تأثیر پیشرفت تحصیلی در سلامت روانی دانش اموزان، به حدی است که برخی از متخصصان، آن را دست کم تا نیمه ی دوم دوره ی نوجوانی، معیار اساسی برای تشخیص عملکرد سالم دانسته اند(بشارت زاده،1390).

2-2-3-6 خودپنداره، عزت نفس و پیشرفت  تحصیلی        

عزت نفس را باید از خودپنداره[1] متمایز دانست. به گفته برنز[2] (1979)،‌ خودپنداره، سازه‌ای روانی است که احساسات، ارزیابی‌ها و نگرش های ما را شامل می‌شود و در واقع توصیفی از خودمان است. خودپنداره، در ظاهر توسط رفتارها و ویژگی های شخصیتی ما و باطناً توسط این که چگونه درباره خود و جهان اطرافمان احساس می کنیم مشخص می شود. خودپنداره شناختی تعمیم یافته از خود است که خصوصاً روی ادراک خویشتن و ادراک از دیگران تأثیر دارد (پورشافعی،1380). فرد می‌تواند خود را به عنوان بازیگر خوب بیس‌بال، علاقمند به داستان های علمی و دانش‌آموزی متوسط در نظر بگیرد که این موارد از جمله اجزاء خودپنداره ی وی به شمار می‌روند. عزت نفس بعد ارزیابانه اطلاعات تشکیل دهنده خودپنداره است، و از احساسات فرد درمورد تمام ابعاد وجودش ناشی می‌شود(مک‌کی و فانینگ[3]، 2002، ترجمه شهرآرای، 1387).

در تحقیقات فراوانی که درباره خودپنداره و عزت نفس انجام گرفته است پنج جنبه بررسی شده است این جنبه ها عبارتند از: هر فردی دارای خودپنداره همسانی است. رفتار افراد با خودپنداره آن ها همخوان است. تجاربی که همسان خودپنداره نیستند تهدید تلقی می شوند. خودپنداره و عزت نفس در نتیجه یادگیری و بلوغ تغییر پیدا می‌کند و رابطه ای بین نوع هدفی که دانش آموز دنبال می‌کند و شکل‌گیری خودپنداره و عزت نفس او وجود دارد (مهدوی، 1384). از این دیدگاه دانش آموزانی که خود را بی‌کفایت ارزیابی می‌کنند ممکن است تکالیف درسی خود را خوب انجام ندهند و احساس کنند که نمی توانند دانش آموز موفقی باشند، برعکس دانش آموزان خوب، چون خود را خوب ارزیابی می‌کنند از گرفتن نمره بد ناراحت می‌شوند چرا که با تجاربشان مغایرت دارد.

فرانکن[4](2007) بیان می‌کند که تحقیقات نشان می‌دهد که خودپنداره پایه‌ای برای همه رفتارهای برانگیخته شده است و ویلهایت[5] (1990)، اشاره کرده است که بیشتر یافته ها در این حوزه مبین این مسئله است که آن هایی که خودپنداره مثبت و عزت نفس بالا دارند، اعتماد به نفس بیشتری دارند و نمره های بالاتری می گیرند(کیامنش، 2005).

عزت نفس هر فرد برمبنای ترکیب اطلاعات عینی درمورد خود و ارزیابی ذهنی از آن ها شکل می‌گیرد. برای ارزیابی چگونگی شکل‌گیری عزت‌نفس، می‌توان به بررسی تصور فرد از خود(خود درک شده) و خود ایده‌آل وی پرداخت. تصور فرد از خود مشابه خودپنداره است، یعنی دیدی عینی درمورد مهارت ها، خصوصیت ها و کیفیت هایی است که در فرد وجود دارند یا فاقد آن ها است. خودایده‌آل تصویری از شخصی است که فرد می‌خواهد باشد، البته نه به صورتی غیرقابل دسترسی (نظیر من دوست دارم شاگرد اول باشم، دلم می‌خواهد هنرپیشه ی معروفی باشم)، بلکه به صورت آرزویی دست یافتنی و دارای ویژگی های مشخص هنگامی‌که تصور فرد از خود و خود ایده‌آل به خوبی باهم هماهنگ باشند، عزت نفس مثبت خواهد بود. برای مثال، کودکی که برای موفقیت تحصیلی ارزش قائل باشد ودر ضمن دانش‌آموز خوبی هم باشد، درمورد خودش احساس خوبی خواهد داشت، زیرا ارزیابی مثبتی از خصوصیات واقعی خویش دارد. برعکس کودکی که خود ایده‌آلش، فرد بسیار محبوبی است، اما در واقعیت دوستان کمی دارد، عزت نفس ضعیفی خواهد داشت. اختلاف میان تصور فرد از خود و خود ایده‌آل مشکلاتی در زمینه عزت‌نفس به وجود می‌آورد(پوپ، کریهد، و مک‌هیل، 1384).

سوزان هارتر[6] (1983)، نظام خود را متشکل از 3 جزء می‌داند که عبارتند از: خودپنداره، کنترل خود و احترام به خود. درهرکودک خودپنداره(عقاید وی دراین مورد که او چگونه فردی است) و توانایی های اودر کنترل خود (میزانی که وی جهت رفتار فعالیت های خود را تعیین می‌کند)، در ترکیب با احساسات او درمورد احترام به خود، نظام خود را تشکیل می‌دهد. ویلیام جمیز مطرح کرد که عزت‌نفس را می‌توان به عنوان رابطه ی میان خود واقعی و خود ایده‌آل شخصی درنظر گرفت، به میزانی که خود واقعی دردست‌یابی به معیارهای خودایده‌آل شکت می‌خورد، فرد عزت نفس ضعیفی را تجربه خواهد کرد(پوپ، کریهد، و مک‌هیل، 1384).

عزت نفس کودکان و نوجوانان را می‌توان در پنج‌ زمینه‌ی ‌اجتماعی، تحصیلی، خانوادگی، تصور جسمانی و عزت نفس کلی  مورد بحث قرار داد. زمینه ‌اجتماعی مشتمل بر عقاید کودک در مورد خودش به عنوان یک دوست برای دیگران است. آیا کودکان دیگر او را در فعالیت هایشان شرکت می‌دهند؟ آیا از ارتباط و تعامل باهمسالان خود احساس رضایت می‌کند؟؛ عزت نفس در زمینه ی تحصیلی مبتنی بر مقدار ارزشی است که کودک یا نوجوان به عنوان یک دانش‌آموز برای خود قائل است؛ عزت نفس خانوادگی از عقاید کودک درمورد خودش به عنوان عضوی از خانواده سرچشمه می‌گیرد. آیا عضو با ارزشی از خانواده است؟؛ تصور جسمانی ترکیبی از ویژگی های جسمانی و توانایی های بدنی است. عزت نفس کودک دراین زمینه براساس رضایت از وضعیت جسمانی و ویژگی های ظاهری قراردارد. نوعاً دختران بیشتر به خصوصیات بدنی و پسران به توانایی جسمی (قدرت جسمانی) اهمیت می‌دهند؛ عزت نفس کلی کودکان براساس ارزیابی کودک از خودش درهمه زمینه‌ها قرار دارد(بیابانگرد، 1386).

به نظر می رسد پیشرفت تحصیلی و عزت نفس، رابطه متقابلی دارند؛ یعنی از طرفی ،داشتن عزت نفس موجب پیشرفت تحصیلی می شود، زیرا خودباوری و تلقی مثبت از خویشتن در یادگیری و ایجاد انگیزش برای تحصیل اثر می گذارد و موجب پیشرفت تحصیلی می گردد، از طرف دیگر، موفقیت های تحصیلی در رسیدن به مدارج بالا در کار آموزش، موجب ارتقای عزت نفس می شود. به طور کلی، پیشرفت ها ی انسان در هر زمینه ای و تجربه موفقیت احساس خودباوری و ارزشمندی و توانمندی در هر موردی باعث افزایش عزت نفس در او می شود. درباره همبستگی بین عزت نفس و پیشرفت تحصیلی به وسیله اسچربیر[7](1995)،  با کاربرد تکنیک های آرا مسازی و عزت نفس مثبت برای بهبود پیشرفت تحصیلی دانشجویان، پژوهشی انجام گرفته و نتایج آن آشکار نموده که گروه آرام سازی به طور معناداری در پایه های امتحانی، بالاتر از گروه کنترل بوده اند(بخشایش،1390

[1] . self- image

[2].  Burns, R.B.

[3] . Mc Kay & Fanning

[4] . Franken

[5] . Wilhite

[6] . Susan Harter

[7] – Schreiber, E. H

دسته‌ها: مقاله