اهمیت شناسایی هویت
ارزش و جایگاه بحث «هویت» بی نیاز از ارائه دلیل است و لیکن به ذکر مواردی اکتفا می­شود. بر اساس قاعده عقلی در تعریف «الاشیاء باضدادها» یعنی «هرچیزی با ضدش شناخته می­شود». کافی است توجهی به آثار، پیامدها و نتیجه ناگوار «فقدان هویت» داشته باشیم و از عمق رنج و دردی که جوانان بی هویت احساس می کنند، آگاه شویم ،همچنین بخش قابل توجهی از افسردگی­ها، احساس پوچی و درون تهی شدن­ها و روزمرگی­ها نتیجه بی هویتی است (عمادی، نظرپور، 1387).
ضرورت شناسایی و بحث از هویت در این است که داشتن تعریفی از خود، اولین قدم نه تنها در ایفای نقش بلکه از مقدمات انسان بودن است. از ابتدای ظهور انسان بر کره خاکی، انسان مرتب از کیستی و چیستی خود پرسیده است. اگر تکلیف مقوله هویت در میان یک گروه یا یک ملت معلوم باشد و در خصوص حد و حدود آن اجماع نظری کلی حاصل شود، اولاً تک تک افراد احساس اعتماد به نفس می­کنند و ثانیاً جامعه و گروه­ها به طور کلی، جهت و هدف خود را مشخص می­بینند. ضرورت بحث از هویت به شرایط فعلی جهانی بر می­گردد که در آن زندگی می­کنیم. جهان در عصر یک تمدن/چند فرهنگ است و جهانی است که اصلاً میدان بروز هویت­های متفاوت را ممکن می­کند (اجلال، 1384)
هویت
هویت در فرهنگ یعنی:
1 ـ ذات باری تعالی
2 ـ هستی ، وجود
3 ـ آنچه موجب تعاریف شناسایی شخصیت باشد
4 ـ حقیقت جزییه یعنی هر گاه ماهیت با تشخیص ، لحاظ و نظریه های هویت[1] و اعتبار شود هویت گویند (فرهنگ معین ص 5228).
هویت یک مفهوم خویشتن است و این اولین قدم در راه فهم نظربی نظیر بروزنسکی[2] است که معتقدند هویت ساختاری ذهنی مرکب از اصول ، فرضیات و سازه هایی مرتبط با خود حال تعامل با محیط می باشد . هویت مجموعه ای از معانی است که فرد برای تعریف خود به کار می گیرد ( رهنما و عبدالملکی، 1387 )
هویت یک سازه و ساختار روانی ـ اجتماعی است که باعث انتراق و جدایی فرد از سایرین می باشد به اعتقاد گلاسر هویت با شخصیت مترادف است گلاسر معتقد بود که برای هر فردی یک هویت منظور است و آن تصور فرد از خویشتن است.( قائمی ،1388)
هویت نتیجه سنتز و ترکیب تجربیات فردی از خود ، ادراک دیگران از فرد و چگونگی تجلی و ظهور را برای دیگران است . (اریکسون[3] 1959 ) در تعریف ماریس[4] ( 67 ـ 1966 ) هویت اساس رفتارهای قابل مشاهده اجتماعی تعریف شده است  وی معتقد است هویت یک ساختار خود است یک سازمان پویا و خود ساخته درونی از آرزوها ، مهارتها ، عقاید و تاریخچه فردی است . به عقیده مارسیا زمانی که هویت تشکیل می شود الگوی فرد قوی تر و مستحکم تر از قبل شده است
راپادیورت[5] ، مارسیا و دیگران، (1984 )به نقل از دانشور،(1379)جستجوی هویت را یک کار دائم می دانند و از زمانی که نوجوان متوجه قیافه خود در آینه می شود از خود می پرسد “من چه کسی هستم ؟ “آغاز می شود هر چند او هنوز پاسخی برای این سوال ندارد ولی می داند که چه نباید باشد . اما در عین حال او از هیچکس نبودن هراس دارد، سرکشی و نافرمانی او نشانه مبارزه با والدین نیست بلکه تلاش و کشمکش او برای یافتن هویت خویش است .
در میان تعاریف متنوعی که در باب هویت ذکر شد اظهار نظر « جان گاردنیر[6] » از صراحت و جامعیت بیشتری برخوردار است او می نویسد ؟ یک فرد جوان باید بیاموزد که بیش از هر چیز خودش باشد . در جایی که بیشترین ارزش را برای دیگران دارد دیگرانی که مطمئنا برای او نیز عزیزتر از هر چیز دیگر هستند مراد از اصطلاح هویت چنین رابطه متقابلی است که متضمن یکی بودن با خویشتن و در عین حال به نوعی سهیم شدن با زندگی درونی دیگران است ( عمادی ،1387 ) .
واژه یا مفهوم تشخیص می تواند راهبر خوبی برای تعریف اصطلاحی هویت باشد بدین معنی که هویت اصطلاحا مجموعه ای از شاخص ها و علائم در حوزه مولفه های مادی ، زیستی ، فرهنگی و روانی است که موجب شناسایی فرد ، گروه یا اهلیتی دیگر و فرهنگی از فرهنگ دیگر می شود هویت یعنی وجه اختصاص هر فرد یا گروه وجه اختصاصی که در من است و در هیچ انسان دیگری نیست به آن می توانم بگویم : هویت من ،به کسی می توان گفت بی هویت که هیچ چیز مختص به خود نداشته باشد اگر انسان هیچ خصوصیتی نداشته باشد در آن صورت می توان به وی لقب بی هویت داد . هویت ما فرق میان ما با دیگران است( ابوالحسنی ،1386 ).
سی فرت 1991 هویت را در مقابل با فقدان نقش ، تبیین می کند و کروگر[7] 1996 از صاحب نظران موضوع هویت معتقد است که هویت یعنی توازن میان خود و دیگران برقرار کردن و در جای دیگر آن را همچون یک مرحله در چرخه زندگی قلمداد می کند( شریفی 1385)
 
سبک های  هویت
مایکل برزنسکی[8] 1989 توجه اصلی خود را بر فرآیندها یا سبکهای شناختی ـ اجتماعی قرار داد که توسط نوجوانان با وضعیت های هویتی متفاوت به کار گرفته می شود سبکهای هویتی به روشهایی اشاره می کند که بر آن اساس افراد برای ساخت هویت خود اجتناب می ورزند .
برزنسکی سه سبک شناختی اجتماعی را از هم متمایز می نماید که افراد برای حل مسائل فردی ، تصمیم گیری و پردازش اطلاعات مرتبط با خود به کار می گیرد(برزنسکی 2000) .
1 ـ سبک اطلاعاتی
افراد با این سبک از پردازش به صورت فعال اطلاعات مرتبط با خود را جست و جو ارزیابی و مورد استفاده قرار می دهند ( برزنسکی 2004 ، 2000 ، 1999 ) آنها در مورد ساختار خود تردید داشته و به طور فعال اطلاعات مرتبط با خود را جست و جو کرده و ساختهای خود را آزمون می نمایند و در هنگام مواجه شدن یا بازخوردهای ناهماهنگ به تغییر جنبه هایی از هویت خود علاقه مند می باشند ( برزنسکی[9] و کاک[10] 2000 ) سبک هویت اطلاعاتی بیشتر توسط افرادی مورد استفاده قرار می گیرد .
1 ـ طبق الگوی مارسیا دارای وضعیت دیررس با موفق می باشند تحقیقات نشان داده اند که جهت گیری اطلاعاتی در پردازش هویت با تعریف خود به شکل فردی ، استقلال ( برزنسکی 1999 ) .
باز بودن برای تجربه ، وجدان و پذیرندگی ( برزنسکی و کاک 2000 ) خود اکتشافی عمیق ، خود تاملی تلاش برای مقابله مشکل مدار ، نیاز بالا برای شناخت و پیچیدگی شناختی در ارتباط می باشد .
2ـ سبک هنجاری
افراد با این سبک از پردازش با سوالات هویتی و موقعیت های تصمیم گیری از طریق همنوایی یا رهنمودها و تجربیات افراد مهم در زندگی مواجه می شوند ( برزنسکی و کاک 2000 ) این افراد در مقابل ناهماهنگی دارای تحمل کمی بوده و به ساخت و شناخت های بسته متکی هستند . بر اساس الگوی مارسیا 1966 افراد دارای وضعیت هویت زود هنگام بیشتر از این سبک برای پردازش اطلاعات هویتی استفاده می کنند ( برزنسکی 1994 ) .
طبق تحقیقات انجام شد ه این افراد بیشتر دارای تعریف از خود جمعی می باشد این افراد از مکانیزم های دفاعی برای تحریف واقعیت استفاده می کنند . آنها دیدگاه خود را در برابر تغییر به صورت مقاوم حفظ کرده و گرایش به مواجهه دفاعی با اطلاعاتی دارند که ارزشها و باورهای آنها تهدید نماید ( برزنسکی و سالیدان[11] 1994 )
3 ـ سبک اجتنابی
ویژگی اصلی این افراد اکره از مواجه شدن یا پرداختن به موقعیت های تعارضی و تصمیم گیری می باشد عوامل موقعیتی یا لذتهای آنی اساسا تعیین کننده رفتارهای آنها می باشد برزنسکی و کاک 2000 به این ترتیب چنانچه فرد در اثر تعلل در امور زمان کافی را از دست بدهد ابعاد موقعیتی مسئول اتفاقاتی است که ممکن است رخ دهد . سازگاری این افراد با موقعیت نامتعادل بوده و احتمالا بیشتر یک فعالیت کوتاه مدت بوده که نمی توان آن را به عنوان یک اصلاح ساختاری پایدار تلقی نمود ( برزنسکی 1997 ) این سبک به صورت مثبت با وضعیت هویتی سر در گم مرتبط می باشد ( برزنسکی و همکاران 1998).
ابعاد هویت :
در زمینه رشد روانی اجتماعی مارسیا (1966)با توجه به نظریه اریکسون (1965)به طرح ابعادهویت پرداخته او با دو ملاک «بحران» و «تعهد»حالتهای مختلف هویت را در نوجوانان شناسایی کرد «بحران»اشاره به دوره ای از نوجوانی می کند که افراد در حال انتخاب میان جنبه های جایگزین مختلف در زندگی خود می باشند.«تعهد»به میزان سرمایه گذاری شخصی فرد در تصمیمات اتخاذ شده و موارد حرفه ای ، شغلی ،خانوادگی و اشخاص اشاره می کند .
مارسیا هویت را در چهار حالت بررسی کرده است :1- سردرگمی           2- هویت زودرس
3-هویت مهلت خواه       4- هویت موفق یا کسب شده
1-سردرگمی : افراد در بین وضیعت هویتی نه تنها هیچ گونه تعهدی به حرفه یا عقیده خاصی ندارد،بلکه تلاشی نیز در جهت انتخاب از میان دامنه وسیعی از موارد به کار نمی برند مارسیا به نقل (هیون ،1994)هر چند چنین فردی ممکن است ترجیحاتی را در مورد عقیده یا فعالیت خاصی داشته باشد ،ولی در مورد این عقاید یا فعالیت ها اطلاعات کمی داشته و این برداشت را دارد که به آسانی نمی تواند آنها را رها کند (مارسیا، 1966)
2-هویت زودرس : فرد دارای وضیعت هویت زودرس ، با داشتن تعهدات به یکسری از باورها ، ارزشها و رفتارها بدون تجربه اکتشاف و جست وجوگری ، (بحران )مشخص می شود (مارسیا،1966)چنین نوجوانانی به سادگی خود را با باورها و خواسته های والدین و با سایر مراجع قدرت سازگار می نمایند ، این افراد هرگز برای تصمیم گیری دچار چالش جدی نشده و بیشتر خود را با مجموعه برنامه های از بیش تعیین شده در خصوص ارزشها و باورها هماهنگ نموده اند (موس 1988،به نقل از هیون 1944)
3-هویت مهلت خواه : نوجوانان در این وضیعت هویتی ، در حال تجربه می باشد؛ولی هنوز به انتخاب خاص متعهد نشده است (هیون ،1994)
این افراد به سبب تلاش فعالانه ای که در جهت ایجاد تعهد به کارمی گیرند از افراد سردرگم متمایزمی شوند، خواسته های والدین هنوز برای این گروه اهمیت دارد و در تلاشند تا بین خواسته های آنان اجتماعی و توانایی های خود سازگاری ایجاد نمایند (مارسیا،1966)
4- هویت موفق: افراد با وضیعت هویت موفق ، بحران را تجربه کرده و به یک حرفه یا عقیده متعهد شده اند . آنها به طور جدی مسیرهای مختلف را بررسی کرده اند و سرانجام خود در مورد مسیر مناسب تصمیم گرفته اند؛هرچند که ممکن است انتخاب نهایی آنها چیزی باشد که آرزوی والدین آنها بوده است . در توجهات عقیدتی نیز چنین افرادی باورهای گذشته خود را مجدداً ارزیابی و ارزش گذاری قرار داده تا به یک ثبات عقیدتی دست یابند (مارسیا، 1966).
وضیعت هویت موفق به فرد در پیوند بین گذشته و امیدهای آینده کمک کرده و یک احساس تداوم شخصی در او ایجاد می نماید (هیون ،1994).
[1] Identity theories
3Brousensky
4 Rapadiort
1 Ericson
[4] Marris
3Rapa dioret

[7] grouger
[8] brozeneski
[9] broseneski
[10] cack
[11] salidan

دسته‌ها: مقاله