– مفهوم و شرایط نفوذ و تحقق ایجاب
گفتار اول- معنا و مفهوم ایجاب
ایجاب « offer» در لغت به معنی اثبات است و در اصطلاح حقوق مدنی رضای عاقد است که حالت فعلی (= تأثیری) دارد. در برابر رضای طرفی که جنبه انفعالی دارد و آن را قبول می گویند. یا ایجاب عبارت از اولین انشای که معمولاً یکی از دو طرف معامله، مقدم بر دیگری انجام می دهد. گفته شده اراده باطنی در صورتی نفوذ حقوقی دارد که بگونه ای اعلام شود و وجود خارجی پیدا کند. پس باید بگوئیم که، ایجاب پیشنهاد انجام معامله است؛ اعلام اراده کسی است که دیگری را بر مبنای معینی به عقد بستن می خواند، بدین گونه که، اگر پیشنهاد مورد قبول قرار گیرد، هر دو باید به مفاد آن پای بند باشند.
تعریف دیگری از ایجاب که گفته اند: ایجاب قولی است که توسط شخصی مبنی بر اینکه مبادرت به عملی یا خودداری از انجام چیزی نماید، مشروط بر اینکه طرف مخاطب وی این پیشنهاد و قول را قبول کند و مبلغی را پرداخت نماید یا تعهد پرداخت «قیمت» پیشنهاد را کند. به عبارت دیگر ایجاب اعلامی است توسط «الف» مبنی بر اینکه تمایل به ورود در یک قرارداد الزام آور را با شخصی که مخاطب وی است دارد در صورتی که شخص اخیر پیشنهاد «الف» را بپذیرد.
در انعقاد عقد دو اراده لازم است که باید یکی ایجاب و دیگری قبول نماید. بناءً هریک از دو اراده همراه با وسیله ابراز آن، که متضمن معنای ابتکار باشد و بطور متعارف ابتداء باید صادر شود، ایجاب و آن دیگری قبول نامیده می شود. آنطوریکه بیان شد، ایجاب عبارتی است که مقصود از آن، در صورت قبول شدن صحیح و قانونی از سوی طرف ایجاب، منتج شدن به قرارداد الزام آور است. بعضی ایجاب را چنین تعریف کرده اند: ایجاب کلام اولی است که یکی از دو طرف عقد برای انشای عمل حقوقی صادر می کند، و قبول، کلام دومی است که برای انشای عمل حقوقی ابراز می شود و عقد با آن تمام می شود. عبارات ایجاب و قبول بر مقاصد متعاقدین، حکومت می کنند و به تعهد ناشی از اراده آنان، شکل می دهند و حدود آن تعهد را در آغاز کار مشخص می کنند. در تعریف دیگر ایجاب آنست که یکی از طرفین قرارداد اراده خود را بر ایجاد رابطه حقوقی معین اعلام دارد و قبول عبارت از اعلام پذیرش رابطه حقوقی مزبور توسط طرف دیگر است. در حقیقت ایجاب پیشنهاد انجام معامله با شرایط معین، و قبول، اعلام پذیرفتن پیشنهاد مزبور است. در قانون مدنی افغانستان در ماده 506 آمده است که:«1- عقد به ایجاب و قبول طرفین منعقد می گردد. 2- ایجاب و قبول عبارت از الفاظیکه در عرف برای انشاء عقد استعمال می گردد.» در حقیقت طرفین اراده خود را مبنی بر انعقاد عقد بوسیله ایجاب و قبول اعلام می نمایند. در این ماده آمده است که ایجاب و قبول عبارت از الفاظی که … اما آنچه که قبلاً در بخش قبلی بحث شد ، نشانگر این بود که وسیله اعلام اراده تنها لفظ نیست که این قانون نیز در ماده 509 صراحتاً بر این موضوع اشاره کرده است. اتفاقاً بسیاری از معاملات جزئی فقط به داد و ستد انجام می گیرد و الفاظ در کار نیست مثلاً در فروشگاه های بزرگ خریداران اجناس مختلفی را برمی دارند هنگام خروج حسابدار بهای آنها را بدون بیان مطلبی محاسبه از کارت اعتباری خریدار می کند. همچنین در قانون مدنی افغانستان در ماده 1179 که در مورد هبه است چنین آمده است. «هبه به تعاطی منعقد شده می تواند.» بناءً آنچه در ماده 506 صرفاً از لفظ نام برده شد نباید چنین تصور کرد که ایجاب و قبول صرفاً توسط لفظ انجام می شود زیرا آنچه در مواد 509 و 1179 آمده است می توان گفت که ایجاب و قبول بغیر لفظ هم ممکن است.
جریان و پروسه قرارداد با یک ایجاب شروع و با یک قبول به پایان می رسد، آنکه اول می آید پیشنهاد و دیگری که بعداً در پایان ارائه می گردد و کافی برای انعقاد قرارداد می باشد قبول محسوب می شود. اما گاهی اتفاق می افتد که طرفین در زمان واحدی در مورد تمامی مسایل توافق ننمایند و درباره توافق بر نکات دیگر بر مذاکرات خود ادامه دهند. در این گونه موارد قرارداد متوالیاً منعقد می شود: هر جزئی از قبول متعاقب یک پیشنهاد می آید مشروط بر اینکه در نهایت امر قرارداد منعقد شود. در این موارد مهم است که بدانیم که اعلام کدام قصد را باید پیشنهاد محسوب کرد. و در نهایت کسی که مطلبی به وی پیشنهاد می شود باید دلایل متقنی برای اتکا به یک پیشنهاد داشته باشد تا آنرا ایجاب محسوب کرد.
موضوعی که حائز اهمیت است که در اینجا باید مطرح شود این است که ماهیت حقوقی ایجاب چیست؟ آیا ایجاب عقد است یا ایقاع؟ از آنجای که در عقد دو طرف نیاز دارد بناءً ایجاب به تنهائی نمی تواند عقد باشد؛ در مورد ایقاع بودن آن نظریاتی مطرح شده است. برخی را عقیده بر این است که ایجاب و قبول دو ایقاع اند و عقد را مرکب از این دو ایقاع دانسته اند. بنظر می رسد که ایجاب ایقاع مستقلی نیست زیرا ایقاع عمل حقوقی است که با یک اراده انشاء می شود و وابسته و معلق به رضای دیگری نیست حال آنکه ایجاب مثلاً در عقد بیع با یک اراده به تنهائی انشاء نمی شود بلکه نیازمند انشاء طرف مقابل است. از همین سبب ایجاب از ایقاع متفاوت است. ولی آنچه ایجاب را به ایقاع نزدیک می سازد این است که هر دو با اراده یکطرف واقع می شوند. اما بهرحال ایجاب جزئی از عقد است که بوسیله یکی از دو طرف عقد انجام می شود و در عقد هریک از دو طرف انشای اثر را منوط به انشای طرف مقابل می کند، از همین لحاظ انشای هر یک از دو طرف به تنهایی در ایجاد اثر عقد ناتوان است. بناءً نمی توان ایجاب را عقد یا ایقاع دانست بلکه ماهیت خاص خود را داراست.
گفتار دوم- تفاوت ایجاب با پیشنهاد
در سیستم های حقوقی که طرفدار اصل رضایی بودن قراردادها اند ایجاب و قبول وسیله اعلام توافق است. با ایجاب و قبول دنبال اثر حقوقی هستیم پس ایجاب انشائی است نه اخباری، ایجاب مؤسس و بوجود آورنده است نه اینکه چیزی را اعلام کند و از آن خبر دهد پس در این سیستم های حقوقی بین ایجاب و دعوت به معامله تفاوت وجود دارد. ایجاب جنبه تأسیسی و انشائی دارد و دعوت به معامله جنبه تأسیسی نداشته و فقط دعوت است، اخبار است ممکن انشاء باشد اما مؤسس نیست صرف خبر است. سؤالی که در اینجا مطرح است این است که گاهی فروشندگان کالای خود را در قفسه ها می گذارند و قیمت و برچسب بر آنها نصب شده، گاهی کاتالوگ را با کالا برای خریدار ارسال می نمایند، گاهی مناقصه یا مزایده برقرار می نمایند، آیا همه اینها ایجاب است یا دعوت به معامله؟ این موضوع در حقوق کشورهای مختلف متفاوت است. در انگلیس این موضوع را به دلیل عدم قصد انشاء ایجاب ندانسته و دعوت به معامله می داند اما در فرانسه آنرا ایجاب می دانند. در آلمان هم این را دعوت به معامله می دانند نه ایجاب. برای مثال، تاجری که کالای خود را با ذکر بهای آن و شرایط فروش در معرض دید عموم می گذارد، یا برای فروش آن در روزنامه ها و مجلات اعلان می نماید، آیا می توان این را ایجاب شمرد؟ و آیا در صورت قبول طرف دیگر می توان موجب را پای بند به ایجاب وی دانست؟ گفته شده این گونه پیشنهادها در صورتی ایجاب محسوب می شود که حاوی تمام عناصر قرارداد باشد، و گرنه صرف دعوت به معامله و گفتگو درباره آن تعهدی برای گوینده ایجاد نخواهد کرد. و قبول چنین دعوتی موجب بستن قرارداد نمی شود. فروشنده ای که بدون ذکر قیمت رهگذران را دعوت به دیدن کالا و خرید می کند یا از اوصاف ممتاز آن سخن می گوید، همیشه می تواند از فروش خودداری کند و قبول این دعوت هم عقد بیع را واقع نمی سازد. پس ایجاب پیشنهاد کامل، مشخص و قاطع است و دعوت های ناقص و مبهم را نباید ایجاب شمرد.
مسایل جنجال برانگیز در مورد تمیز ایجاب در معاملاتی است که با مزایده و حراج انجام می شوند. آیا اعلان مالک بر این که کالای خود را به بالاترین قیمت پیشنهادی می فروشد، می تواند یک ایجاب باشد؟ یا اینکه تنها عرضه مال است و پیشنهادهای سایرین برای خرید ایجاب است؟
بعضی از نویسندگان به علت عدم قطعی بودن کالا آنرا ایجاب نشمرده اند ولی بعضی اعلان فروش در این فرض را در حدود مفاد خود کامل دانسته و مالک را پای بند به مفاد آن می کند و آنرا در حکم ایجاب می دانند. بعضی را نظر بر این است که کلید مسئله در اینجا قصد شخص است که کالا را پیشنهاد می کند که آیا منظور او از بیان یا آگهی که داده است، ایجاب بوده است یا اینکه صرفاً دعوت طرف مخاطب به معامله بوده است؟ چنین به نظر می رسد که آگهی ارائه کالا در ویترین مغازه، ذکر و اشاره به قیمت کالا و دعوت برای مزایده ایجاب پنداشته نمی شوند. پس می توان گفت ایجاب انشای بالفعل با اراده ابراز شده می باشد و پیشنهاد عقد دعوت برای تشکیل عقد است و نمی تواند ایجاب و انشای بالفعل عقد باشد.
در حقوق افغانستان در قانون مدنی در این مورد مواد مشخصی وجود ندارد که بتوان به صراحت تفاوت یا عدم تفاوت ایجاب و پیشنهاد را بیان نمود اما از ماده 527 که در مورد مزایده است می توان گفت که بنظر می رسد از نظریه ای پیروی شده که پیشنهاد عام را در حکم ایجاب دانسته است. زیرا در این ماده آمده است. « عقد مزایده با آخرین داوطلبی کامل می گردد. داوطلب اول وقتی از اعتبار ساقط می گردد که زاید بر آن داوطلبی صورت گرفته باشد گرچه این داوطلبی باطل باشد یا مزایده بدون اینکه به شخصی تعلق گیرد معطل قرار داده شود.»
از قسمت اول این ماده که گفته عقد با آخرین داوطلب کامل می گردد؛ در حقیقت ابراز اراده داوطلبان را «قبول» دانسته زیرا عقد با قبول کامل می گردد و اعلام اولی مزایده را بنظر می رسد که ایجاب دانسته است. و کسی که مال خود را به مزایده می گذارد موجب است و در صورت قبول طرف ملزم به انعقاد عقد می باشد.
گفتار سوم- تفاوت ایجاب با پیشنهاد در حقوق ایران
دعوت به مذاکره با ایجاب تفاوت دارد. در ایجاب شخص قصد قطعی بر انجام معامله دارد و درصورتی که طرفِ معامله، ایجاب را قبول نماید قرارداد منعقد می‎گردد در حالی‎ که در دعوت به مذاکره، شخص تنها پیشنهاد گفت ‎و‎ گو و مذاکره در مورد قرارداد را به طرف دیگر می‎دهد و هیچ الزامی برای انجام معامله وجود ندارد.در مواردی تشخیص این‎که یک پیشنهاد، ایجاب بوده یا دعوت به مذاکره دشوار است. در این موارد و در صورت ایجاد اختلاف، دادگاه با توجه به اوضاع و احوال تشخیص می‎دهد که پیشنهاد ارائه‎شده ایجاب بوده یا منظور از پیشنهاد، تنها دعوت به مذاکره در خصوص معامله بوده است.
برای درک بهتر تفاوت ایجاب و دعوت به مذاکره باید به اراده افراد در خصوص ایجاب و قبول نظر داشت . معنی لغوی اراده،طلب،قصدوبرگزیدن میباشدودراصطلاح نیزدارای تعاریفی است.دانشمندان علم کلام درتعریف اراده میگویند”اراده صفتی است که رجحان یکی ازدوامرمقدوربردیگری رااقتضاکند.”بعضی ازحکما اراده راحالتی می دانند که به دنبال شوق می آید.ولی بیشترفلاسفه برآنند که اراده ازمقوله کیف نفسانی وعزم راسخ یاشوق موکدی است که ازادراک امر ملایم وسازگار باطبع وسرشت درنفس انسان پدیدار می شود.این شوق موکد یاعزم راسخ در پی تصدیق و پذیرش سودی که درانجام یاترک کاری درنفس انسان پدید می آیدوحصول ان موجب می شود تافعل یاترک فعل که درمقایسه با علم وقدرت فاعل، درمرحله امکان است مرجحی یابدومرحله ضرورت برسد
به هر حال اراده کیفی نفسانی است که اگر همراه باابراز خارجی باشددرعالم حقوق منشا اثر خواهدبود.دراصطلاح حقوق،اراده راحرکت نفس به طرف کاری معین پس از تصوروتصدیق منفعت آن تعریف کرده اند.برخی ازحقوقدانان اراده را خواستن امری دانسته وآن رادوقسم کرده اند:اراده حقیقی وانشایی.

دسته‌ها: مقاله