پاسخ گوی نیازهای حرفه ای دنیای امروز است می تواند فرصت های شغلی جدید ایجاد کند و از سویی دیگر مهارت های تفکر انتقادی را ارتقا داده و توانایی حل مسائل را که برای اقتصاد دنیای امروز و نیز برای آینده لازم است فراهم آورد(حبیبی نیا,1385,ص20). البته جهان اطلاعاتی که ما در آن قرار داریم فقط به تماشای سینما و تلویزیون منتهی نمی شود بلکه هر چیز که به ارتباط منجر شود دارای بار رسانه ای است مثل رادیو, روزنامه, مجله, کتاب, اینترنت, آگهی نماها, تبلیغات بر روی اتوبوس ها, تی شرت ها, کلاه ها, فنجان ها, دفترچه ها, مجسمه ها و دیگر اشیا اطراف مان و هر چیز که حاوی پیام نمادین برای مخاطب محسوب شود. به طور مثال امروزه کفش فقط یک پای افزار و یا اتومبیل فقط وسیله ای برای جا به جایی نیست بلکه نمادی از ماهیت اجتماعی, اقتصادی و فرهنگی افراد است(حبیبی نیا,1385,ص22).

2-2-3- هدف سواد رسانه ای
هدف سواد رسانه ای دادن قدرت کنترل برنامه های رسانه به فرد است. تک تک اشخاص به خودی خود تاثیری زیاد بر تغییر روش رسانه های جمعی در ساخت پیام هایشان ندارند و هرگز نمی توانند بر آن چه به عموم عرضه می شود کنترلی زیاد داشته باشند, اما می توانند اعمال کنترل بر برنامه ریزی ذهن خود را بیاموزند. بنابراین هدف سواد رسانه ای این است که به مردم نشان دهد چگونه کنترل را از رسانه ها به خود معطوف کنند(پاتر,1385,ص21).
لذا هدف اصلی سواد رسانه ای این می تواند باشد که شخص بتواند به نوعی شناخت از محصول نهایی یک رسانه از این جنبه برسد که آیا بین محتوای یک رسانه به مثابه یک محصول نهایی با عدالت اجتماعی رابطه ای وجود دارد یا خیر. بدین ترتیب اگر زمانی فرد به نقطه ای از تعارض با یک رسانه برسد, سواد رسانه ای می تواند مانع قطع ارتباط با رسانه شود و ارتباط با رسانه های متفاوت و تبدیل رابطه یک سویه و انفعالی به رابطه فعال تر را توصیه کند. اصلی ترین هدف سواد رسانه ای این است که نوع استفاده فرد از رسانه مبتنی بر آگاهی و فایده مندی از سپهر اطلاعاتی اطراف شود و اضافه بار اطلاعاتی را در شرایط اشباع رسانه ای تشخیص دهد(شکرخواه,1385,ص29).
دیگر کارشناسان مهم ترین هدف سواد رسانه ای را رشد و گسترش تفکر انتقادی در استفاده از برنامه های رسانه, فهم و تفسیر صحیح پیام های رسانه ای, تجزیه و تحلیل آن ها و آماده سازی افراد برای زندگی در جوامع دموکراتیک و کمترین توجه سواد رسانه ای را یادگیری درباره تاریخ رسانه می دانند. نظام رسانه ای دارای سلسله مراتب است و اجزای آن قابلیت تعقیب و شناسایی دارد. هم چنین هر رسانه دارای محصولی نهایی است یعنی مانند یک کارخانه تمام اجزای آن اعم از زیرساخت ها, نرم افزارها, نیروی انسانی و غیره دست به دست هم می دهند تا یک تولید و محصول نهایی را با اهداف از پیش تعریف شده تحویل مصرف کننده دهند. محصول نهایی یک رسانه می تواند در خدمت تثبیت یک طبقه یا درخدمت قدرت حاکمه باشد, آن هم طبقه و قدرتی که رهایی بخش و آزادی بخش نیست بنابراین محصول نهایی رسانه نمی تواند در خدمت عدالت اجتماعی قرار گیرد بلکه در خدمت نیروهایی است که در صدد کم رنگ کردن عدالت اجتماعی هستند. به بیان دیگر به واسطه سواد رسانه ای می توان پرسید که آیا آگاهی و اطلاعاتی که از رسانه ها به دست می آوریم صلاح اجتماع را در نظر دارد یا این که صرفا در خدمت یک طبقه است.
بنابراین مهم ترین هدف سواد رسانه ای این است که به مردم کمک کند تا به جای آن که مصرف کنندگانی فرهیخته باشند, شهروندانی فرهیخته شوند. سواد رسانه ای به دنبال راهی به سوی گسترش مردم سالاری در جامعه ای است که مفهوم مردم سالاری در آن جامعه به طور مبسوط تعریف و نوشته شده باشد. به طور خلاصه سواد رسانه ای چیزی بیش از تجزیه و تحلیل صرف پیام است. برای درک اهمیت رسانه های کنونی شخص باید فلسفه تولید هر پیام, شرایط و محدودیت های حاکم بر آن و حتی سازنده هر کدام از پیام ها را بشناسد اما اهداف رسانه های جمعی و به ویژه رسانه های تله ماتیک که زیرساخت های گسترده تر ماهواره ای و شبکه های رایانه ای را برای مخاطبان خود دسترس پذیر کرده اند همیشه شفاف و روشن نیست. در واقع کانال های ارتباط جمعی دو جنبه متفاوت دارند. آن ها یک ورودی متغیر دارند که حتی فرایند تصمیم گیری سیاست خارجی را زیر نفوذ قرار می دهند و هم زمان به محیط رسانه به مثابه یک خروجی خدمت رسانی می کنند. یک وسیله پخش از این نظر, سخن گوی دولت هاست که رهبران را وادار می سازد تا تصمیمات شان را در آن بازگو کنند. شاید به همین دلیل است که سواد رسانه ای در تحلیل نقش های رسانه اهمیتی دوچندان می یابد زیرا این تاثیرهای دوگانه و هم زمان به طور عمده از برجسته سازی و شکل گیری دیدگاه های سیاسی در رسانه ها ناشی می شوند که درک آن برای مخاطبی که به سواد رسانه ای مجهز نیست, ناممکن به نظر می رسد. هم چنین در شرایط اشباع رسانه ای زمانی که مخاطب در بزرگ راه های اطلاعاتی در حرکت است سواد رسانه ای می تواند به او بگوید چه مقدار از وقت خود را در چه تارنماهایی, اعم از شناخته شده و ناشناخته و چه مقدار از آن را به فرض در چت روم ها بگذراند(پاتر,1385,صص25و28).

2-2-4- دیدگاه های اندیشمندان حوزه سواد رسانه ای
2-2-4-1- دیدگاه پاتر
تئوری حاضر الگویی چند عاملی و شامل چهار موضوع اصلی است که عبارتند از ساختارهای دانش، منبع شخصی, وظایف پردازش اطلاعات, و مهارت ها و توانایی ها که برخورداری مخاطب از مهارت ها شکلی پیوستاری دارد. بر اساس دیدگاه پاتر ارتباط این
عوامل فضایی- حلزونی و نه سطحی است لذا در هر برش عرضی یکی از عوامل سواد رسانه ای قراردارند و از این رو هر یک از عوامل عامل دیگر را پشتیبانی می کنند(سپاسگر,1384,ص128).
مجموعه مد نظر این نظریه پرداز حوزه ارتباطات از مهارت های کنشی سواد رسانه ای دربرگیرنده موارد زیر است:
1. تحلیل(شکستن پیام به عناصر معنی دار);
2. ارزش یابی(داوری درباره ارزش پیام و یا امکان مقایسه عناصر پیام);
3. گروه بندی(تعیین اجزای مشابه و متفاوت پیام);
4. استقراء(نتیجه گیری از برخی اجزای پیام و تعمیم آن به بقیه اجزاء);
5. قیاس(استفاده از اصولی فراگیر برای تبیین موارد خاص);
6. ترکیب(جمع بندی پیام های مختلف در ساختاری جدید);
7. خلاصه سازی(ارائه توصیفی روشن, درست و فشرده از پیام)(طلوعی,1391,ص87).
از نظر پاتر سواد رسانه‌ای باید به طور مداوم در جوامع ارتقا پیدا کند چون از آنجا که رسانه‌ها و دنیای واقعی پیوسته در حال تغییرند، این موضوع فرآیندی است که هرگز پایان نمی‌یابد. این نویسنده کتاب نظریه سواد رسانه ای, رهیافتی شناختی چهار بعد ادراکی، اخلاقی، زیبایی شناختی و احساسی را برای سواد رسانه‌ای بیان کرده, مجموعه‌ای از مهارت‌ها را در کنار دانش سواد رسانه ای متصور می شود. این استاد دپارتمان ارتباطات دانشگاه کالیفرنیا در مقاله “سواد رسانه‌ای در آینده” سعی می‌کند “فرد” را در کانون توجه قرار دهد. وی مواجهه افراد با رسانه‌های مختلف را دارای اهمیت بسیار دانسته اظهار می دارد کنترل و تسلط بر سواد رسانه‌ای می‌تواند موجب شود که امکان تمایزگذاری میان واقعیت و آن چه رسانه‌ها تصویر می‌کنند به دست آید.
از نظر وی تمام رسانه‌ها منفی نیستند اما آن چه اهمیت دارد برخورداری از سواد رسانه‌ای در مقام یک نقشه راه است. از نظر پاتر سواد رسانه ای در بهترین شکل به مخاطب در پردازش پیام به شکل گزینش گری و معنی سازی کمک می کند. در گزینش گری مخاطب تصمیم می گیرد با پیام رو به رو شود یا آن را نادیده بگیرد. این تصمیم گیری جنبه ای کاملا اختیاری دارد و هنگامی که مخاطب تصمیم به استفاده از پیام بگیرد توجه او به سودمندترین جنبه پیام جلب شده بقیه جوانب آن را نادیده می گیرد. با این روش تمرکز مخاطب بررسی پیام دریافتی در محیط است. در معنی سازی مخاطب با تجزیه پیام به عناصر معنی دار و داوری درباره ارزش پیام و یا امکان مقایسه عناصر آن می تواند معنایی فراتر از آن چه را مورد نظر فرستنده بوده کشف کند و معنایی کاملا شخصی و فردی از پیام بسازد. با این سیاق تمرکز مخاطب بر روی گسترش ساختارهای دانش متمرکز می شود(طلوعی,1391,ص85).

2-2-4-2- دیدگاه تامن
به نظر تامن و همکارانش سواد رسانه ای همانند فیلتری داوری کننده عمل می نماید چنان که جهان متراکم از پیام از لایه های فیلتر رسانه ای عبور می کند تا شکل مواجهه با پیام معنی دار شود(طلوعی,1391,ص79). پیام رسانه ای از منظر این صاحب نظر سواد رسانه ای در سه لایه عمل می کند:
لایه اول) اهمیت برنامه ریزی شخصی در نحوه استفاده از رسانه هاست. به این معنی که مخاطب توجهی بیشتر به انتخاب و تماشای برنامه های مختلف همت گمارده حساب شده به استفاده از تلویزیون, ویدئو, بازی های الکترونیکی, فیلم ها, و دیگر رسانه ها می پردازد و میزان مصرف را کاهش می دهد.
لایه دوم) مخاطب به جنبه های نامحسوس تر رسانه توجه می کند و به پرسش ها و موضوع هایی عمیق می پردازد مانند این که پیام های رسانه ای را چه کسی می سازد؟ چه هدفی با فرستادن پیام دنبال می شود؟ چه کسی از ارسال پیام سود می برد و چه کسی ضرر می کند؟
لایه سوم) مهارت لازم برای تماشای انتقادی رسانه هاست. با این مهارت ها مخاطب به تجزیه و تحلیل و پرسش درباره چارچوب ساخت پیام و جنبه های جا افتاده در آن می پردازد. آن چه در این لایه اهمیت دارد شناخت حقایق و جنبه های محذوف پیام است. به عبارت دیگر فهم متن از سوی مخاطب در گرو شناسایی ابعاد جا افتاده پیام است(طلوعی,1391 ,ص79).
بر این اساس با عمیق تر شدن لایه ها, میزان سواد رسانه ای مخاطب بیشتر می شود به این ترتیب که در لایه اول مخاطب خود را ملزم می کند در استفاده از رسانه ها جیره مصرف داشته باشد و در لایه دوم با توجه به ویژگی های رسانه ها برخی پیام ها را که مطلوب خود است برگزیده و بقیه پیام ها نادیده گرفته می شود و در لایه سوم نیز به نقد پیام های رسانه ای پرداخته می شود(طلوعی,1391 ,ص80).
در نتیجه سواد رسانه ای این امکان را فراهم می کند که پیام دریافت شده از سوی مخاطب با چالش رو به رو شده و گیرنده پیام از انفعال به وضعیتی فعال, پرسشگر و خودبیانگر برسد. این مخاطب اجازه نمی دهد که رسانه های اصلی حامی نظام سلطه پیام های رسانه ای مطابق با منویات نظام مزبور را بر او تحمیل کند در نتیجه تفسیری ترجیحی و منتقدانه از سوی خود نسبت به پیام دریافتی ارائه نموده در انتخاب و استفاده از پیام با احساس مسئولتی بیشتر عمل می کند.

2-2-4-3- دیدگاه هابز
از نظر هابز سواد رسانه ای توان ارزیابی پیام های رسانه ای است که در دو سطح عمل می کند: از یک سو و در سطح مقدماتی مخاطب به موضوع ها و پرسش هایی مانند چه کسی پیام های رسانه ای را می آفریند؟ از چه فنونی استفاده می کند؟ و با چه هدفی پیام را ارسال می کند؟ توجه دارد و در سطحی عمیق تر مخاطب ارزش ها و سبک های زندگی پنهان و مستتر در پیام را مد نظر قرار می دهد(طلوعی,1391,ص75).
به نظر می رسد پرسش های سطح نخست بخشی از پرسش های لسول در تعریف ارتباطات باشد. لسول در نظریه ارتباطی خود
با شش پرسش: که می گوید؟ چه می گوید؟ کجا می گوید؟ چگونه می گوید؟ برای چه می گوید؟ با چه تاثیری می گوید؟ طرح موضوع می کند. این امکان وجود دارد که بین نظر لسول در حوزه ارتباطات و هابز در زمینه سواد رسانه ای تلقیقی صورت گیرد و بر این اساس مدلی جدید آفریده شود. به این ترتیب سواد رسانه ای از نظرگاه این متفکر به مثابه مفهومی اصلی از دو لایه تشکیل می شود. یکی لایه مرکزی و دیگری پیرامونی است که در لایه مرکزی مولفه های اصلی ارتباطات رسانه ای مورد نظر لسول شامل شش سئوال فوق مطرح شده و ارزش ها و سبک های زندگی ارائه شده در پیام مورد بررسی قرار می گیرد. ویژگی اصلی لایه مرکزی بر خلاف لایه پیرامونی این است که ویژگی های پنهان تر پیام را در بر می گیرد و به همین دلیل فهم سواد رسانه ای مبتنی بر آن پیچیده تر از لایه پیرامونی است. مخاطبی که از چنین سطحی از سواد رسانه ای برخوردار شود می تواند ارزش ها و

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید