ی تلاش سرسختانه و دشواری علمی و عملی دلالت دارند. اطلاق واژه ی جاهدوا در آیه ی”والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا”(سوره عنکبوت/ آیه 69) صرفا بر همان معنای لغوی دلالت می کند.
امام خمینی در پیامی، کوشش های علمی و فقهی بزرگان اسلام را بارزترین مصداق جهاد در راه خدا می داند. بعضی از دانشمندان معاصر نیز در پرتو چنین برداشتی از قرآن، این آیه را خاستگاه اجتهاد در اسلام دانسته اند. 10
اجتهاد در لغت به معنی کوشش و جد و جهد کردن است. 11
1-2 اجتهاد در اصطلاح شرعی
اجتهاد در عرف فقها به کار گرفتن کوشش و تلاش است؛ برای بدست آوردن احکام شرعی فرعی، از دلیل های شرعی آن. اجتهاد از جهد گرفته شده و به معنی تحمل مشقت و صرف کردن تمام توان و کوشش است، تا از ادله فقه ظن به حکم شرعی پیدا شود، یا ملکه ای است که در پرتو آن دلیل های شرعی و عقلی را بدست می اورند تا احکام شرعی و وظایف عملی را از آن ها بیرون آورند. و به عبارت دیگر اجتهاد، ملکه ای است که به وسیله آن قدرت بر استنباط حکم شرعی و فرعی از دلیل آن حاصل می گردد. 12
و هم چنین اجتهاد تلاش و به کارگیری توان برای خلاص شدن از شک در رسیدن به ظن غالب اطمینان و بالاتر از آن. 13
اجتهاد به این معنا، کار بسیار مهم و مقدسی است خداوند در قرآن مجید آن را بر گروهی از مسلمانان واجب کرده است و می فرماید:
همه ی مومنان نمی توانند برای جهاد و جنگ در راه خدا به سفر بروند، و باید گروهی از مومنان سفر کرده تا در دین خدا تفقه کنند مجتهد شوند و چون بازگشتند، مردم خود را هشدار دهند، باشد که از زشتکاری حذر کنند 14
بنظر می رسد که خاستگاه معنای اصطلاحی اجتهاد، حدیث مشهور زیر است:
اذا حکم الحاکم فاجتهد فاصاب فله اجران و اذا حکم فاجتهد ثم اخطا فله اجرا
هرگاه حاکم، داوری کند و در فهم حقیقت بکوشد و به آن برسد، سزاوار دو پاداش است و هرگاه با تلاش فراگیر حکم کند و به خطا رود، تنها یک پاداش خواهد داشت. 15
“الاجتهاد رد الفروع الی الاصول” مقصود از فروع همان مسائل قضایی و شرعی است و مقصود از اصول منابع و ماخذ قانون است. پس اجتهاد به معنی صاحب نظر شدن در فقه اسلامی است. 16
1-3 فقه در لغت و اصطلاح
واژه فقه که می توان از آن به عنوان دستور العمل و راه و روش زندگی در پرتو فرامین اسلامی یاد کرد، مانند واژه های دیگر دارای معانی مختلف اعم از لغوی و اصطلاحی می باشد.17
فقه در اصل به معنای فهم و دانستن است.18 و دلالت می کند بر ادراک چیزی وعلم به آن.19 و همچنین معنای اصلی و دقیق فقه آن است که انسان با استنتاج از معلومات و قضایای بالفعل و موجود به مجهول دست یابد.20
فقه در لغت به معنای فهم است، چنانکه در آیه قرآن آمده است: “ما نَفْقَهُ کَثِیراً مِمَّا تَقُولُ”(سوره هود/آیه 91) یعنی بسیاری از آن چه می گویی نمی فهمیم و درک نمی کنیم. و همین واژه در اصطلاح فقهاء به معنی آشنایی با احکام فرعی شرعی است. که از راه ادله تفصیلی آن یعنی قرآن، سنت، اجماع و عقل به دست می آید. 21
کلمه فقه به معنای عام آن که شامل اصول اعتقادی و اخلاقی و اجتماعی و حقوقی و قضایی و فروع عملی می شود و نیز کلمه فقیه مستحدث نیستند و به تازگی مورد کاربرد قرار نگرفته؛ بلکه از ابتدای ظهور اسلام رواج داشته اند. بنابراین، این پندار برخی از مستشرقین که مسلمانها این واژه ها را از قوانین فقه رومی اتخاذ کرده اند بی پایه و اساس است، زیرا این کلمات در قرآن کریم و حدیث شریف وارد شده است، از جمله، خداوند متعال در قرآن می فرماید: “فلو لا نفر من کل فرقه منهم طائفه لیتفقهوا فی الدین”(سوره آیه/122)
یعنی پس چرا از میان هر فرقه از آنان، گروهی هجرت نمی کنند تا در مسائل دینی آگاهی بیابند.
امام صادق(ع) فرمود: “اذا اراد الله بعبد خیرا فقهه فی الدین” یعنی آن گاه که خداوند خیر بنده ای را بخواهد، او را در مسائل دینی آگاهی می بخشد.
اصولا واژه فقه در قرآن به معنای فهم و دریافت عمیق حقایق دین و آفرینش است.
قد فصلنا الایات لقوم یفقهون آیه(98/ انعام)
و لکن المنافقین لا یفقهون آیه(7/ منافقون)
فما لهولاء القوم لا تکادون یفقهون حدیثا آیه( 78/ نساء)22
1-4 تعریف امامیه
امام در لغت به کسی گفته می شود؛ که به او اقتدا شود و مردم از او پیروی کنند. چنان که می بینیم به این ترتیب، نقش اساسی دو مفهوم قرآنی امام و امت که هر دو از یک ریشه لغوی هم به دست می آید در فرهنگ تشیع معلوم می شود. معنای لغوی امام و شیعه متمم یکدیگرند. شیعه به معنی پیرو است. و امام کسی است از او پیروی می شود. امامیه و یا شیعه اثنی عشریه اصطلاحا به کسانی گفته می شود که گذشته از اعتقاد به امامت بلافاصله، علی(ع) پس از او حسن بن علی(ع) و حسین بن علی(ع) و نه فرزند ایشان که آخرین آنها مهدی موعود عج است به امامت می پذیرند. شیعیان در بحث اثبات امامت علاوه بر احادیث مسلم نقل شده از پیامبر خدا(ص) برای ضرورت امامت به اموری استناد می کنند که آنها را شئون امامت می دانند و اموری همچون: 1. تبیین و تشریح قرآن و سنت پیامبر خدا2. تلاش برای حفظ و نگهداری دین از نابودی و انحراف 3. تلاش برای تحقق دین 4. الگو بودن. 23
1-5 آیات الاحکام
از آن نوع آیات نورانی قرآن مجید بحث و گفتگو می‌کند که حکمی از احکام عملی شریعت را دربر داشته باشد، و تعداد آنها در قرآن مجید طبق مشهور حدّاکثر به 500 مورد می‌رسد گرچه به یک معنی، تمام آیات قرآن مجید، در واقع امر، آیات الأحکام می‌باشند. چون آیاتی هم که در برگیرند? آیات خلقت یا آیات توحید و خداشناسی یا نبوّت و…
می‌باشند. یا خود دارای حکمی هستند یا دارای بار فقهی می‌باشند یا در ارتباط با مبدأ احکام هستند که سرچشمه ی آیات می‌باشد. در هر صورت منشأ اثبات تکلیف جهت مکلّفین، می‌باشند. امروز در اصطلاح فقهاى کرام، آیات احکام آن نوع از آیات الهى در قرآن مجید مى‌باشند که یک حکم فرعى فقهى را دربر داشته باشند از منطوق صریح یا از مفهوم موافق یا مخالف آن، حکمى از احکام فقهى استفاده گردد که در روند عمل تکلیفى مکلّف، قرار گرفته باشد. بنابراین تعریف عامّ، آیات الاحکام در پى فروع فقهى و موارد جزئى از اعمال تکلیفى روزانه یا ماهانه یا سالان? او قرار دارد و از لحظه‌هاى تکلیف، تا پایان عمر او از وظائف فردى، تربیتى، اجتماعى، قضائى یا جزائى و جنایى و دیاتى او بحث و گفتگو نماید.24
1-6 تاریخچه اجتهاد
ادوار و سیر احکام از دو دوره تشکیل می شود:
الف: دوره ی تشریع:
دوره ی تشریع دوره ی وضع، جعل و صدور احکام است که از زمان بعثت رسول اکرم ص آغاز شد و به وسیله ی قرآن و سنت پیامبر انجام پذیرفت. پس اصول کلی احکام شرع مقدس اسلام و قسمتی از فروع آن در عصر بعثت، توسط رسول گرامی اسلام به صورت تدریجی و در مدت بیست و سه سال به جامعه و مردم ابلاغ گردید. چنان که امام کاظم(ع) می فرمایند:
“کل شی ء فی کتاب الله و سنه نبیه صلی الله علیه و آله”.
حکم کلی هر چیزی در کتاب خدا و سنت رسول او- صلی الله علیه و آله- نهفته است”.
بنابراین بعد از رحلت آن حضرت هیچ گونه حکم کلی وضع و تشریع نگردیده است. نهایت آن که برخی از احکام و اصول کلی که در آن زمان به گونه ای مجمل بیان شده، در دوره های بعد به صورت تفصیل در آمده و یا فروع آن توضیح داده شده است. بدین جهت امام باقر(ع) به اصحاب خود می فرمودند:
“اذا حدثتکم بشی ء فاسالونی من کتاب الله”.
حکم هر چیزی را که برای شما گفتم دلیل و اصل آن را در کتاب خدا از من بخواهید.
البته این بدین معنی نیست که منابع و مآخذ احکام فقط قرآن و سنت رسول گرامی اسلام است و در استنباط احکام و مسائل شرعی از امامان-علیهم السلام- بی نیاز هستیم، بلکه سنت از نظر شیعه علاوه بر سنت پیامبر شامل سخنان و راه و روش خاندان عصمت و طهارت نیز می شود چنان که امام صادق(ع) می فرمایند:
“کتاب الله فیه نباما قبلکم و خبرما بعدکم و فصل ما بینکم و نحن نعلمه”.
کتاب خدا قرآن کتابی است که خبرهای پیش از شما و بعد از شما در آن است. و قرآن داور میان شماست و ما هستیم که معانی آن را می دانیم.
ب: دوره ی تفریع:
دوره ی تفریع دوره ی استخراج، استنباط و تفصیل احکام است که از زمان اصحاب و یاران پیغمبر اکرم- صلی الله علیه و آله- آغاز شده است و تا زمان ما و پس از ما نیز ادامه دارد. البته لازم نیست که حتما دوره ی تفریع از نظر زمانی بعد از دوره ی تشریع باشد زیرا در دوره تشریع، استنباط و تفصیل احکام نیز صورت می گرفته است.
به عنوان نمونه چون پیامبر گرامی اسلام خواستند معاذ بن حبل را به یمن اعزام نمایند به او فرمودند: بر چه اساس حکم می کنی؟ معاذ عرض کرد: براساس کتاب خدا. پیغمبر فرمودند: اگر حکمی را در آن نیافتی چگونه عمل می نمایی؟ پاسخ داد: طبق سنت رسول خدا پیغمبر فرمودند: اگر در سنت نیافتی چه می کنی؟ معاذ پاسخ داد: اجتهد رایی اجتهاد و نظریه خویش را به کار می برم. سپس پیامبر(ص) فرمودند: سپاس خدایی را که فرستاده ی رسولش را به آن چه خدا و رسول او راضی است موفق گردانیده است. بنابراین ابتدای دوره ی تفریع با قسمتی از دوره ی تشریع منطبق است و انتهای آن تا زمان ظهور امام زمان(عج) و یا تا انقراض عالم ادامه خواهد داشت.
از سوی دیگر در یک مرحله، احکام الهی از جانب رسول عظیم الشان اسلام و ائمه اطهار-علیهم السلام- بیان می شد. و بزرگانی همچون سلمان، ابوذر، کمیل بن زیاد، جابر بن عبدالله انصار، زراره، محمد بن مسلم، علی بن یقطین و.. بودند که بر آیات قرآن تسلط کامل داشتند و هنگامی که قوانین کلی اسلام و احکام شرعی را از پیامبر و امامان-علیهم السلام- می شنیدند به خوبی می توانستند مصادیق آن را تشخیص دهند و به فهم و تشخیص خود عمل نمایند. اما عده ی دیگری از مردم که چنین تسلطی را نداشتند در صورت دسترسی به شخص پیغمبر و امام، مسائل شرعی خود را با آنان در میان می گذاشتند و پاسخشان را دریافت می کردند. ولی در صورت دسترسی نداشتن، مشکلات و سوالات خود را با فضلای صحابه و یاران آنان در میان می گذاشتند و احکام خدا را از آنان سوال می کردند بطوری که معصومین(ع) نیز این کار را تشویق و تائید می نمودند. مثلا در روایتی از امام باقر(ع) وارد شده است که به ابان بن تغلب که از فضلای صحابه بود می فرمایند:
“اجلس فی مسجد المدینه وافت الناس فانی احب ان یری فی شیعتی مثلک”.
در مسجد مدینه بنشین و به مردم فتوا بده، زیرا دوست دارم در میان شیعیانم کسانی همچو تو باشند یا در احادیث آمده است که وقتی شیعیان از ائمه اطهار(ع) می پرسیدند وظیفه ی ما در صورت دسترسی نداشتن به امام چیست؟ در برخی مواقع به آنان می فرمودند: به ابوبصیر اسدی یا به زکری بن آدم یا به یونس بن عبدالرحمان و یا به برخی دیگر از فضلای صحابه مراجعه نمایند.
ادوار و سیر احکام به همین صورت ادامه داشت تا زمان غیبت صغرای حضرت مهدی(عج)(329 ه. ق) که احکام الهی از طریق نواب خاص و سفرای چهارگانه آن حضرت پرسیده می شد و آنان نیز پاسخ مسائل را از محضر حضرت دریافت می کردند و به مردم می رساندند. بعد از این دوره، زمان غیبت کبرا فرا رسید و دوره ی اجتهاد به معنی مصطلح در این عصر آغاز شد. در این
دوره مردم، احکام مسایل دینی خود را از نواب عام امام زمان(عج) یعنی فقها و مجتهدین جامع الشرایط سوال می نمودند زیرا حضرت فرموده بودند:
“و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه حدیثنا فانهم حجتی علیکم وانا حجه الله علیهم”.
و اما در حوادثی که برای شما واقع می شود به راویان حدیث ما مراجعه کنید. زیرا اینان حجت من بر شما هستند. و من حجت خدا بر آنان هستم.25
1-7 سیر فقه و اجتهاد در تاریخ اسلام
اصطلاح اجتهاد در عرف فقهی ادوار اولیه به معنی استدلال های غیر علمی و از جمله رای به کار می رفته است و پرهیزی که شیعه تا قرن های پنجم و ششم نسبت به کلمه اجتهاد داشته و مخالفت هایی که با اجتهاد در کتاب های کلامی شیعه اظهار شده و کتابهای که متکلمان شیعی مانند نو بختیان و ابوالقاسم علی بن احمد الکوفی در اجتهاد نوشته اند همه ناظر به همین معنی اصطلاح اجتهاد بوده است وگرنه اجتهاد به معنی

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید