نظریه واجب عینی بودن اجتهاد دارای اشکال است.
امام خمینی(ره) نیز اجتهاد را واجب کفایی دانسته اند. 47
علامه حلی با استناد به آیه نفر می نویسد:
خداوند کوچ کردن را برای اجتهاد و تفقه، بر بعضی از فرقه ها واجب ندانسته است. اگر اجتهاد واجب عینی بر همه بود”نفر” را بر هر فرقه ای واجب می کرد.
شهید ثانی در منیه المرید می گوید:
فتوا دادن واجب کفایی است. همچنین تحصیل رتبه فتوا دادن اجتهاد واجب کفایی است. اگر سوال شد و کسی آنجا غیر از او نبود، پاسخ دادن بر او معین می شود. وی در جای دیگر نیز افتا را قائم بفرض الکفایه معرفی می کند.
مرحو آیت الله خوئی در الرائی السدید می نویسد: مکلف برای انجام وظایف شرعی، در اختیار یکی از سه راه اجتهاد، احتیاط و تقلید آزاد است. اجتهاد واجب کفایی است. پس بر مکلف اختیار آن، واجب تعینی نیست.48

فصل دوم:

تاثیر مکان و زمان و عرف و احوال آدمیان در اجتهاد

2-1 عوامل تحول اجتهاد
?. تحول مکان و شرایط آن
?. تحول زمان و شرایط آن
?. تحول احوال اشخاص
?. تحول عرف در مواردی که حکم بر او مبتنی است.
2- 2 مفاهیم زمان و مکان
مفهوم فلسفی: زمان در مفهوم فلسفی عبارت است از اندازه به هم پیوسته و غیرثابت سیال که برحرکت عارض می شود. و مکان نیز عبارت است از اندازه به هم پیوسته و ثابت که جسم از آن و یا به سوی آن منتقل می شود.49
مفهوم علمی: از لحاظ علمی و دانش جغرافیایی، زمان عبارت است از مقدار حرکت وضعی و انتقالی زمین که به صورت ساعات بین المللی براساس خط نصف النها رگرینویچ سنجیده می شود و مکان نیز به معنای مختصات یک شیء است که گاهی به عنوان مختصات جعرافیایی روی کره زمین مشخص می شود و براساس طول و عرض جغرافیایی زمین سنجیده می شود.50
مفهوم لغوی زمان و مکان: زمان در لغت به معنای وقت چه بلند و چه کوتاه است و مکان به معنای موضع و محل است.51
مفهوم عرض زمان و مکان: زمان در عرف همان وقت است که با واحد ساعت، دقیقه، ثانیه و… اندازه گیری می شود واین همان مقدار حرکت زمین است که در هر کشوری به نوع خاص زمان بندی می شود و سال و ماه به خصوص شمسی، قمری، میلادی… دارند.52
مفهوم خاص: گاهی منظور از زمان و مکان مفهوم ویژه ای است که در دائره ای بسیار محدود تاثیر مستقیم بر حقوق جزای اسلام دارد و ارتکاب جرم در آن موجب تشدید مجازات و تغلیظ دیه می گردد. مانند زمانها و مکان های شریف و حرام اعم از مکان ها و زمان های حرام و غیر آن بنابر فتوای برخی از فقها.
زمان و مکان به مفهوم مجموعه شرایط و تحولات زندگی: یعنی حوادثی که در زمان و مکان اتفاق می افتد، زمان و مکان به آن معنی شامل همه وقایع اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و مانند آن می شود. تمدن جدید بشری، نیازهای گوناگون انسانها در اعصار و امصار مختلف و مجموعه ی تحولات حاکم بر زندگی بشر و بالاخره مقتضیات زمان و مکان در این مفهوم جای دارند. 53
مفهوم صحیح: مطالعه روایات از ائمه اطهار(ع) بیانگر آن است که آنان به اصل زمان و مکان و تاثیر آن در احکام شرع مقدس اسلام معتقد بوده و بارها در سخنانشان به آن پرداخته اند. امام صادق(ع):”لان حکم الله عزوجل فی الاولین و الاخرین و فرائضه علیهم سواء الا من عله او حادث یکون و الاولون والاخرون ایضا فی منع الحوادث شرکاء والفرائض علیهم وحده یاسال الاخرون عن اداء الفرائض عما یسال عنه الاولون و یحاسبون عما به یحاسبون..” حکم الهی و تکالیف خداوند در حق اولین و آخرین یکسان است. مگر این که علت یا پدیده ای پیش آید که باعث دگرگونی حکم شود. و نیز همگان نسبت به تغییر حکم هنگام پیش آمدن حوادث همانندند و واجبات بر همه یکسان است از همانها که پیشینیان سوال می شوند آیندگان نیز سوال می شوند و مورد محاسبه قرار می گیرند.54
در احکام الهی شرایط مختلف مورد نظر قرار گرفته واین گونه نیست که یک موضوع در همه شرایط یک حکم بیشتر نداشته باشد. بلکه موضوع در اوضاع و احوال مختلف حکم ویژه ی خود را داراست و با عوض شدن شرایط موثر حکم نیز عوض می شود بدین ترتیب کسانی که می گویند تغییر شرایط زمانی و مکانی موثر موجب تغییر حکم می شود منظورشان این است که حکم اول دین که در شرایط خاصی بوده جایش به حکم دوم دین با در نظر گرفتن در شرایط جدید می دهد و آن که می گوید دین تغییر نمی کند و حلال و حرام پیامبر ص تا قیامت تغییر ناپذیر است منظورش این است که این شرایط در خود دین صورت پذیرفته و هر حکمی شرایط زمانی ویژه ای دارد پس تغییری در دین صورت نمی گیرد و بیان امام صادق(ع) که در ابتدا بدان اشاره کردیم گویای همین حقیقت است. دینی کامل که برای هر زمان و در شرایط مختلف حکم مناسب را ارائه دهد و این پاسخی است به آنان که می گویند با تغییر شرایط زمان و مکان چگونه می شود که دین پایدار و لایتغیر باشد، به آنان می گوییم که خود دین وضعیت های مختلف و تاثیرگذار در حکم را درک کرده و در هر زمان و در نتیجه برای هر شرایطی حکم ویژه ای را بیان داشته و بدین شکل دین کامل و پایدار پا به پای زمان و مکان و شرایط زمانی و مکانی همراه می باشد. نگاه به روایات نوشته شده در این مقال همسازی دین را با شرایط زمانی و مکانی بیان میکند.
تاثیر زمان و مکان در حکم به معنای تاثیر شرایط زمان و مکان است چرا که اگر دو زمان از حیث وضعیت یکسان باشد تغییر حکم معنایی ندارد. این وضعیت شی واحد را دو اعتبار می دهد؛ در یک زما
ن حلیت و در زمانی دیگر حرمت را بر او مترتب می سازد در نگاه اول همه می گویند. “حلال محمد حلال ابدا الی یوم القیامه و حرامه حرام ابدا الی یوم القیامه”.55
و اگر به آنها بگویی یک چیز در زمانی حلال است و زمانی دیگر حرام. خواهد گفت: حکم خدا که تغییر نمی کند.
با کمی دقت روشن می شود که هر زمان اوضاع ویژه ای دارد و در سایه این شرایط موضوع عوض می شود و با عوض شدن موضوع حکم نیز تغییر می کند.
زمان امام حسن(ع) با زمان امام حسین(ع) متفاوت است، و این باعث می شود که صلح امام حسن(ع) با صلح در زمان امام حسین(ع) فرق کند و در نتیجه هر کدام حکم خاصی پیدا می کند؛ اولی واجب و دومی حرام می شود، گرچه به ظاهر هر دو صلح است. تاثیر زمان و مکان در حکم به این شکل نکته ای است بس ضروری و بدیهی و اگر درست تبیین شود شاید برای هیچ کس در کبرای آن مناقشه ای باقی نماند. روشن است که تفاوت زمانی اگر در خود تفاوت شرایط را به همراه نداشته باشد هیچ تاثیری در حکم ندارد. دو زمانی که از نظر شرایط مساوی و همسان است نمی تواند دو حکم داشته باشد، چون خود زمان چنین تاثیر ندارد. بلکه آنچه در حکم موثر است وضعیت زمانی است. تغییر موضوع در دو زمان نمونه هایی دارد:
موضوع تنباکو که شاید حتی کراهت هم نداشته باشد به دلیل اوضاع سیاسی حاکم در زمان میرزای بزرگ شیرازی- رحمه الله علیه- در حکم محاربه با امام زمان(عج) به شمار آمده حکم حرمت بر آن مترتب گشته است، این تغییر در سایه عناوین ثانوی مورد قبول همه است. مثلا شطرنج و آلت مخصوص قمار بود؛ در نتیجه بازی با آن، خرید و فروش آن و هر نوع استفاده از آن حرام بود اما اگر امروز وسیله ورزش باشد ونه قما. دیگر حرام نخواهد بو، چرا که تصرف در آلات مخصوص قمار حرام است و این دیگر آلت ویژه قمار نیست.56
2-3 معنای لغوی مکان
مکان به معنای “موضع و محل” است.57
2-3-1 نمونه هایی از نقش تحول مکان در تحول اجتهاد
پیامبر گرامی اسلام(ص) برای مکان و شرایط آن نقش قائل بود و در مقام بیان حکم، شرایط مکان را رعایت می کرد. در مصادر تاریخی آمده است: در یکی از جنگ ها دزدی که باید دستش قطع می شد، برخی از یاران رسول خدا(ص) درصدد اجرای حکم بر آمدند. پیامبر(ص) به دلیل شرایط مکان از آن کار منع کرد و در این باره فرمود:”در صورت اجرای این حکم ممکن است او به دشمنان اسلام پناه ببرد و اسرار جنگ را در اختیار آن ها قرار ده” و به دلیل حساسیت مکان از اجرای حکم چشم پوشی کرد. در حدیث معتبر از حضرت امیر(ع) نقل شده که فرمود:
“لایقام علی احد حد بارض العدو” در زمین دشمن نباید بر هیچ کس حد جاری شود.
فرمود:”لاقیم علی رجل حدا فی ارض العدو حتی یخرج منها؛ مخافه ان تحمله الحمیه فیلحق بالعدو”
در زمین دشمن بر مردی حد اقامه نمی کنم تا زمانی که از آن سرزمین خارج شود زیرا خوف این می رود که این کار سبب فرار وی و ملحق شدن به دشمن گردد.
پس همان گونه که زمان و شرایط آن در تحول اجتهاد فقیه می تواند دارای نقش باشد، مکان و شرایط آن هم می تواند در تحول آن دارای نقش باشد. ممکن است چیزی در مکانی از مصادیق موضوع حکم حرام باشد و همان در مکان دیگری از مصادیق حکم جواز باشد.58
2-4 معنای لغوی زمان
معنای این لغت این است که زمان که دائما در حال گذشتن و آمدن است، در هر قطعه ای یک اقتضایی دارد؛ در هر وقتی و در هر قرنی، در هر چند سالی یک تقاضایی دارد به عبارت دیگر زمان تقاضاهای مختلف دارد.59
2-4-1 نمونه هایی در زمینه تحول اجتهاد با تحول زمان
1. کنترل جمعیت: حصر توالد و تناسل در اعصار گذشته ممنوع بود و به این روایت تمسک می شد:”تناکحوا تناسلوا تکثروا فانی اباهی بکم الامم یوم القیامه و لو بالسقط” حدیث”تزوجوا فانی مکاثر بکم الامم غدا فی القیامه” آیه”امددناکم باموال و بنین”(اسراء/آیه 6) زیرا در زمان های گذشته تراکم جمعیت و امکانات و تامین نیازهای جامعه مانند شرایط فعلی نبود، اما امروز چنانچه حکومت نتواند امکانات لازم فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و تربیتی را برای آنان فراهم سازد و یا روند رشد اقتصادی و صنعتی و فرهنگی و اجتماعی جامعه گنجایش تزاید نامحدود نسل ها را نداشته باشد، می توان منع را از حصر توالد و تناسل برداشت و آن را کنترل و محدود کرد، البته نه از راه سقط جنین.
2. بیان موارد احتکار: مساله احتکار از جمله اموری است که درباره مصالح جامعه و عموم مردم مطرح شده و با اندک تامل در عناصر خاصه استنباط این نکته استفاده می شود. مقتضای نص و دلیل، مشروعیت احتکار در غیر موارد آن گندم، جو، خرما و مویز است، اگرچه غیر عناوین یاد شده در نص، مورد نیاز مردم باشد؛ اما امروز چنین نظریه ای را نمی توان پذیرفت، زیرا صرف نظر از جمع بین عناصر خاصه استنباط که عدم مشروعیت آن را در غیر عناوین یاد شده می رساند، می توان گفت ملاک تشریع حکم برای احتکار، مصالح عموم جامعه و نجات مردم از تنگنای اقتصادی به هنگام سختی است و تنها دارای یک ملاک تعبدی صرف نیست. این استظهار و برداشت از کلام امام علی(ع) کاملا هویداست، زیرا حضرت در عهدنامه مالک اشتر ضمن این که او را به جلوگیری از احتکار امر می کند، می فرماید:”و ذلک باب مضره العامه و عیب علی الولاه”. حضرت در کلام خود، احتکار را مخالف با مصالح عمومی و مضر به حال عموم دانسته است. پس حاکم اسلامی در صورتی که احتکار هر نوع کالایی را برخلاف مصالح مردم بداند می تواند حکم احتکار را بر آن سرایت دهد. بدین جهت برخی از فقهای بزرگ مانند شیخ طوسی و ابن حمزه در کتاب وسیله بر موارد مذکور در عناصر خاصه، چیزهای دیگری را
افزوده اند. این اختلاف را نیز می توان مؤید نظریه ما قرار داد. با بررسی اوضاع مالی و اقتصادی زمان صدور روایات می توان سبب اختلاف را به دست آورد و گفت موارد ذکر شده در روایات، بدین جهت بوده که آن ها در آن زمان کالاهای ارزشی به حساب می آمدند و پیشوایان ما با توجه به نیاز مردم، این حکم را صادر کرده اند، نه آن که دارای خصوصیتی باشند.60
2-5 معنای لغوی عرف
عرف واژه ای عربی است که واژه های عرفان، معرفت، معروف، و متعارف از آن ریشه گرفته و معنایی نزدیک به آن دارند. واژه ی عرف ضد نکر و به معنی معروف است. معروف دو معنای اساسی دارد:”شناخته شده” و”امر پسندیده و نیکو” است. البته واژه ی عرف در معنای دیگری همچون”پیاپی بودن شیء”،”یال” و”مکان مرتفع” نیز به کار رفته است. واژه عرف دو بار در قرآن به کار رفته است. یکبار به معنای”امر پسندیده” و یک بار دیگر به معنای پیاپی. در گفتار معصومین ع نیز در سه مورد کلمه عرف پیدا شده است که در دو مورد به

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید