ارتباط عالمان با رسول خدا(ص):
ـ آگاهی بیشتر آنان به نخستین منبع فقه اجتهادی که کتاب خداوند است از حیث خصوصیات و ویژگیهای آن از زمان و مکان صدور و شأن نزول آنها که دانستن اینها نقش بسزایی در تسهیل استنباط دارند.
ـ آگاهی بیشتر آنان به دومین منبع فقه اجتهادی که سنت رسول خدا(ص) است اعم از قول و فعل و تقریر او از حیث خصوصیات آن از قبیل اصل صدور و دلالت و جهت در قول، و وجوب و یا استحباب و یا اباحه در فعل، و اباحه در تقریر او.
ـ آسان بودن شناخت حدیث صحیح از سقیم در احادیث متعارضه و نبودن نیاز به قواعد و قوانین خاص، زیرا با مطرح نمودن آن نزد رسول خدا، حدیث صحیح برای عالم معلوم می گشت و بدین جهت ملاک و مقیاسی در این زمینه برای عالمان و قاریان لازم نبوده است.
دو ـ نبودن فقه اجتهادی به صورت فن خاص:
در این دوره قاریان و عالمان در مقام استنباط نیاز به علوم مقدماتی و ابزار خاصی از قبیل علم رجال، حدیث، علم اصول و امثال اینها نداشته اند.
سه ـ نبودن مسائل تازه: سومین علت آسان بودن اجتهاد در این دوره، نبودن مسائل تازه و رویدادهای پیچیده است.
چهار ـ نبودن مسائلی که دارای نص خاص نباشد:
علت دیگر نبودن رویدادهایی که دارای نص خاص نباشند و اگر احیانا بود بسیار کم و ناچیز بود.
پنج ـ عدم نظریات متضاد و متنافی:
پنجمین علت، نبودن آراء و نظریات متفاوت و متضاد و بدین جهت قاریان و عالمان به مجرد مراجعه به منبع استنباطی، حکم مسأله را استخراج کرده و پاسخگو می شدند.
شش ـ عدم نیاز اجتهاد به بحثهای استدلالی:
ششمین علت آسان بودن اجتهاد در این دوره، نیاز نداشتن استنباط به بحثهای نظری و استدلالی است بدانگونه ای که در دوره های بعدی متداول شده است، بلکه تنها نیاز کمی به ادراک و تأمل داشته است، و نیز جز اینها از عواملی که در تسهیل و آسانی اجتهاد در این دوره دخالت داشته است و هر چه عالمان از این دوره دورتر شده اند و مراتب ابهام و پیچیدگی در استنباط برای آنان بیشتر شده و شکافها و خلاءهای گوناگون در این جهت پدید آمد که در نتیجه امر استنباطی مشکل شد. از این رو محققان در صدد برآمدند که به مقدار ممکن از سختی آن بکاهند. لذا در این زمینه قواعد و علوم مخصوصی از برای زدودن ابهام ها و حل مشکلات وضع و تدوین نمودند که در این صورت از سختیها و اشکالها در این زمینه کاسته شود و هر چه از دوره اول فاصله زیادتر شد، نیاز به آن علوم و قواعد برای مجتهدین در مقام استنباط بیشتر احساس گردید، و این بدین جهت بود که عناصر خاصه استنباط روایات بر اثر نقلهای گوناگون مبتلا به معارض شد، منتها تعارض در بعض روایات به گونه ای بود که جمع بین آنها امکان داشت ولی در بعضی دیگر امکان نداشت. علاوه بر این برخی روایات از نظر سند و برخی دیگر از نظر دلالت ضعیف بود که شرح اینها می آید.109
3-2 منابع اجتهاد و تفقه
در این دوره منابع اجتهاد و تفقه منحصر به کتاب خدا و سنت خدا بوده و اسمی از منابع دیگر مانند اجماع، قیاس، استحسان، مصالح مرسله، قاعده استصلاح، مذهب صحابی، شریعت سلف و…در میان نبوده است. و هر گاه در این دوره نیاز به اجتهاد برای پاسخگویی پیدا می شد از راه به کارگیری اجتهاد در کتاب خدا و یا سنت رسول خدا اعم از قول و فعل و تقریر او پاسخگویی می شد. و در بین نظر مجتهدان و اندیشمندان مذاهب اسلامی اختلافی وجود ندارد. از میان مجتهدان شیعه سید مرتضی در کتاب اصولی خود الذریعه(ج 1: ص 32) و در میان مجتهدان اهل سنت، شاه ولی الله دهلوی حنفی در کتاب الانصاف فی سبب الخلاف(ج 3 ص 212) و ابن قیم جوزی حنبلی در کتاب اعلام الموقعین عن رب العالمین(ج 2 ص 32) به این مطلب تصریح نموده اند و تنها اختلافی که بین دانشیان مذاهب وجود دارد در این است که برخی از عالمان اهل سنت بر این اعتقادند که سنت رسول خدا را دو سبب و منشأ بوده است: یکی وحی از جانب خداوند و دیگری رأی و تفکر شخصی خود پیامبر، در آن جایی که وحی نبوده است. ولی عالمان شیعه بر این عقیده اند که سنت رسول خدا یک سبب و منشأ بیش نداشته که همان وحی از جانب خدا است و سبب دوم را که رأی و تفکر شخصی او برای تحقق سنت باشد نپذیرفته اند، زیرا حق تشریع از راه رأی و تفکر شخصی برای رسول خدا نبوده و بدین جهت هیچ حکمی را از راه رأی شخصی بیان نکرده است تا آنکه منشأ دیگری برای پیدایش سنت دومی باشد.110
3-2-1 عوامل پیدایش تدریجی اصول احکام
علت اول: در ابتدای بعثت و آغاز نزول قرآن مخاطبین از دانش کمی برخوردار بودند
علت دوم ـ مردم شبه جزیره عربستان بخصوص بخش مرکزی آن، قبل از ظهور اسلام افرادی بدوی و فاقد تمدن و فرهنگ و دانش بودند
علت سوم: سومین علت پیدایش تدریجی اصول احکام اجتهادی و قوانین کلی استنباطی تشتت افکار و عقاید و مرامهای امت عرب در عصر بعثت بود. در روزگار جاهلیت، یکی از شیوه های رایج میان اعراب، شرابخواری و قمار بازی بود که اسلام یکباره آن را ممنوع نکرد.111
3-3 دومین دوره عصر تمهید و زمینه سازی به کارگیری اجتهاد
دوره تمهید و زمینه سازی برای بکارگیری اجتهاد است و دامنه آن بسی گسترده تر از دوره اول است. این دوره، از نخستین روز وفات پیامبر شد و تا زمان غیبت کبرای امام(عج) به سال 329 هری ادامه داشت و حدود بطول انجامید، این دوره شامل عصر امامان که 249 سال و نیز عصر غیبت صغرا که 69 سال طول کشید، می باشد.112
در این دوره، اجتهاد از راه منابع معتبر شرعی، مانند کتاب و سنت، در میان علما و مجتهدان وجود داشت، اما با وجود ائمه علیهم‌السّلا
م، شیعه نیاز چندانی به آن نداشت و در جاهایی که ائمه حضور نداشتند، مردم توسط آن‌ها به بعضی از اصحاب رجوع داده می‌شدند. در این دوره، ائمه علیهم‌السّلام اصحاب را به تفریع فروع بر اصول امر می‌کردند و همین امر، دلیل گسترش علم اصول و در نهایت، اجتهاد گردید. در این دوره، امامان علیهم‌السّلام اجتهاد به رأی را به شدت سرزنش می‌کردند. 113

3-4 زمان پیدایش پدیده انسداد باب اجتهاد
از مجموع کلمات برخی محققان به دست میآید که انسداد باب اجتهاد مطلق از اوایل قرن چهارم پدید آمد، ولی به نظر برخی دیگر از اواخر قرن چهارم بذرهای سد باب اجتهاد توسط خلیفه عباسی القادر بالله افشانده شد و اجتهاد از تکامل و گسترش باز ایستاد، ولی منعی از طرف حاکم زمان و فقیهان بر اجتهاد در میان نبوده است. در هر حال، پدیده انسداد باب اجتهاد در زمانی به وجود آمد که وحدت و همبستگی اسلامی به وسیله اختلافات قومی، طایفه ای، قبیله ای، طبقاتی، نژادی و مذهبی از هم گسیخته شده و اتحاد مسلمانان از میان رفته بود و دولتهای گوناگون و مختلفی به وجود آمد.114 که بحث پدیده انسداد باب اجتهاد در فصل چهارم مفصل توضیح داده می شود.
3-5 دلایل گسترده تر اجتهاد در دوره دوم
به کارگیری اجتهاد در عصر ائمه علیهم السلام در زمینه گسترده تری انجام می شد. برای اثبات این موضوع به دلایل زیر می توان تمسک جست:
3-5-1 امر امامان به تفریع و تطبیق
الف ـ امام صادق(ع) فرمود: انما علینا ان نلقی الیکم الاصول و علیکم ان تتفرعوا سفینه البحار 1 / 22 بر ما لازم است اصول احکام را بیان نماییم، و بر شما لازم است که فروع تازه را به اصول پایه باز گردانید.
ب ـ امام رضا(ع) فرمود: علینا بالقاء الاصول و علیکم التفریع اعیان الشیعه 1 / 387 بر ماست بیان اصول احکام و بر شما تفریع است.

3-5-2 امر امامان به صادر کردن فتوا:
دومین دلیل بر مدعی، روایاتی است که امامان در آنها به عالمان و بزرگان اصحاب خویش امر می کردند که برای مردم فتوا دهند. به نمونه هایی در این باره اشاره می کنیم:
الف ـ امام صادق(ع) به ابان بن تغلب فرمود: اجلس فی مسجد المدینه و أفت الناس، فانی احب ان یری شیعتی مثلک) جامع الرواه 1 / 9 و رجال نجاشی ترجمه ابان بن تغلب
در مسجد مدینه بنشین و برای مردم فتوا ده، زیرا من دوست دارم مانند تو در میان شیعیانم دیده شوند.
3-5-3 پذیرش امام شیوه معاذ را در بیان فتوا
سومین دلیل این است که فقیه بزرگ معاذ بن مسلم نحوی که معاصر امام صادق(ع) بود می گوید وی به من گفت: بلغنی انک تقعد فی الجامع فتفتی الناس، قلت: نعم واردت ان اسالک عن ذلک قبل ان اخرج: انی اقعد فی المسجد فیجیئنی الرجل
فیسألنی عن الشی فاذا عرفته بالخلاف لکم، اخبرته بما یفعلون و یجیئنی الرجل اعرفه بمودتکم و حبکم فاخبره بما جاء عنکم و یجی الرجل لااعرفه و لا ادری من هو فاقول جاء عن فلان کذا و جاء عن فلان کذا فادخل قولکم فیما بین ذلک؟ فقال لی: اصنع کذا فانی کذا اصنع(وسائل ج 18/ باب 11 از ابواب صفات قاضی)
به من خبر رسیده که تو در مسجد برای مردم فتوا می دهی، گفتم آری چنین می کنم، سپس عرض کردم پیش از ترک خدمتتان سئوالی دارم، شخصی میآید و هنگامی که شخصی مسأله ای را طرح می کند، اگر دانستم که مخالف شماست و به آراء شما عمل نمی کند فتوای مورد پذیرش مذهب او را نقل می کنم و اگر دانستم که از پیروان شماست فتوا را مطابق مذهب شیعه بیان می کنم و اگر ندانستم که از کدام دسته است آراء مختلف را برایش بیان می نمایم و نظر شما را در آن میان میآورم. 115
3-5-4 تدوین کتابهای اصولی در این دوره
چهارمین دلیل بر گستردگی به کارگیری اجتهاد در این دوره تدوین کتابهای اصولی و بحثهای اجتهادی توسط اصحاب امامان است. برای نمونه برخی از آنها بیان می شود:
– هشام بن حکم، از اصحاب امام صادق ع رساله ای دارد در بحث الفاظ و یونس بن عبدالرحمان، از اصحاب امام رضا ع رساله ای مختصر در اصول فقه و نیز رساله ای در اختلاف حدیث و مسائل آن تنظیم نموده، نجاشی این رساله و رساله هشام بن حکم را در کتاب رجالش یادآور شده است. ابوسهل نوبختی، از اصحاب امام حسین ع رساله ای در موضوع عام و خاص تدوین نموده است، نجاشی این رساله را نیز در رجالش یادآور شده است.
3-5-5 ارجاع امامان به بعضی از عالمان:
پنجمین دلیل روایاتی است که امامان، بعضی از پیروان خود را در اخذ احکام، به اصحاب برجسته خود ارجاع می دادند که شامل حدیث و فتوا می شود. به عنوان نمونه: در وسائل ج 18 / باب 11 از ابواب صفات قاضی / حدیث 34 آمده است: عبدالعزیز مهتدی می گوید از امام رضا(ع) سؤال کردم:((انی لا اقدر علی لقائک فی کل وقت فمن آخذ معالم دینی فقال: خذ عن یونس بن عبدالرحمن)). من همیشه نمی توانم شما را ملاقات کنم، امور دینی و مسائل شرعی خود را از چه کسی یاد بگیرم ؟ امام فرمود: از یونس بن عبدالرحمن.

3-5-6 منع از فتوای بدون علم:
ششمین دلیل بر مدعی، روایاتی است که از فتوا دادن بدون علم منع می کند و نیز فتوا دادن از راه منابع غیر معتبر.
رسول خدا(ص) فرمود:”من افتی الناس بغیر علم فلیتبوأ مقعده من النار” هر کس بدون علم فتوی دهد، جایگاهش از آتش پر خواهد بود.
3-5-7 امر امام به رها کردن آراء دیگران
هفتمین دلیل بر مدعی، روایت است در وسائل ج 18 / باب 11 که حسین بن روح از ابومحمد حسن بن علی ع درباره کتب بنی فضال پرسید، حضرت فرمود: (خذوا بما رووا و ذروا بما راؤا ) آنچه را که از ما روایت کرده اند بگیرید و آنچه را که خود نظر داده اند رها کنید.116

3-6 اجتها
د صحابه
اجتهاد و استنباط احکام در زمان صحابه که حدود 100 سال طول کشید، اگر چه برای اهل نظر به آسانی مانند زمان تشریع انجام نمی پذیرفت. ولی با این وصف اینگونه نبود که با دشواری مواجه شوند، زیرا صحابه رسول خدا ص در جامعه بودند و مردم با مراجعه به آنها نیاز خود را در مسائل شرعی بر طرف میکردند. از این رو همانند زمان تشریع برای شناخت وظیفه شرعی نیاز چندانی بر بکارگیری ابزار علمی در عناصر استنباطی نبوده است. در این زمان بر اهل استنباط، راویان اطلاق می شد.117
3-7 اجتهاد تابعین
در زمان تابعین که حدود 70 سال به طول انجامید، استنباط از ادله برای اهل نظر به دلیل دسترسی آنان به امامن- همانطور که پیش از این زمان به برخی از آنان دسترسی داشتند- به مشکل مهمی مبتلا نمی شدند. در این زمان بر اهل استنباط و اجتهاد، محدثان اهل حدیث اطلاق می شد.
3-8 از پیشوایان دیگر شیعه در عصر تابعین:
3-8-1 اجتهاد در عصر امام

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید