ز اولین حق خود، یعنی حق حیات و صیانت نفس محروم ساخته، روابط دوستانه میان دولت ها را در معرض خطر قرار داده و تمامیت ارضی و امنیت دولت را به مخاطره افکنده است. همچنین نوآوری های فنی، موجب تحول در ماهیت، شیوه ها و اشکال تروریسم شده و تروریست ها روز به روز از سلاح های پیشرفته تر و پیچیده تری استفاده می کنند. هر چند از تروریسم از دوران گذشته وجود داشته، اما امروزه خطر تروریسم بیش از هر زمان دیگری موجب نگرانی دولت ها شده و تعداد حملات تروریستی نیز افزایش یافته است.(ر.ک. جدول1) گروه های تروریستی نیز توانسته اند خود را با شرایط جدید وفق دهند. تروریسم همچنین به مثابه طاعون عصر ما، به یکی از مهم ترین موانع جدی در راستای دست یابی بشر به صلح و امنیت تبدیل شده است. تروریسم غالبا به شکل سازمان یافته و معمولا فرا ملی انجام می شود، خطرات آن بسیار بیشتر از جرایم انفرادی است و مبارزه با آن نیزنیازمند همکاری موثر کلیه کشوره است.( مستقیمی، قادری، کنگاوری،252:1390)
جدول شماره 1-حوادث تروریستی بین المللی، به تفکیک مناطق در فاصله سال های 2006-1991

قاره
سال
آفریقا
آسیا
اروپای شرقی
آمریکای لاتین
اروپا
خاورمیانه
آمریکای شمالی
مجموع
1991
13
43
10
122
126
102
4
420
1992
33
20
7
81
70
59
2
272
1993
57
26
19
47
55
65
3
272
1994
85
22
21
55
51
73
3
310
1995
48
21
18
22
118
39
0
266
1996
39
42
13
40
58
44
2
238
1997
16
33
20
40
22
27
13
171
1998
22
22
31
15
37
34
0
161
1999
21
10
8
7
59
20
2
125
2000
9
14
1
15
38
29
0
106
2001
8
31
5
16
24
118
3
205
2002
8
59
14
20
24
173
1
298
2003
15
52
5
24
39
142
0
277
2004
7
50
12
12
26
288
0
395
2005
10
54
8
15
20
203
1
311
2006
19
55
1
4
15
147
0
241
Source: (Lutz, 2008:42)

از دید ژاک بورین، تروریسم نوعی اخاذی سیاسی است و تروریست ها هم مانند سایر کنشگران می کوشند با تحمل کمترین هزینه ممکن به اهداف خود دست یابند. واقعیت این است که تروریسم به مثابه یک پدیه اجتماعی همواره وجود داشته و در هر اجتماعی با آن به عنوان یک آسیب یا انحراف مبارزه شده است. پدیده تروریسم به لحاظ کمی و کیفی در سالیان اخیر رشد چشمگیری داشته است.(حاجیانی،16:1389)
الکس اشمید نیز معتقد است تروریسم روش الهام گرفته از اقدام خشونت آمیزی است که توسط گروه های منفرد مخفی یا عوامل دولتی به دفعات و برای دلایل شخصی، جنایی یا سیاسی به کار گرفته می شود. آن هم در جایی که بر خلاف ترور اهداف اولیه و مستقیم خشونت، اهداف اصلی نیستند. اهداف انسانی اولیه خشونت، عموما تصادفی انتخاب می شوند یا انتخاب بخشی از جمعیت هدف هستند و مانند مولدان پیام کار می کنند.
اصولا واژه تروریسم از ریشه لاتین آن یعنی Terrere به معنای ترساندن و وحشت است و در عربی از لغت ارهاب برای معادل آن استفاده می¬شود. برای نخستین بار در سال 105 قبل از میلاد در امپراتوری روم، وضعیت ” ترور کیمبریکوس” اعلام شده که به منزله نوعی وضعیت اضطراری همراه با وحشت در واکنش به حملات قوم کیمبری بود. در سپتامبر 1973 نیز مجمع ملی فرانسه، رسما اعلام کرد: «نظم کنونی مبتنی بر ترور است». انقلابیون تندروی فرانسوی یا ژاکوبن¬های دست راستی، واژه ترور را با برداشتی مثبت برای توضیح نحوه برخورد خود با مخالفان به کار می¬بردند. در آن زمان منظور از دوره ترور یا وحشت، فرازی از انقلاب فرانسه بود که تقریبا از مارس 1793 تا ژوئیه 1794 را دربرمی¬گرفت. پس از این دوره و به ویژه پس از فاجعه نهم ترمیدور، واژه ترور بار منفی یافت. واژه تروریسم برای نخستین بار در فرهنگ¬های لغات انگلیسی زبان در سال 1798 درج شد و در مقابل آن چنین آورده شده بود: «استفاده سیستماتیک از ترور به منزله نوعی سیاست.» (پورسعید، 1388: 147-146)
در مجمع ملی انقلابیون فرانسه، ترور به عنوان یک قانون به تصویب رسید و در سال 1793 در حمله موسوم به «ترور اول» بیش از 20 هزار نفر از جمله تعداد زیادی روحانی مسیحی و هوادار سلطنت در سراسر کشور کشته شدند. بعدها واژه تروریسم معنایی گسترده¬تر یافت و در فرهنگ¬های لغت، معادل نظام وحشت و ترور تعریف شد. در دوران اخیر، واژه تروریسم در چنان معانی متفاوت و متعددی به کار رفته که تقریبا بی¬معنا شده است و هر گونه اقدام خشونت بار– و نه تنها اقدام خشونت بار سیاسی – را در برمی¬گیرد. ( لیمن و پاتر، 1382: 20)
در فرهنگ انگلیسی آکسفورد نیز به این موضوع اشاره شده است و این واژه را اولین بار ویلیام فیتز پاتریک در سال 1866 مورد استفاده قرار داد. وی مفهوم تروریسم را این گونه مطرح می¬کند: «کسی که برای اشاعه نظرش از یک نظام وحشت و ارعاب استفاده می¬کند». در اصطلاح، تروریسم عبارت است از اشاعه و گسترش فلسفه سیاسی مخالف در یک دمکراسی و نوع خاصی از درگیری ایدئولوژیک بر سر تصاحب اقتدار و حاکمیت. ( رایش، 1381 : 123) تروریسم در ساختار مفهومی کنونی اندیشه¬ای دوگانه است. گاهی برخی گروه¬ها و افراد بر پایه اندیشه پیکار با دولت¬ها یا افراد زورگو به خشونت روی می¬آورند که تروریسم در این جا همان پیکار در راه آزادی است و گاه دولت¬ها و کسانی که دارای قدرت هستند به بهانه مبارزه با تروریسم می¬کوشند هر بازدارنده یا دشمنی را از سر راه
بردارند. (عالی پور، 1389 :120) البته باید به این نکته مهم اشاره کرد که مفهوم و پدیده تروریسم به ویژه شکل نظام¬مند آن در سده¬های گذشته در اصل در اروپا شکل گرفته است. اروپا کانون شدیدترین نوع تروریسم در شکل¬های گوناگون در سه قرن گذشته به ویژه پس از انقلاب فرانسه بوده است. طیف تروریست¬های بومی اروپا بیشتر در برگیرنده گروه¬های عقیدتی چپ و یا قوم گرا بود. سازمان¬هایی همچون اقدام مستقیم در فرانسه، ارتش سرخ در آلمان و بریگاد سرخ در ایتالیا در میان این گروه¬های عقیدتی قرار داشتند.
البته مفهوم تروریسم پس از پایان جنگ سرد و به ویژه پس از یازده سپتامبر 2001 به صورت ابزاری در دست ایالات متحده و دولت¬های هم پیمان این کشور در آمد تا از یک سو با توجه به مبهم بودن مفهوم آن از این حربه در جهت تامین منافع خود بهره بگیرند و از سوی دیگر بسیاری از نیروهای خواهان تغییر در نظام حاکم بر سیاست و عرصه روابط بین الملل را با این مفهوم پیوند دهند. ( پیروزان، 1388: 80) البته در این میان قدرت¬های بزرگ به ویژه آمریکا رفتار و برخورد دو گانه¬ای داشته¬اند. در همین راستا، استفان سگالر در کتاب خود با عنوان ارتش¬های نامرئی می نویسد:
“ما دشمنان خود را به انجام تروریسم محکوم می¬کنیم، اما زمانی که همین اقدامات از سوی دوستان یا شرکای ما انجام شود، این قبیل اقدامات را به عنوان مبارزه با حکومت¬های توتالیر و سرکوب گر توجیه می¬کنیم.”(Segaller, 1987:20)
در واقع، پایان جنگ سرد به عنوان نقطه عطفی در تحول تروریسم مدرن محسوب می¬شود و قرائت متعارف و مرسوم از تروریسم پس از این دوره بر دو تغییر عمده تاکید می¬کند: تنزل جایگاه و نقش دولت،که درواقع اشاره به افزایش نقش بازیگران غیر دولتی در روابط بین الملل دارد؛ و دوم اشکال بشردوستانه حمایت. باید به این دو روند، تغییر سومی را نیز افزود و آن جهانی شدن تروریسم و جرایم سازمان یافته است که این موضوع خود نگرانی¬هایی را در خصوص صیانت از حقوق بنیادین بشر ایجاد کرده است. ( مستقیمی، قادری کنگاوری، 1390 :252)
2-2-تروریسم و تعاریف آن
اساس همه تلاش¬های اولیه در برخورد با مشکل تروریسم این است که آیا مفهوم تروریسم را «باید» و «می¬توان» تعریف کرد یا خیر. برخی معتقدند بدون ارائه تعریف مشخص و وحدت نظری، می-توان به وحدت عملی علیه تروریسم دست یافت. در مقابل نیز دیدگاه دیگری وجود دارد که بر وحدت نظری در باب تروریسم تاکید کرده و معتقد است تنها با معیاری واحد که عناصر اساسی تعریف این اصطلاح را مشخص سازد، می¬توان به برخورد با تروریسم پرداخت.
تعاریف بسیاری برای تروریسم ارائه شده که بخشی از آن به دلیل اختلافاتی است که همواره میان مفسرین و تحلیل¬گران وجود داشته است. دلیل دیگر وجود تعدد تعاریف در این حوزه، از این امر نشات می¬گیرد که برخی صاحب¬نظران به دنبال جدا کردن و مستثنی ساختن برخی گروه¬های مورد حمایت خود و یا قرار دادن نام برخی دیگر در زمره گروه¬های تروریستی هستند که به دلیل تامین منافع خاص خود تمایل فراوانی به متهم نشان دادن آنها دارند. در واقع می¬توان گفت دشواری تعریف تروریسم تا حدودی از آنجا سرچشمه می¬گیرد که تنها یک نوع تروریسم وجود ندارد، بلکه گونه¬های مختلفی از آن وجود داشته که اغلب ویژگی¬های مشترک چندانی با هم ندارند. تعریفی کاربردی از تروریسم می¬تواند این باشد که این پدیده ابزاری است در اختیار گروه¬های مختلف. این تعریف شامل شش جزء اصلی است:
1. اعمال خشونت یا تهدید به خشونت؛ 2. توسط یک گروه سازمان یافته صورت می¬پذیرد؛ 3. برای تحقق اهداف سیاسی انجام می¬شود؛ 4. خشونت علیه هدفی هدایت می¬شود که معمولا غیرنظامیان بی¬گناه هستند؛ 5. یک حکومت چه مستحق خشونت باشد چه نباشد، عمل صورت گرفته یک عمل تروریستی نامیده می¬شود؛ و 6. تروریسم، سلاح افراد ضعیف است. (Lutz and Lutz 2005: 7)
2-3-تعریف مفهومی تروریسم
واژه ترور از ریشه لاتین Turs به معنای ترساندن، ترس و وحشت گرفته شده است. این واژه در تاریخ تحول خود، گاه در توصیف اعمال دولت¬ها، گاه در تعریف اقدامات انقلابی و یا به عنوان روش در مبارزات ضد استعماری و با دو بار معنایی متفاوت مثبت و منفی به کارگرفته شده است. در هر حال، باید توجه داشت در هیچ مقطعی از تاریخ، معنایی جامع از این واژه و یا مصادیق مورد پذیرش بین المللی از آن ارائه نشده است. اصلی¬ترین عامل در ایجاد چنین خلاء مفهومی، دارا بودن ماهیتی ایدئولوژیک است، امری که ارائه تعریفی مورد پذیرش تمامی گروه¬های منتفع را غیر ممکن می¬سازد. موضوع تعریف عناصر تروریسم را نمی¬توان منفک از مرجع تعریف کننده¬ آن دانست. از یک سو، ما با عاملان اقدامات تروریستی مواجهیم که در سطح ملی و بین¬المللی خود را به عنوان مبارزان راه آزادی معرفی می¬کنند. از سوی دیگر، دولت¬ها با تعریفی خاص از تروریسم، خواهان اعطای مشروعیت به اعمال سرکوب¬گرانه خود هستند. قربانیان این اقدامات در واقع قربانی نوعی تعارضات ایدئولوژیکی هستند که شاید به هیچ یک از آنها پایبند و معتقد نباشند، اما در حقیقت نگاه ایدئولوژیک عاملان تروریسم به قربانیان و آنچه که فرض می¬شود افراد آماج حملات به آن پایبندند، دارای اهمیت است. (رهامی، علی نژاد، 1390:133) دانشنامه بریتانیکا نیز تروریسم را به معنای کابرد سیستماتیک ارعاب یا خشونت پیش¬بینی ناپذیر علیه حکومت¬ها، مردمان یا افراد برای دست یابی به یک هدف سیاسی مطرح می¬کند. از نظر والتر لاکوئرا تروریسم استفاده نا مشروع از زور به منظور دست¬یابی ب
ه هدف سیاسی است در زمانی که اشخاص بی¬گناه هدف قرار می¬گیرند. در تعریف وزارت خارجه آمریکا از تروریسم آمده است: «خشونت آگاهانه و دارای انگیزه مشخص سیاسی علیه اهداف غیر نظامی توسط گروه¬های فروملی یا عوامل زیرزمینی معمولا با هدف تاثیرگذاری بر یک مخاطب خاص». (پژوهشنامه مطالعات تروریسم، 1388: 39-38)
2-4 -شیوه¬ها و اهداف
بیشتر فعالیت¬ها و یا شیوه¬های مورد استفاده تروریست¬ها یکسان است، هر چند آنها در برخی موارد با محدودیت¬هایی نیز مواجه هستند. بمب¬گذاری، آدم¬ربایی، ترور، تصرف ساختمان، هواپیما یا کشتی¬ربایی همواره با گروگان¬گیری نیز همراه بوده است. بمب¬گذاری¬ها معمولا با هدف ایجاد تلفات جانی و یا خسارت به اموال انجام می¬شود. بمب¬گذاری در خودروها به دلیل ایجاد خسارات فراوان، شیوه¬ای پرطرفدار و محبوب در میان تروریست¬ها است. آدم¬ربایی نیز به شیوه¬ای جذاب برای تبلیغ و یا کسب ثروت بادآورده در نزد تروریست¬ها تبدیل شده است. کسب درآمد از طریق آدم¬ربایی یکی از راه¬های تامین

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید