دانلود پایان نامه

عبارت است از رخداد های روایت شده که از طرز قرار گیری در متن منتزع و بر اساس نظم گاه شمارانه بر ساخته می شوند و نیز شرکت کنندگان در این رخداد ها” (ریمون-کتان، 1387: 12) پس داستان باز آفرینی رویدادهاست؛ البته نباید داستان را تکرار واقعیت نامید، بلکه یک فرایند تخیلی است که در منطق حاکم بر خود، واقعی نمایانده می شود. به دیگر سخن داستان، شروع، میانه و پایانی است که نویسنده به آن منطق می دهد؛ گاهی این منطق را خود می سازد و گاهی از واقعیت به عاریه می گیرد.
داستان مخاطب خود را وادار می کند که او را دنبال کند و از خود بپرسد در ادامه چه خواهد شد؟ در اینجاست که متوجه می شویم زمان نقش تعیین کننده ای در داستان ایفا می کند؛ این که مخاطب شاهد اتفاقی است و در ادامه منتظر اتفاقی دیگر می ماند. در واقع: “هر تبیین زمانمند که در حین پیشرفت شگفتی ما را بر انگیزد و آگاهی را تنها با گذشته نگری و باز اندیشی رقم زند، هر قدر هم استوار بر واقعیت باشد داستان است.” (مارتین، 1382: 142)
پایه و اساس همه ی انواع ادبی از روایتی گرفته تا نمایشی، داستان است. در همه ی انواع این دو گروه، رویدادی برحسب توالی زمان روی می دهد و در واقع داستانی روایت می شود. با توجه به این نکته داستان عنصر مشترک همه ی انواع ادبی خلاقه است؛ رمان، داستان کوتاه، قصه، نمایش نامه، فیلم نامه، شعرِ روایی و همچنین در اشکال دیگر، داستان وجود دارد.
• ژانر: انواع مختلف که با معیارهای مختلفی به دسته بندی انواع هنر می پردازد. “ژانر یا نوع فیلم [..] بر اساس توافقی اعلام نشده بین سازندگان فیلم ها و تماشاگران بنا شدهاند. ژانر مجموعه ای از قواعد برای ساختار روایی شکل می دهد که هم برای فیلمساز و هم برای بیننده آشنا هستند. بهترین روش برای تشخیص ژانرها این است که به جای تعریف های انتزاعی به دنبال این باشیم که چطور بیننده ها و فیلمسازها در دوره های مختلف تاریخی و در کشورهای مختلف، یک نوع فیلم را از نوع دیگر به صورت غریزی تمیز می داده اند.” (دیوید؛ تامسون 1377: 90-91)

1-7 کاربردهای تحقیق:
چیزی از سال های اولیه ی تولد سینما نگذشته بود که این پرسش در میان برخی مطرح شد، که چگونه می توان فیلم دینی ساخت؟! افراد زیادی در طول این صد سال سعی کردند به این پرسش پاسخی درخور دهند، اما هر چه تا به امروز دیده ایم و شنیده ایم نتوانسته مولد سینمای دینی شود. در تحقیق حاضر سعی شده با شناسایی و تبیین راهکارهای مطرح شده در طول این سال ها و نقد و بررسی آن ها، به پاسخی واضح برسیم. باشد که نویسندگان آثار نمایشی اعم از سینما، تلویزیون و تئاتر که دغدغه ی رسیدن به محتوای دینی را دارند، از این سردرگمی بیرون آیند. ان شا الله این تحقیق بستری مناسب برای فهم درست از فیلمنامه دینی را برای هنرمندان متعهد و مسئولین ذی ربط مشخص می کند، تا با ارائه سیاست های درست، راه غلط گذشته پیموده نشود.

فصل دوم
پیشینه تحقیق و چارچوب نظری

شامل:
– بررسی تحقیقات پیشین
– چارچوب نظری تحقیق

2-1 بررسی تحقیقات پیشین
بیشتر تحقیقاتی که تا به امروز پیرامون فیلمنامه دینی انجام شده است در واقع به نوعی تنها از باب نظریه پردازی مورد توجه بوده و کمتر تحقیقی است که در وادی عمل مورد استفاده فیلمنامه نویس دینی قرار بگیرد. این موضوعیست که در محافل فیلمنامه نویسان هم مورد نقد قرار گرفته است.
هر چند که در ابتدا برخی بر این باور بودند که در مباحث فرمی، فرقی میان فیلمنامه دینی و غیر آن وجود ندارد و تنها محتوا ملاک است، اما در ادامه مشخص شد که امکان ندارد فرم و محتوا از هم تاثیر نپذیرند؛ لذا بعد از آن بیشتر توجه به سمت یافتن راهی برای رسیدن به فرم فیلمنامه دینی رفت و این خود به عقیده بنده مانند قبل از آن که تنها به محتوا می پرداختند، افراط در این مسئله است. اینگونه تفکرات ما را در راه رساندن به فیلمنامه دینی به تاخیر می اندازد. از سوی دیگر بیشتر تحقیقاتی که تا کنون در خصوص سینمای دینی به طور عام و فیلمنامه دینی به طور خاص صورت گرفته، کمکی در راه رسیدن به چنین پیش فرضی نبوده است و تنها به بیان چیزی که باید باشد بسنده شده است.
در جهان غرب و شرق هم مبحث فیلمنامه دینی مورد توجه است که البته دو تفاوت عمده با نظریه پردازان فعلی ما دارند، یکی اینکه اساسا مقصودشان از دین با ما متفاوت است و ثانیا مقصد مورد نظر آنان در فیلمنامه دینی، گاهی غیر دینی و حتی ضد دینیست؛ که به اعتقاد بنده ناشی از برداشت غلطشان از دین است. این امر را در اعتراضِ جوامع دیندار در خود غرب و شرق، نسبت به این گونه فیلم ها می توان دریافت.
در پژوهش حاضر سعی شده است با مطالعه تمامی نظریه های موجود در مورد سینمای دینی به طور عام و فیلمنامه دینی به طور خاص، نقطه قوت و ضعف هر کدام را دریافته و با بررسی آنها، نظریه مختار و حق مشخص شود.
پژوهش حاضر بر خلاف دیگر تحقیقات در این زمینه، فیلمنامه دینی را از سه ضلع فرم، محتوا و نویسنده مورد بررسی قرار می دهد. دو جنبه فرم و محتوا و سهم هر کدام در خلق فیلمنامه دینی بررسی می شود، در انتها نسبت این دو با شخص فیلمنامه نویس مورد توجه قرار می گیرد؛ نکته ای که اکثر نظریه پردازان در این باب از آن غافل بوده اند سهم اصلی شخص فیلمنامه نویس در
خلق فیلمنامه دینیست؛ که در پژوهش حاضر سعی در بررسی این مسئله شده است.

2-1-1 پیشینه طرح:

• ریخت شناسی تطبیقی سینمای دینی در شرق و غرب، چیستا یثربی. 1380
این مقاله توسط چیستا یثربی در سال 1380 در نشریه «شما» در شماره 3 آبان ماه، به چاپ رسیده است. نویسنده در این مقاله، سینمای‌ دینی‌ غرب‌ را به‌ مثلثی‌ تشبیه‌ می کند که‌ هر ضلع‌ آن‌ به‌ یکی‌ از سه‌ زاویه‌ی‌ «خداوند»، «بشر» و «شیطان‌» منتهی‌ می‌شود. در مقابل سینمای‌ دینی‌ شرق‌ را به دایره‌ای‌ که‌ در مرکز آن‌ پروردگار و در محیطش‌ تمام‌ مخلوقات‌ جهان‌ قرار دارند و یا پاره‌خطی‌ است‌ که‌ انسان‌ را در کوتاه‌ترین‌ فاصله‌ به‌ خالقش‌ می‌رساند تشبیه می کند.
در مجموع از این مقاله می توان چنین نتیجه گرفت که سینمای‌ دینی‌ شرق‌ رو به‌ سوی‌ حقیقت‌ دارد و جستجو را با رمز و راز نشان‌ می‌دهد؛ در حالی‌ که‌ سینمای‌ دینی‌ غرب‌ در جستجوی‌ حقیقت‌ عینی‌ و کاربردی‌ برای‌ زندگی‌ است و در واقع‌ پاسخی‌ برای‌ ناامیدی‌ و جستجوگری‌های‌ انسان‌ است‌؛ در مقابل سینمای‌ دینی‌ شرق‌ به‌ منزله‌ی‌ تجلیل‌ و عبادت‌ جهان‌ و یا درک‌ طبیعی‌ هستی‌ است.
در ادامه تیتر وار به ریخت شناسی سینمای دینی غرب و شرق می پردازد:‌
الف)ریخت‌شناسی‌ سینمای‌ دینی‌ غرب
1- شک‌ و تردید قهرمان‌ همراه‌ با حس‌ اضطراب‌ و ناامیدی‌؛
2- تجلی‌ شرّ و ترس‌؛
3- شرّ یا شریر قربانی‌ خود را طلب‌ می‌کند، می‌فریبد یا به‌ دام‌ می‌اندازد؛
4- بهای‌ مقاومت‌ و نزاع‌ در برابر شرّ تعیین‌ می‌شود؛
5- قهرمان‌ بها را می‌پردازد؛
6- قهرمان‌ با از دست‌ دادن‌ چیزی‌ که‌ همان‌ بهای‌ مبارزه‌ با شر است‌، دوباره‌ خیر و نیکی‌ را در جهان‌ حکم‌فرما می‌کند و با این‌ عمل‌ خود، به‌ ایمان‌ و یقین‌ قلبی‌ می‌رسد؛
7- ایمان‌ به‌ وقوع‌ پیوسته‌ و بهای‌ آن‌ نیز توسط‌ قهرمان‌ و یا پیروان‌ او پرداخت‌ شده‌ است‌؛ مظاهر ایمان‌ تجلی‌ پیدا می‌کند و ترس‌ و اضطراب‌ از یاد می‌رود.

ب‌) ریخت‌شناسی‌ سینمای‌ دینی‌ شرق
1- جهان‌ آزمونی‌ است‌ و قهرمان‌ به‌ آزمون‌ فراخوانده‌ می‌شود؛
2- از قهرمان‌ درخواست‌ ایثار می‌شود؛
3- قهرمان‌ با ایثار خود، گویی‌ که‌ به‌ قوانین‌ هستی‌ و خالق‌ آن‌ احترام‌ می‌گذارد؛
4- مفهوم‌ تسلیم‌ با مفهوم‌ خودآگاهی‌ ارتباط‌ نزدیکی‌ دارد؛ از این‌ رو قهرمان‌ شرقی‌ با خودآگاهی‌ و اختیار، آزمون‌ و شروط‌ آن‌ را پذیرا می‌شود؛
5- قهرمان‌ در طی‌ آزمون‌ و ایثار، به‌ خودشناسی‌ و آگاهی‌ برتر می‌رسد؛
6- آگاهی‌ برتر قهرمان‌ به‌ کل‌ مخلوقات‌ و همنوعانش‌ منتقل‌ می‌شود. با آزمون‌ ایثار، ایمانِ قهرمان‌ دوباره‌ سنجیده‌ می‌شود و با آزمون‌ عشق‌ و ایمان‌، او به‌ مرحله‌ای‌ بالاتر از خودآگاهی‌ و آگاهی‌ هستی‌ ارتقا پیدا می‌کند و نسل‌ خود را نیز به‌ این‌ ارتقا می‌رساند.
این تحقیق در جای خود محترم است اما تجربه نشان داده این ها راهکاری کلیدی برای رسیدن به راهی که فیلمنامه نویس بتواند با تمسک به آن فیلمنامه ای دینی خلق کند نیست و تنها می تواند چیستی چیزی که تا به امروز به نام سینمای دینی بوده را به ما بشناساند اما راهکار مناسبی برای ادامه راه نیست.

• مقدمه ای بر قصه اسلامی، محسن مخملباف، 1361
محسن مخملباف جزء نخستین فیلمسازانی بود که اوایل انقلاب اسلامی در سینما شروع به فعالیت کرد؛ اما با اعمال ساختار شکنانه خود خیلی زود نشان داد که اعتقاداتش ریشه در باد دارد و به هیچ بند است. وی قبل از آنکه ریشه و اعتقاد خود را به فراموشی بسپارد در حوزه عمل و تئوریِ سینمای اسلامی گام هایی را برداشت. او با ساخت فیلم «توبه نصوح» در حوزه عمل و نگارش کتاب فوق الذکر در حوزه تئوری سعی کرد نقشی را در این راه ایفا کند.
این کتاب توسط انتشارات حوزه اندیشه و هنر اسلامی، در سال 1361  به چاپ رسید. نویسنده ابتدا با بررسی موضوع «هنر اسلامی» شروع می کند؛ در ادامه به ویژگی های قصه قرآنی می پردازد و داستان نویسی اسلامی را مطرح می کند. وی قصه های قرآنی را الگوی مناسبی برای رسیدن به قصه اسلامی معرفی می کند. اساسا نویسنده این کتاب ویژگی های قصه اسلامی را چنین بر می شمرد: “دوری از سکس و سیاست، سوء استفاده نکردن از مکتب برای پوشاندن ضعف های تکنیکی و استفاده نکردن از هنر برای پوشاندن ضعف های ایدئولوژیک است که ویژگی های سلبی به شمار می آیند.” (مخملباف، 1361: 77-79)
این کتاب همچون نامی که خود نویسنده برای آن انتخاب کرده تنها مقدمه ای برای رسیدن به قصه اسلامی است و نتوانسته گامی تاثیرگذار در این راه بردارد.

• اقتباس از متون دینی در سینمای غرب،  ابوالحسن علوی طباطبایی. 1384
این مقاله در فیلم نگار شماره 41 به چاپ رسیده است. نویسنده، ابتدا به بررسی اقتباس از متون دینی در غرب و نمونه های شاخص سینمای آمریکا و تا حدی اروپا پرداخته است. برداشت ها و اقتباس هایی که از عهد عتیق اسفار کتاب مقدس به ویژه سفر پیدایش و سفر خروج و… اقتباس شده است که از آن افسانه های کتاب مقدس بر پرده سینما جان گرفته اند مورد بررسی قرار گرفته است. اقتباس هایی که در مورد زندگی عیسی مسیح(ع) از عهد جدید و اناجیل اربعه به عمل آمده و حتی بر پایه رمان و داستان دیگری در رابطه با عیسی مسیح(ع) در سینما ساخته شده اند.
بیشتر فیلم های اقتباس شده مورد بحث در این
مقاله از «عهد عتیق» کتاب مقدس است. این پژوهش گر معتقد است که اصولاً تدوین کنندگان «عهد عتیق» تعمدی آشکار و شگفت در رواج فرهنگ مبتنی بر آمیختگی یا هرج و مرج جنسی داشته اند و می نویسد که عهد عتیق سرشار از چنین ایستارهای اخلاقی و الگوهای رفتاری است و آن دسته از فیلم سازان که به جز گیشه ها و مقاصد سیاسیشان به چیز دیگری نمی اندیشیده اند، هرگز تصویری صحیح از مذهب ارائه نکرده اند. این نوع فیلمسازان به خواسته فطری انسان که همان دین و مذهب است به درستی نپرداخته اند.

این پژوهش گر اینچنین نتیجه گیری می کند که در واقع پرداختن به مذاهب، ادیان، شخصیت های بزرگ مذهبی و رهبران روحانی در راستای سودآوری بیشتر در سینمای تجاری غرب بوده است و از آنجا که این نوع فیلم ها نیازی به تبلیغات گسترده ندارند هزینه تبلیغات هم به گردن تهیه کنندگان نمی افتد، چنانچه سیسیل ب. دومیل کارگردان کهنه کار آمریکایی گفته است: «هر فیلمی نیازمند هزینه های فراوان برای تبلیغ است، ولی فیلم های مذهبی به دلیل ارتباط نزدیک مردم با مذهب، نیازی به تبلیغات ندارند.»

• ریخت شناسی قصه های قرآنی محمد حسینی، 1382
این کتاب در تهران و توسط انتشارات ققنوس به چاپ رسیده است. در فصل اول این

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید