اسلامی حقوق بشر مصوب 1411‌، اجلاس وزاری امورخارجه سازمان کنفرانس اسلامی در قاهره (ماده 7 اعلامیه اسلامی حقوق بشر)‌، اعلامیه کنفرانس جهانی حقوق بشر در وین در سال1993، (پاراگراف 9 و 12 قسمت دوم بند «د» عنوان تساوی و کرامت و بردباری، اعلامیه کنفرانس جهانی حقوق بشر در وین). ( پیوندی، 1390: 139 )
این‌ها که برخی اسناد عام و خاص در زمینه حقوق کودک هستند، در جهت احقاق حقوق کودکان تلاش بسیار دارند. همچنین اعضای سازمان ملل در منشور این سازمان وفاداری خود را با حقوق بنیادین بشر و جایگاه و ارزش انسان و حقوق یکسان روز افزون ابراز کرده‌اند و می‌خواهند که وضعیت معیشتی بهتری را به وجود آورند، تا حقوق یکسان اعضای خانواده بشری که اساس آزادی و عدالت و صلح جهان است، نادیده گرفته نشود. به بشر این امتیاز داده شود که از آزادی بیان استفاده کنند فارغ از هرگونه هراسی و مورد حمایت قانون قرار گیرند، تا سرکوب نگردند. دولت‌های عضو هم متعهد شوند برای رسیدن به یک درک مشترک برای دستیابی تمامی مردم و تمامی ملل دنیا به اهدافی که بیان شده اعلام می‌کند، که همه اشخاص و همه نهادهای اجتماعی این اعلامیه را در نظر بگیرند و تلاش برای تشویق به این حقوق و آزادی ها در سطح ملی و بین المللی باشند. (مقدمه اعلامیه جهانی حقوق بشر)
همانطور که در منشور ملل متحد اعلام شده است شناسایی حیثیت ذاتی و حقوق یکسان و غیرقابل انتقال کلیه اعضای خانواده بشر بر مبنای آزادی، عدالت و صلح در جهان است و اینکه کشورها بر طبق منشور ملل متحد به ترویج احترام جهانی و حقوق آزادی‌های بشر ملزم هستند و هر فرد هم نسبت به افراد دیگر و اجتماعی که بدان تعلق دارد، یک سری وظایفی دارد که باید انجام دهد و از آنجایی که کودکان از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند باید در رعایت این حقوق در سطح بین المللی کوشید. (مقدمه میثاق بین المللی) همان طور که می‌دانید مهمترین سند بین المللی در مورد کودکان کنوانسیون حقوق کودک مصوب مجمع عمومی ملل متحد در 20 نوامبر 1989 است که در 2 سبتامبر 1990 لازم الاجرا شده است و اسنادی هم وجود دارد که سراسر به حقوق کودکان مربوط هستند از جمله: اعلامیه‌ی جهانی حقوق کودک (1959)، حداقل مقررات مطلوب سازمان ملل متحد برای اداره دادرسی ویژه نوجوانان (مقررات پکن 1958) مقررات سازمان ملل متحد برای حمایت از نوجوانان محروم از آزادی (1990) (مقدمه کنوانسیون حقوق کودک) و مقاوله نامه‌های سازمان بین‌المللی کار، که بخش خاصی از سازمان ملل است که بهبود عدالت اجتماعی و حقوق انسانی و کاری را که درسطح جهان به رسمیت شناخته شده‌اند.
این سازمان استانداردهای کاری را با شکل مقاوله نامه می سازد و برای حفظ صلح و تعمیم عدالت اجتماعی به کار می بندد. هدف این سازمان ایجاد عدالت اجتماعی و خدمت به مردان و زنان در نقاط مختلف کشور که مشغول به کار است و سعی دارد حقوق مادی و معنوی کارگران را به نحو احسن تأمین کند و چون کودک هم انسان است و از حقوق انسانی برخوردار می باشد باید سعی کرد که حقوق او هم در محیط کار تضییع نگردد و سوء استفاده‌های کاری از او نشود. این سازمان هر مسئله ای را که مربوط به زندگی کارگران و مسائل اداری و اقتصادی مربوط به آنان باشد را مورد رسیدگی قرار می‌دهد و فعالیت‌های ثمربخشی را در زمینه های مختلف انجام داده است. این‌ها نشاندهنده آن است که کودکان به علت عدم تکامل رشد بدنی و فکری، قبل از تولد و بعد از تولد به مراقبت خاصی نیاز دارند، که باید مورد حمایت قانونی قرار بگیرند. که ایّام کودکی توأم با خوشبختی و آرامش و آزادی برایشان فراهم آید و این کنوانسیون ها و اعلامیه ها تشکیل شده اند که حقوق و آزادی های کودکان درجامعه رسماً به آگاهی عمومی برسد و جایگاه حقوق کودک را به اطلاع همگان برسانند و با تدوین قوانین و سایر وسایل و امکانات و تسهیلات بتوانند از نظر جسمی، روانی، اجتماعی، اخلاقی رشد سالمی را طی کنند.
به نظر می رسد که این اسناد بین المللی باعث شدند، که مصالح اساسی کودکان بیش از هر امر دیگری مورد توجه قراربگیرد و تمام جهانیان را از حقوق والای کودکان آگاه سازند و اقدامات خوبی در شناسایی حقوق کودک صورت پذیرد.

فصل دوم
حقوق فرهنگی ناشی از حضانت

1-2 حق آموزش و پرورش:
در دوران تمدن اسلامی آموزش کودکان هم شامل آموزش فنی و حرفه‌ای به صورت استاد- شاگردی و هم آموزش نظری شامل خواندن و نوشتن به ویژه در مراحل بالاتر علوم متداول عصر چون فقه، ریاضیات، نجوم، طب و فلسفه می‌شد. البته از حیث آموزش عملی این رابطه استاد- شاگردی تا عصر حاضر هم ادامه یافته است.
در نظام‌های اجتماعی گذشته آموزش‌های نظری از جمله خواندن و نوشتن مختص طبقات خاص و بالای جامعه بود و شاید بتوان گفت تغییر نظام کاستی پیش از اسلام نیز تأثیر چندانی در این امر نداشته است. در سده‌های میانی توانایی خواندن و نوشتن مخصوص طبقات ممتاز جامعه بود. مثلاً تا عصر کنونی در کشور ما به ویژه در روستاها و طبقات کشاورز به شخص با سواد میرزا گفته می‌شد، که صورت کوتاه شده میرزاده و امیرزاده است. این نکته تلویحاً بدین حقیقت اشاره دارد، که امیرزادگان سواد خواندن و نوشتن داشتند و امیرزادگی و میرزادگی مترادف با، با‌سواد بودن بوده است ( عابد خراسانی، 1389: 135 )
اما در دوران کنونی با تحول دانش بشری و پیدایش علوم و اختراعات نوین آموزش کودکان صورت
نهادینه به خود گرفت و در نهایت با تصویب ” قانون تعلیمات عمومی مصوب 1306 ” و تأسیس مدارس دولتی و خصوصی جنبه قانونی به خود گرفت. همچنین با تصویب ” قانون تأسیس دانشگاه تهران مصوب 1313″ آموزش عالی به صورت امروزین جای خود را در کشورمان باز کرد. اصل 30 قانون اساسی هم مقرر می‌دارد:” دولت موظف است وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسایل تحصیلات عالی را تا سر حد خود کفایی کشور به طور رایگان گسترش دهد.”
مسئله تعلیم و آموزش یکی از مهمترین حقوق کودکان می باشد. باید طوری بستر را برایشان فراهم سازیم که بعداً کودکان بتوانند با آن در اجتماع کار مفید به دست آورند و زندگی خود را به رفاه گذرانند.
امام علی(ع) می‌فرماید: ” العلم فی الصغر کالنقش فی الحجر” علم و یادگیری در دوران کودکی همانند نقش روی سنگ (ماندگار) است. ( الکراجی، بی‌تا: 319 )
حق کودکان بر تعلیم، از تکالیف والدین است، که باید تمام توان خود را در طبق اخلاص گذاشته و باعث پیشرفت کودکانشان شوند و هم از وظایف حکومت می‌باشد، که به عنوان متولی جامعه برای آماده‌سازی بستر تعلیم و تهیه امکانات لازم مساعدت نماید. تا سرانجام در جامعه هیچ کودکی برای فراگیری علم، کمبود یا مشکلی نداشته باشد.
اهمیت آموزش و پرورش به دلیل ریشه کنی بی‌سوادی و گسترش فن و دانش و در آخر داشتن جامعه‌ای سربلند و سالم است. هرچند قانون اساسی مقررات صریحی پیرامون حمایت از کودکان ندارد، اما حقّ همه افراد ملّت در برخورداری از آموزش و پرورش رایگان در تمام سطوح و تکلیف دولت در فراهم کردن وسایل آموزش و پرورش رایگان تا پایان دوره متوسطه، مندرج در اصل 30 قانون اساسی این توقع اجتماعی را ایجاد کرده است که کودکان جامعه حق و تکلیف دارند تحصیلات خود را بی هیچ مانعی تا پایان دوره متوسطه ادامه دهند. البته درصورتی است که از نظر اقتصادی این کودکان مشکلاتی نداشته باشند تا مجبور شوند بین درس و مدرسه و کار یکی را انتخاب کنند. داشتن دانش از طریق آموزش و پرورش صحیح باعث می‌شود که انسان از عالم جهالت خارج شود و ابزار دانستن را در اختیار گیرد، تا بداند چه حقوقی را مطالبه کند یا در صورت نقض آن حقوق چه اقدامی باید انجام دهد. که با برنامه ریزی و سرمایه گذاری دولت‌ها می توان چنین حقی را برای کودکان به اجرا گذاشت. زیرا خیلی از کودکان حق و حقوق خود را به درستی نمی‌شناسند و از بسیاری حقوق اساسی خود محروم هستند.
از آنجایی که دوران تحصیل از مهمترین دوران زندگی هر فرد محسوب می‌شود. چگونگی و ماهیت این دوران است که پایه بسیاری از بنیان های اخلاقی، فکری، اعتقادی و اجتماعی و فرهنگی هر فرد را تشکیل می دهد. توجه به این دوران در چارچوب رعایت قوانینی که در جهت حمایت کودکان وضع شده است، امری ضروری و واجب است، به عبارتی دیگر از آنجایی که توسعه منابع انسانی، سعادت و پویایی یک جامعه با افکار و اندیشه‌های افراد آن جامعه ارتباط تنگاتنگی دارد و با توجه به اینکه مهمترین رسالت آموزش و پرورش در یک کشور آماده کردن کودکان برای پذیرش نقش‌های مختلف فرهنگی و اجتماعی می‌باشد. توجه به این حقوق اساسی آن‌ها امری مهم و ضروری به شمار می آید. ( دبیری اصفهانی، 1389: 128 )
حق بر آموزش، عموماً یک حق فرهنگی محسوب می‌شود، اما با سایر حقوق بشر نیز ارتباط دارد آزادی‌های آموزشی و علمی، بخش مهمی از حقوق بشر معاصر را تشکیل داده است و برخورداری از حقوق مدنی و سیاسی (مثل آزادی اطلاعات، آزادی بیان، تجمع و تشکیل اتحادیه، حق رای دادن و انتخاب شدن یا حق دسترس برابر به خدمات عمومی) به یک سطح حداقلی از آموزش نظیر خواندن و نوشتن مربوط است و همچنین بسیاری از حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نظیر حق انتخاب کار، دست مزد برابر برای کار برابر، تشکیل اتحادیه های تجاری، مشارکت در زندگی فرهنگی، بهره مند شدن از منافع پیشرفت های علمی دریافت آموزش بالاتر بر اساس ظرفیت، فقط هنگامی می تواند معنای منطقی داشته باشد، که به سطح حداقلی از آموزش رسیده باشیم.(نوواک، 1390: 229)
آموزش ابزار مهمی برای توسعه حقوق بشر است. آموزش حقوق بشر در تمامی سطوح، مهمترین راه ایجاد یک فرهنگ حقوق بشری جهانی است، که کودکان ما هم جزیی از این بشر هستند و باید آموزش دیده شوند و حق آموزش آن ها نادیده گرفته نشود. یکی از اصلی ترین وظایف امروزی حکومت‌ها، ایجاد نهادهای آموزشی، سازمان غیر دولتی و دولتی است که حقوق افراد به درستی در مقابل دیگران رعایت شود. تقریباً یک حقیقت آشکار است که دولت‌ها بایستی آموزش را تا حدّ استاندارد مشخص برای هر انسانی اجباری کنند، و وظیفه اولیه والدین آموزش کافی دادن به کودکان است و وظیفه دولت نظارت بر انجام وظایف والدین و ارائه آموزش از طریق مدارس می‌باشد. ( همان منبع، 232 )
طبق ماده 26 اعلامیه جهانی حقوق بشر:
1. آموزش و پرورش حق همگان است. آموزش و پرورش میبایست، دست کم در دوره‌های ابتدایی و پایه، رایگان در اختیار همگان قرار گیرد. آموزش ابتدایی می‌بایست اجباری باشد. آموزش فنی و حرفه‌ای نیز می‌بایست قابل دسترس برای همه مردم بوده و دستیابی به آموزش عالی به شکلی برابر برای تمامی افراد و بر پایه شایستگی‌های فردی صورت پذیرد.
2. آموزش و پرورش می‌بایست در جهت رشد همه جانبه شخصیت انسان و تقویت رعایت حقوق بشر و آزادی‌های اساسی باشد. آموزش و پرورش باید به گسترش حسن تفاهم، دگرپذیری{تسامح} و دوستی میان تمامی ملّت‌ها
و گروه‌های نژادی یا دینی و نیز به برنامه‌های “ملل متحد” در راه حفظ صلح یاری رساند.
3. پدر و مادر در نوع آموزش و پرورش برای فرزندان خود برتری دارند.
حق هر فرد بر آموزش ابتدایی اجباری و رایگان و حق دسترسی برابر به آموزش عالی و همچنین در ماده 2 پروتکل شماره 1 کنوانسیون حمایت از حقوق بشر و آزادی بنیادین تأکید زیادی بر حق والدین در انتخاب آموزش کودکان دارد.
حق بر آموزش، دولت ها را مکلف به تأمین و توسعه نظام مدارس و سایر مؤسسات آموزشی می کند، تا بتوانند آموزش برای هر فرد را در صورت امکان به صورت رایگان تأمین کنند. نظیر حق بر کار که بنیادی‌ترین حق اقتصادی است و حق بر یک استاندارد مطلوبی از زندگی جامع ترین حق اجتماعی است و حق بر آموزش، پایه ای ترین نیازهای بشر برای رشد شخصیت تلقی می شود. حق بر آموزش در بردارنده تکالیفی خاص برای دولت‌ها در جهت دسترسی هر شخصی ” بدون تبعیض ” به این حق و مبارزه با نابرابری های موجود در دسترسی و بهره مندی از آموزش به

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید