دانلود پایان نامه

شده است، ولی برخی دیگر از عالمان اهل سنت نظرات دیگری دارند و قائل هستند مراد از اهل بیت در حدیث ثقلین، علمای امت هستند.83
لکن حق در این توجیه و تفسیرها آن است که ما به کلمات خود پیامبر مراجعه کنیم و ببینیم آیا حضرت، اهل بیت خود را معرفی و مصداق آن را تعیین کرده است ؟ خوشبختانه ما در احادیث متعددی در صحیح مسلم و صحیح ترمذی می‌بینیم پیامبر اکرم هم در کلمات مبارکش و هم در عمل، اهل بیت خود را معرفی فرموده است. البته در منابع موثق و کتب معتبر دیگر، از اهل سنت نیز این مطلب آمده است ولی چون محور بحث در این رساله، صحاح سته است از آوردن آن‌ها خود داری می‌شود.
1.مسلم در صحیح خود از عایشه نقل می‌کند:
پیامبر صبحگاهی از خانه خارج شد، در حالی که بر دوش او پارچه ای از پشم خیاطی نشده بود. حسن بن علی بر اووارد شد پیامبر او را داخل کسا کرد. آن گاه حسین وارد شد، او را نیز داخل کرد. آن گاه این آیه را تلاوت فرمود: (انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیراً).84
2.مسلم در صحیح خود در باب فضایل الصحابه در ذیل آیه شریف مباهله85 حدیثی از سعد بن ابی وقاص نقل می‌کند.
«انما نزلت هذه الایه (ندع ابنائنا و ابنائکم…) دعا رسول الله علیاً و فاطمه و حسناً و حسیناً فقال: اللهم هولاء اهلی».86
3.ترمذی به سند خود از انس بن مالک نقل می‌کند:
رسول خدا تا شش ماه، هنگام رفتن به نماز صبح، پیوسته بر در خانه فاطمه گذر می‌کرد و می‌فرمود: «الصلاه یا اهل البیت (انما یرید الله لیذهب عنک الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیراً).87
4.ترمذی این حدیث رابه سند متعدد در صحیح خود و نیز در کتاب تفسیر قرآن و در کتاب مناقب نقل می‌کند که از ذکر بقیه موارد می‌گذریم.
آنچه مسلم است این که اهل بیت پیامبر کسانی هستند که در کسای پیامبر قرار گرفتند یا در مباهله حاضر شدند. به یقین، اهل بیت پیامبر محدود و افراد خاصی را شامل می‌شود.
مراد از عترت پیامبر چه کسانی هستند؟
برای درک بیشتر حدیث ثقلین، لازم است مشخص شود مراد از عترت و مصادیق آنچه کسانی اند که پیامبر آنها را عدل قرآن قرار داد؟
شکی نیست مراداز عترت، تمام خویشاوندان نیست. ابن اثیر در نهایه در ماده (عتر) می‌نویسد:
عترت شخص، به اخص خویشاوندان ونزدیکان گفته می‌شود. و عترت رسول الله فرزندان فاطمه هستند.88
پس عترت پیامبر همچون اهل بیت، افراد بسیار محدودی را شامل می‌شود، به ویژه ان که عدل قرآن قرار گرفته اند.به عبارت دیگر، باید همچون قرآن، مصون از گنان و خطا و دارای مقام و شأنی همچون قرآن باشند، لذا این ویژگی، فقط بر خواص از نزدیکان پیامبر واله وسلم قابل حمل است.
علامه مناوی در شرح حدیث ثقلین می‌نویسد:
مقصود از عترت پیامبر تنها افرادی هستند که دارای علم و پاکی خاص بوده وهیچ گاه از قرآن جدا نمی‌شوند. این افراد همان اصحاب کسا هستند که خداوند رجس و پلیدی را از آنها دور کرده است.89
پس مراد از عترت، همان خواص و افراد ویژه ای هستند که در اهل بیت مطرح شده اند . این که پیامبر در موارد متعددی ثقلین را مطرح فرموده اند و در این حدیث گهربار، عترت و اهل بیت خود را همتای قرآن و عدل آن قرار داده اند و هر دو را تا قیامت، پایداری و جدایی ناپذیر دانسته اند، نشان از نکات مهم و سرنوشت سازی دارد که فهم آن، نهایت دقت را لازم دارد.یکی از نکات مهم این است: همان گونه که قرآن تا پایان عمر دنیا بقا دارد، کسی از عترت و اهل بیت پیامبر نیز باید کنار قرآن باشد و فقدان یکی از این دو، موجب لغو در سخن نبوی می‌شود. همچنین عدم تمسک به یکی از این دو، خسران وضلالت را همراه دارد. اکنون باید دید این فرد از اهل بیت و عترت رسول خدا وآله وسلم چه کسی است ؟
از آن جا که کلام پیامبر خصوصاً درعباراتی که صحیح مسلم و ترمذی مطرح کرده اند به گونه ای جدی و دقیق است که هر مسلمانی اهل بیت پیامبر را تا پایان عالم بشناسند، تا مصداق «لن یفترقا» بین قرآن و اهل بیت تجبلی بیابد.
بسیاری از دانشمندان و محققان اهل سنت، اهل بیت پیامبر را امام علی و فاطمه و فرزندان فاطمه شمرده اند. ابن حجر در کتابش از ابوبکر نقل می‌کند که امام علی مهم ترین مصداق عترت پیامبر است. سپس ابن حجر می‌نویسد:
عترت باید کسانی باشند که تمسک به آن‌ها تا قیامت شایسته، و موجب بقا و ایمنی برای اهل زمین باشد، همچون قرآن کریم، به همین سبب پیامبر وآله و سلم تمام مسلمین را امر کرده است که به اهل بیت او تمسک کنند.90
اکنون باید به دنبال یافتن مصداق اهل بیت و عترت پیامبر در زمانی فعلی باشیم. انسان منصف، با توجه به روایات پیامبر وآله وسلم آن هم در صحاح سته، در می‌یابد وجود مبارک آن حضرت، مصادیق عترت و اهل بیت خود را مشخص فرموده است. البته بعضی از دانشمندان اهل سنت، همچون سبط بن جوزی و علامه قندوزی در کتب خود تصریح کرده اند که مراد از اهل بیت پیامبر واله وسلم و عترت آن حضرت در حدیث ثقلین، همان ائمه اثنا عشر و خلفای دوازدهگانه هستند.91
پیامبر اکرم در روایات متعددی امام مهدی را فردی از اهل بیت و عترت خود مطرح کرده که عدل قرآن است، یعنی وجود مبارک نبی مکرم اسلام حجت را بر همگان تمام کرده است که هیچ زمانی نیست که زمین از عترت و اهل بیت پیامبر خالی باشد، همان طور که از قرآن خالی نیست.
در سنن ابوداوود به سند خود از پیامبر نقل می‌کند که آن حضرت فرمود:
ل
ا تنقضی الایام و لایذهب الدهر حتی یملک العرب رجل من اهل بیتی اسمه یواطی اسمی.92
در سنن ترمذی از رسول خدا نقل می‌کند که آن حضرت فمود:
لا تذهب الدنیا حتی یملک العرب من اهل بیت یواطی اسمه اسمی.93
در سنن ابو داوود آمده است که ابی سعید خدری می‌گوید:
پیامبر واله وسلم فرمود: المهدی منی.94
در سنن ابوداوود از ام سلمه نقل می‌کند که پیامبر واله وسلم فرمود: «المهدی من عترتی من ولد فاطمه، 95 امام مهدی از عترت من واز فرزندان فاطمه است». همین حدیث در سنن ابن ماجه نیز آمده است.
البته احادیث دیگری که امام مهدی را از فرزندان فاطمه و از اهل بیت پیامبر بداند، متعدد است.
طبق احادیثی که مطرح شد، در می‌یابیم قرآن و اهل بیت در هیچ زمانی از هم جدا نخواهد شد و وجود یکی بدون دیگری ممکن نیست و نیز در می‌یابیم که امام مهدی از فرزندان فاطمه و از اهل بیت و عترت پیامبر و یکی از ثقلین است که همتای قرآن است و تمسک به آن حضرت در کنار قرآن موجب سعادت خواهد شد.
3. حدیث «معرفت امام»
یکی دیگر از احادیثی که شیعه وسنی آن را نقل و درکتب معتبر خد مطرح کرده اند، حدیث «معرفت امام» است. این حدیث در قالب ‌های گوناگونی نقل شده است، ولی اساس روایت در همه این نقل ها، یک معنا را دنبال می‌کند.برای بررسی این حدیث، لازم است به برخی از این نقل‌ها در صحاح سته توجه کنیم:
متن حدیث
بخاری در صحیح خود از ابن عباس نقل می‌کند که پیامبر وآله و سلم فرمود:
من خرج من السطان شبراً مات میته جاهلیه:
هر کس از سلطنت حاکمی به اندازه یک وجب بیرون برود، به مرگ جاهلیت مرده است.96
2.مسلم در صحیح خود از رسول خدا واله وسلم نقل می‌کند که آن حضرت فرمود:
من مات و لیس فی عنقه بیعه مات میته جاهلیه
هر کس بمیرد در حالی که بر گردنش بیعت نباشد، به مرگ جاهلیت ازد نیا رفته است.97
3.ابو داوود در سنن خود از ابوذر نقل می‌کند که رسول خدا وآله وسلم فرمود:
من فارق الجماعه شبراً م فقد خلع ربقه الاسلام من عنقه،
هر کس از جماعت به اندازه یک وجب خاچ بشود، همانا ریسمان اسلام را از گردنش خارج کرده است.98
این حدیث در مصنف عبد الرزاق صنعانی و مصنف ابن ابی شیبه و صحیح ابن حبان و کتب معتبر دیگر آمده است و عبارات روایت در برخی از این کتاب‌ها به صورت «من مات و لیس له امام مات میتۀ جاهلیۀ» ذکر شده است.99 البته هر دو مصنف از حیث زمانی، بر صحاح سته مقدم بوده و از اعتابر بالایی برخوردار می‌باشند.
شایان ذکر است این حدیث در صحاح سته با متون مختلف و از طریق بیش از ده نفر از اصحاب نقل شده است.
می بینیم این حدیث، در نقل‌های متفاوت و نیز اسناد متعدد آن هم در کتب معتبر مطرح شده است و به بررسی سندی نیاز نیست. برخی علمای اهل سنت، به صحت این حدیث تصریح کرده اند.
تمام این نقل‌ها با متون متعدد، یک معنا را به ذهن متبادر می‌کند و آن، «مرگ جاهلیت در صورت عدم معرفت به حاکم و امام» است و این روایت در منابع شیعی نیز آمده است. مرحوم علاه مجلسی در کتاب گرانسنگ بحار الانوار، برای این حدیث، ده‌ها طریق و سند از کتب معتبر شیعی را متذکر شده است.100
نکات قابل استفاده از حدیث
1.مسلمین همیشه باید به اسلام و امام توجه و معرفت داشته باشند و بیتعت امام را بر گردن خویش احساس کنند.
2..این کلام پیامبر صل الله علیبه وآله وسلم همچون دیگر کلمات آن حضرت، و حیانی است، لذا بین موضوع و حکم آن باید تناسب برقرار باشد. این که پیامبر واله وسلم مردم را به یک مطلب مهم ترغیب و از عدم معرفت به آن، بیم می‌دهد نشان از اهمیت مطلب دارد.
مراد پیامبر از این که «مسلمین باید به امام معرفت داشته باشند و گرنه، به مرگ جاهلیت مرده اند»، چه کسی است؟ آیا هر حاکم و سلطانی را شامل می‌شود ؟ این که فرمود: «ولو یک وجب ازسلطه او خارج بشوید، به مرگ جاهلیت مرده اید» آیا این حاکم با هر امام و حاکم غیر عادلی سازگاری دارد؟
با کمی تأمل می‌بینیم وجود مبارک پیامبر وآله وسلم در احادیث متعددی، مصادیق امام و حاکم را مطرح فرموده اند. زیباترین بیان آن بزرگوار در حدیث ثقلین است که فرمود: قرآن و عترت من از همدیگر جدا نمی‌شوند و هر دو، مایه هدایت و سعادت شما هستند. اگر به این دو تمسک کنید، راه هدایت را رفته اید وگرنه، گمراه می‌شوید.
حاکم نیشابوری در المستدرک علی الصحیحین حدیثی از رسول خدا نقل می‌کند که آن حضرت فرمود:
من أراد أن یحیی حیاتی و یموت مماتی و یسکن جنه الخلد التی وعدنی ربی فلیقول علی بن ابی طالب فانه لن یخرجکم من هدی ولن یدخلکم فی ضلاله،
هر کسی می‌خواهد زندگی و مرگی مثل من داشته باشد و در بهشت خلد که پروردگارم وعده داده است، سکنی گزیند، باید تحت ولایت علی بن الی طالب در آید، زیرا او کسی است که شما را از هدایت بیرون نکرده و در گمراهی وارد نخواهد کرد.101
بنابراین حاکم و سلطانی که در بیان محدیث معرفت مطرح شده، باید همچون عبلی بن ابی طالب دارای مقام بلند علم و عصمت باشد، تا آدمی با شناخت و بیعت با اوراه هدایت را طی کند.
نکته قابل توجه این که ابو داوود حدیث معرفت امام را در بابب قتل خوارج آورده و سخنان پیامبر. را درباره بیعت علی و حرکت در مسیر او به نحوی گوشزد کرده است.
دربعضی از احادیث، به جای سلطان، از «جماعت» سخن گفته اند اگر مراد، جماعت بر حق و در مسیر حق باشد سخنی روا و حق است و گرنه پذیرفتن این سخن که پیروی از هر
جماعتی لازم است، تالی فاسد فراوانی دارد.
سخن آخر این که درزمان حاضر بیتعت چه کسی را باید پذیرفت و به کدم امام و سلطان و حاکم معرفت پیدا کرد، تا انسان دچار مرگ جاهلی نشود؟
طبق حدیث ثقلین، باید از اهل بیت و عترت پیامبر کسی باشد.
که همتا و عدل قرآن قرار بگیرد و هر دو جانشین رسول خدا هستند. در حدیث دوازده خلیفه نیز وجود مبارک پیامبر، خلفای دوازدهگانه بعد از خود را مطرح فرمود. از این دو مطلب، اثبات می‌شود که معرفت به امام مهدی و تحت ولایت و بیعت آن حضرت قرار گرفتن، تنها مصداق حدیث معرفت امام است که در کلمات پیامبر مطرح شده بود، حال اگر مسلمین به چنین درکی برسند، نقطه مهم تلاقی وحدت وانسجام دینی پیش خواهدآمد، تا ان شاء الله این انسجام به همبستگی و همدلی برسد، تا زمینه سلطنت و حکومت آن حضرت فراهم شود.
احادیث خاص مهدویت در صحاح سته
دراین قسمت به بررسی احادیث مهدویت به طور خاص در صحاح سته می‌پردازیم وبه

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید